تاريخ: چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت: ۶:۵۸ ب.ظ
زمانی که ازایران و تاثیر تمدن این مردم در ادامه حیات انسان سخن به میان می آید گروهی ازافرادفکرمی کنندکه هدف کوبیدن و تخطئه سایربخش های فرهنگ عمومی (مثل دین و اسلام) می باشد وازاین روی به سرعت موضع می گیرندو با مطرح ساختن مفاهیمی که ارزشی و مقدس می باشندبه قولی مانع ازانعقادکلام می گردند درحالی که بایداین دوستان بدانندکه هدف انتقال این مفهوم است که مردم ایران وتمدن منتسب به آنها حتی در جهانگیری آیین مقدس اسلام بسیارموثربوده اندو هستند ازاین روی می بایدافتخارات متعلق به مردم ایران را پاس داشت و ازآنها برای توسعه نوع نگاه وطرز تلقی که می تواندبه توسعه وپیشرفت مشارکت مردمی در بنیادگذاری اقدامات جدیدتراستفاده نمودکمک کرد مثلا زمانی که درعهدساسانیان دانشگاه جندی شاپور توانسته بود با تربیت دانشمندان بزرگی علم را زمینه ای رفتارهای فردی و اجتماعی بنمایدآیا پس از پیروزی عرب ها برایران از همین روش ها ودانشمندان برای توسعه تفکراسلامی دراقصی نقاط جهان استفاده ننمودند و یا اثرماندگارعلمی تحقیقاتی آنها مجددا به تاسیس مرکزبزرگ علمی چون نظامیه های بزرگی که توانست علم را دربلاداسلامی بگستراند منتهی نگردیدپس آنجا که اسلام وتمدن ایرانی درکنارهم وبرای تعمیم خواست های هم کمک های فراوان ومتقابلی به همدیگرنموده اندسزاوارنیست که کسی برای بالا دانستن نام اسلام ویا کس دیگری برای برتری دادن به نوع نگاه ایرانی به این دوموجودیت نگاه تخریبی بیاندازد بلکه بایدکمک شودکه درادامه راه هم این دوبتواندهمچون گذشته یاری گرهم درگذرازفرازهای تاریخی باشند اما درخصوص مدارس نظامیه بایدعنوان نمودکه تاسیس این مدارس توسط خواجه نظام الملک ودرعهدسلجوقیان کمک موثری بر ادامه تمدن ایرانی بودکه برای پاسداشت این عمل لازم است نگاه مختصری به این برگ زرین ازتاریخ بیاندازیم
تاسیس مدارس نظامیه با دوران سلطنت آلپ ارسلان سلجوقی (455-465 هـ. ق ) دومین پادشاه بزرگ این سلسله مقارن بوده است . ظهورسلجوقیان که نخستین بار از جانب شرق ایران به عرصه تاریخ اسلام قدم نهادند آغاز دوران جدیدو پر آوازه در قسمت وسیعی از دنیای اسلام میباشد ‚ امپراطوری سلجوقی در بدو امر برسازمانی قبایلی از ترکان تکیه داشت و برخلاف روش معمول در ایران از اعتقاد به یک فرمانروای مطلق به دور بود ‚ این ترکان تازه مسلمان مانند دیگر اقوام صحرانشین و بیابان گردی که به ایران تاختند گرچه در زمینه جهانگیری و فتوحات از خود قدرت و لیاقت نشان داده اند اما به هیچ وجه با آداب و رسوم جهانداری آشنایی نداشتند و توفیقشان در تشکیل این امپراطوری مقتدر تنها از آن جهت بود که از وجود مردان لایق ایرانی استفاده نمودند و از تجارب آنان در شناسایی به احوال این سرزمین و مردمش و آئین کشورداری از آنان مدد گرفتند.
