وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: جمعه هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت: ۷:۳ ب.ظ
اندرزی از امام علی(ع) 
مولا علي (ع) : کساني که مست غفلت و غرور هستند ، خيلي ديرتر از مست شدگان از شراب ، به هوش مي آيند . خود پسندي افراد مغرور و خويشتن پرست ، دليل بر نقص معنوي و غرور اخلاقي آنها است . کساني که به اين بيماري مبتلا هستند و از مردم توقع احترام بيش از حد شايستگي دارند ، بدون ترديد با محروميت و شکست روبرو خواهند شد و بر اثر آن دچار عقده حقارت مي شوند. الحديث جلد 2 صفحه 343
انسان در حقیقت موجودیست همسان طبیعت وچون او بی تکلف وبخشنده اما دربرخی ازاوقات که منویات درونیش به غلیان درمی آید همسان طبیعت سرکش می شود و با دور شدن ازماهیت خود موجودی می گردد که اگر مقرراتی برای مهاراو ویا آموزش هایی برای درراه داشتن او ازچنین غلیانی بکارگرفته نشودمسلم است که به خودو دیگران که به نوعی وابسته به اومی باشندآسیب می رساند
یکی از مواردی که می توان آن را غلیان احساس انسان دانست و بدلیل خطرناک بودن آن می بایدبا تقویت مبانی فکری و عملی انسان مانع از طغیان ناشی ازآن شدهمانا آلوده شدن خوی ومنش انسان به صفت مذموم غرورمی باشد زیرا که غرور با کندن انسان ازصفاتی چون یکدلی ،همذات پنداری،سخاوت،مروت،کمک ،دستگیری وحمایت و....آدمی را به موجودی تبدیل می کندکه توقعاتش موجب کنده شدن اواز همه می شود به نحوی که اوهمه چیزرا برای خودمی خواهدو حتی برای بدست آوردن ودراختیارگرفتنش رعایت هیچ ارزش واحترامی را نمی کند.
آدم مغروردراصل بیماری می باشدکه با خودبرتربینی و بی توجهی به حقوق دیگران تلاش می کندتا تنها برای خودو بهره بردن مناسب ازامکانات وفرصت ها کاربکندو حتی اگرشده دیگران را هم برای بالا کشیدن خود تحت فشارو بهره برداری سوء قراردهد.
درچرایی مبتلا شدن انسان به چنین وضعیتی می توان تنها به این نکته مهم استنادنمودکه اگرفردی به این باورازطریق آموزش هایی که دریافت می دارد و یا الگوهای اخلاقی که به اومعرفی می گرددبرسدکه او هم مثل دیگران موجودیست فانی ونیازمندکه سلامت وموفقیتش تنها با همکاری وهمراهی با دیگران وتعاون با آنان دربه انجام رساندن وظایف انسانی تامین می گردد آنگاه اوبه خوداین اجازه را نخواهدداد که با بی توجهی به نیازی که به دیگران داردو برای برطرف نمودن آن تن به همکاری و مساعدت با دیگران بدهدمسلم است که به خوداجازه نخواهددادکه تنها به خودبیاندیشد و تنها خواست ها وانتظارات خودرا دنبال نماید