خواجه نظام الملک طوسی یکی از شخصیتهای برجسته و نیرومند این آب و خاک بود که از قدرت سلجوقیاندر برانداختن رژیم ملوک الطوایفی که از مدتها پیش به قسمتهای وسیعی از ممالک اسلامی حکومت داشت استفاده نمود و با پیوند دادن این قدرتها اساس یک حکومت مطلق مرکزی را که از ایران بر این متصرفات وسیع حکم فرمائی می نمود بوجود آورد. نقش این خواجه بزرگ در تاریخ سیاسی اسلام بیشتر از آن جهت در خور اهمیت است که از یک سو سلجوقیان تازه مسلمان را در چهار چوبه شریعت اسلامیمحدود نگهداشت و از سوی دیگر آنان را با آداب و رسوم کشور داری حکمرانان گذشته ایران آشنا و مربوط ساخت. خواجه در محیطی دیده به جهان گشوده بود که مذهب بر همه چیز آن غلبه داشت و بالطبع او نیز تحت چنین شرایطی رشد یافته بود ‚ چند سالی پیش از آنکه زمام کلی امور حکومت را به دست گیرد و صاحب امر و نهی در قلمرو سلجوقیان شود ‚ عمید الملک کندری سلف حنفی مذهب شدیداً متعصب وی چنان در مقابل حمایت از پادشاهان حنفی مذهب سلجوقی از پیروان حنفی روز به روز بر قدرت این فرقه از مذاهب اربعه اهل سنت می افزود ‚ به طوری که حنفیه خراسان روز گار را بر شافعیه تنگ میکردند ‚ و خواجه که خود از شافعی مذهبان متعصب بود از این وضع خشنود نبود‚ در مقابل این وضعیت خواجه تدابیرخاص مذهبی را اتخاذ نمود که به نظر او هم تامین عدالت را ممکن مینمود و هم تقریب مذاهب را ‚ امری که خواجه از ابتدای دوران وزارت از آن بیمناک بود نهضت نامرئی ودر عین حال سریع اسماعیلیه در شرق اسلام ودر حوزه فرمانروایی او بود . این گروه تندرو که دشمن سرسخت و کینه توزی چون خواجه را در مقابل خود میدید بسیاری از توده های ناراضی و مخالف سیاست خواجه نظام الملک را بخود جذب نمود ه بود و روز به روز بر دامنه فعالیت خود می افزود ‚ از طرفی خواجه نظام الملک که از هوا داران سر سخت خلافت عباسی بودبه هیچ وجه نمیخواست که اعتقاد به خلفای فاطمی که از دشمنان آل عباس بودند در حوزه فرمانروائی او رواج گیرد ‚ از اینرو تمامی تلاش خود را متوجه ریشه کن ساختن عناصر شیعه و اسماعیلی نمود که به نظر او دشمن مشترکی بودند برای مذاهب چهار گانه اهل سنت ‚ خواجه با حمله قدرت قلم و قدم به این فرقه ها رحم نکرد ‚ چنانکه از یک سو بخش عمده کتاب سیاست نامه خود را به بیان مثائب شیعه و با طنیه اختصاص داد و آنان را در ردیف گبران وسرخ جامه گان و خرمدینان معرفی نمود و پادشاه وقت را از دخالت دادن ایشان در امور دولتی بر حذر داشت و از سوی دیگر به فکر تاسیس مراکزی افتاد که از هر جهت بتوانند به آرزو های او در تحقق بخشیدن به مبارزه با این فرقه ها جامه عمل بپوشاند . از این جهت مدارس نظامیه را به منظور اقدامی متقابل در برابرجامع الازهر که مرکز فعال علمی و فرهنگی فاطمیان مصربود تاسیس کرد.
نظامیه ها اولین مدارس اسلامی نیستند !
نظامیه ها گرچه بر خلاف مشهور نخستین مدارس اسلامی نبوده است ‚ اما انتساب آن به خواجه بزرگ و سیاست خاصی که خود او در سازمان عظیم وتنظیم برنامه های آن بکاربرد کلیه سازمانهای علمی و معاصر وپیش از آن را تحت تاثیر وتحت الشعاع قرار داد وآنها را از شهرت و اعتبار انداخت . مدارس نظامیه تادیرگاهی از مراکز مهم علمی و مذهبی دنیای اسلام بود. استادان آن غالبا اعلم ودانشمندان عصر بودند . دانش پژوهان از بلاد اسلاس به این مدارس روی می آوردند و تحصیل در نظامیه ها را از بزرگترین افتخارات علمی واجتماعی خود میدانستند . فارغ التحصیلان نظامیه ها همانگونه که منظور موسس آن بود به عالیترین مراتب علمی وسیاسی ومذهبی آن زمان نائل می شدند در این دانشگاههای کهن اسلامی به منظور رفاه استادان و دانشجویان مسکن – کمک هزینه تحصیلی در نظر گرفته شده بود. کتابخانه های بزرگ و مجهز این مدارس انواع واقسام کتب را در اختیار طلاب علم قرار میدادند. مجالس وعظ و خطابه آن برای استفاده عموم دائر بود. اعضاء گروه آموزشی این مدارس درجات معین ومخصوص به خود داشتند و با عنوان مدرس‚ نائب ‚ معید ‚ فقیه ‚ خازن امکتبه ( کتابدار ) در این مناصب انجام وظیفه مینمودند . وکلیه این برنامه ها ابداعی و ابتکاری سرمشقی شد برای آن دسته از موسسات عالی اسلامی وحتی کمترین دانشگاههای اروپائی که پس از نظامیه ها بوجود آمدند و سرمشقی که تاکنون مدارس علمیه شیعه و سنی برپایه آن اداره میشود .
نظامیه ها سر منشاء مدارس بعدی
تاسیس مدارس نظامیه آغاز نهضتی چشم گیر در گسترش دامنه مدارس اسلامی گردید و بسیاری از بزرگان علمی وسیاسی رابرآن داشت که به تاسی ازروش خواجه نظام الملک به تاسیس مراکزی از این نوع مبادرت ورزند ‚ چنانکه فاصله نیمه دوم قرن پنجم تا حمله مغول در نیمه دوم قرن هفتم در تاریخ علمی اسلام به وفور مدارس ممتاز و مشهور گردیده است . مدارس نظامیه با تمام ویژگیهایش وعلیرغم آنهمه نتایج مطلوب و مثبتی که داشت اثیر سوء و نامطلوب نیز بر جای گذاشت که بیشتر از تعصبات مذهبی موسس آن ناشی شده بود.
تاثیرات نظامیه ها ( اجتماعی- سیاسی- فرهنگی )
در نتیجه طرفداری بی چون وچرای خواجه نظام الملک از مذهب شافعی نه تنها رسمیت و آنرا در ممالک اسلامی ممکن نساخت بلکه پیروان سایر مذاهب و ارباب سیاست را به تعصب و طرفداری از مذهب معتقد خود ترغیب وتشجیع نمود . اسماعیلیان با آنهمه سختگیری های خواجه همچنان بر دامنه فعالیت خود می افزودند . حسن صباح رئیس این فرقه در مناطقی از ایران که خواجه دست او را از حکومن ملکشاه کوتاه نموده بود با غلبه بر استحکامات کوهستانی و ایجاد ترور و وحشت خواب را از چشم مخالفان خود ربود و با قتل خواجه نظام الملک به دست یکی از پیروانش سر انجام انتقام خویش را از این دشمن دیرینه گرفت و بزرگترین ضربه رابر پیکره مخالفان اسماعیلیه وارد ساخت . دارالملک اصفهان که خواجه آنرا مرکز نفوذ شافعیه نموده بود و حتی بر خلاف میل شاه اجازه نمی داد نام ابوحنیفه را مقدم بر شافعی بر مدرسه ملکشاه بنویسند پس از مرگ او میدان تاخت وتاز جانشینان ملکشاه گردید . چنانکه بدستور سلطان محمد پسر ملکشاه بسیاری از شافعیان را کشتند و با اعزاملشگر به مسجد جامع شهر که خواجه به سبب تعصب به شافعیان اختصاص داده بود ‚ حنفیان را به نماز و خطبه کشانید و به شکرانه این پیروزی نماز به جا آورد و صلات و صدقات داد و همین کار را در جامع همدان نمود و درست در روزگاری که مهاجمان مسیحی و جنگجویان صلیبی بلاد اسلامی را مورد حمله قرار دادند ‚ سرزمین اسلامی مان در آتش کینه وتعصبات مذهبی میسوخت و این رویداد های دلخراش تا حدود زیادی از پرتو سیاست مذهبی خواجه و تاثیرات سوء اجتماعی مدارس نظامیه بود.
مدارس نظامیه در شمار آن دسته از مراکز علمی نبوده است ککه نوابغ بشری را از هر نژادی وملیتی در خدمت به علم به سوی خود جذب نمایید بلکه با اعمال محدودیتهای علمی و مذهبی نادیده گرفتن بسیاری از رشته های دانش بشری وضع دانشمندان و دانش پژوهان غیر شافعی پیشرفت علوم و اندیشه های آزاد را در مسیر رکود و انحطاط قرار داد و عواملی را که در قرنهای نخستین اسلامی باعث پیدایش وتحرک نیروی ابداع وابتکار شده بود تا حدود زیادی از بین برد و توجه دانشمندان را به شیوه سنت گرائی و تقلید و شرح وتحشیه ویا تفسیر بر آثار پیشینیان معطوف ساخت .
