دوستان تا دیروز اگرمی گفتیم که دولت احمدی نژاد با ما سرسازگاری ندارد و یا نمی خواهدبه تذکرات وانتقادات گوش دهد وازاین طریق به نوعی خودمان را راضی به تحمل وکنارآمدن با موضوع می ساختیم مطمئن باشیدکه فردا دیگر سنگری وجودنداردتا با پناه گرفتن درپشت آن خودمان را توجیه کنیم وبا مطرح ساختن این نکته که چه بگوییم وچه نگوییم شرایط همین است که هست ازکنارمسئله ردشویم ویا آن را نادیدبگیرم زیرا که به قولی این امامزاده را خودمان درست کرده ایم و اگرطالب معجزه ایم بایدخودمان هم به کمکش برویم وبگوییم وبخواهیم تا بلکه راه توسعه وگذر از شرایطی که حداقل برای ما تا حدودی مبهم و سخت می نمایدروشن وهموارگردد.
پس بگذارید با اشاراتی اندک بگویم که ازچه چیزهایی باید سخن درمیان آورده شود ودنبال چه چیزهایی بایدگرفته شودتا خواست عمومی برمبنای یک نیازسنجی دقیق ومنطبق بر ظرفیت های انسانی ومادی ودر اختیاردولت شکل بگیردو با تبدیل به برنامه شدن ازسوی دولت و تدارک قوانینی که آنها را لازم الاجرا ازسوی مجلس نماید محقق گردد
اول ازهمه بایدفکری برای ابتداییترین نیازمردم که همانا تامین ارزان ارزاق می باشد صورت بگیردکه به خاطرفوریت دراین کار دیگر نبایددنبال صغرا وکبری از کجا وتوسط چه کسی باشیم و بهترین کارآن که دولت تولیت این موضوع را درکوتاه مدت وبدلیل الزاماتی که دررابطه با موضوع تحریم ها و بحران ناشی ازآن برروی روابطدیپلماتیک کشوربا سایردول سایه انداخته برعهده بگیرد زیرا که دولت دراین زمینه با ظرفیت های قوی بالقوه وبالفعلی که دراختیاردارد می تواندبا حذف واسطه ها وتهیه وتزیع سریع اقلم موردنیاز مردم را به سرعت اززیرفشارگرانی تا حدودی رهایی بخشد.
دومین موضوع نگاه جدی وبابرنامه به تغییروضعیت ویا بهبود نسبی فضای فعالیتی برای صنعت موجود کشوراست که امروز بنا بدلایلی چون واردات بی رویه ،کسری در سرمایه درگردش ،افزایش تعرفه های مواد موردنیازمخصوصا حامل های انرژی با حدود چهل درصدتوان خودکارمی نمایدتا با تسریع دربهره برداری ازتمام ظرفیت فعالیت بخش بزرگی ازنیروهای کارگری که کارخودرا به این دلیل ازدست داده اندومطالباتی دارند ومی باید پرداخت شود تابا بهبودشرایط وبازگشت به سرکار ضمن کاستن ازفشارروی دولت واقتصاد ملی به عامل کمک به تامین درآمدوبهبودروانی جامعه تبدیل گردند.
سومین نکته ای که می بایدبدان توجه شود کاستن از میزان نقدینگی موجود دربازارازطریق بازپرداخت دیون دولت به سیستم بانکی است که مشخصا تا به انجام نرسد راهی برای کاستن ازتورم یافت نخواهدشد بایدبه این نکته هم توجه داشت که بخش بزرگی از مطالبات بانکی که در دست وام گیرندگان باقی مانده وعمده آنها دربخش های واسطه ای مورداستفاده قرارمی گیردعامل بزرگی برای تداوم سیرصعودی تورم می باشدکه با بازگرداندن این بدهیها به سیستم بانکی هم کارحمایت ازفعالیت های مولدافزایش می یابدوهم نقدینگی تحت کنترل درمی آید.
چهارمین راه کمک به دولت کار برای توجه دادن به سیستم آموزشی برای سمت دهی به آموزاندن مهارت هایی برای مشارکت درتولید ویا افزایش میل به فراگیری دانش ومهارت های کاربردی می باشد که برای تحقق آن می بایدکاربا مطالعه و زیربنایی صورت گیرد تا مراکز آموزش عالی ما بتوانندنیروهایی را پرورش دهندکه با کسب مهارت میل به انجام کارسخت وتازه را داشته باشند.
پنجمین موردپیشنهادی برای بهبودشیوه های فعالیت دررابطه با توقف درروندافزایش بهره برداری ازبودجه واعتباردولتی در بخش حقوق ومزایایی غیرکارکردی می باشد زیرا که پرداخت چنین حقوق ومزایایی ضمن اعمال فشاربه بخش های درآمدی دولت و رونق رانت خواری باعث بی انگیزه شدن بخش های فعال حقیقی در حوزه های تولیددرآمدمی گردد زیرا آنکه می بینداوبایدکارکندو دیگری بایدحقوق ومزایا دریافت داردمسلم است که دیگرمیل تن دادن به کاردراوباقی نمی ماند
ششمین پیشنهاد درجهت کمک به بازشناسی موانع ومشکلات مربوط می شودبه نوع استفاده همراه با اتلاف شدیدی که درمنابع وکانی ها منجمله آب های زیر زمینی صورت می گیردکه این موضوع را می توان در تسلط شیوه های سنتی آبیاری در عرصه کشاورزی ومصرف نامعقول وبی برنامه درمصارف خانگی و صنعتی مورداشاره قرارداد هرچندکه درعرصه های دیگرهم عدم وجدنظارت دربهره برداری ازمنابع باعث هدر روی غیرمتعارف وخارج ازاستانداردهای جهانی درمنابع وکانی ها شده است.
هفتمین موضوع مربوط می شودبه نیروی انسانی و عدم توجه علمی به اختصاص فرصت های اشتغال به دارندگان تخصص ومهارت علمی که دراین رابطه دولت می بایدبا راه انداختن سیستمی که بتواندبه جمع آوری آمار کاملی از دانش آموختگان با عناتیت به ظرفیت هایی که دارند کارا را به کسانی بسپاردکه برای آن تربیت شده اند هرچندکه چنین انتظاری بسیاربعید می نمایدزیرا که خود دارندگان قدرت های فرادستی درخانه وخانواده تعداد زیادی بیکاردارندوتا برای آنهاکاری صورت نگیردمسلم است که توزیع عادلانه و منبعث ازنگاه واقع بینانه کمی بعیدمی نماید.
اما آنچه که می توان ازآن با عنوان ختم کلام نام بردموضوع مدیریت است که متاسفانه دیرزمانی است که درایران این مهم مغفول مانده است زیرا که اگرموضوع مدیریت حل شودو کاربه کسانی سپرده گردد که ازطریق مطالعه وتحقیق مداوم می دانند چگونه می توان راه برون رفت ازموقعیت ورسیدن به وضعیتی مطلوب را طی نمودوتعهدو توان این حرکت را درخودمی بینند مسلم است که کاربدانجا نمی رسدکه فرایندی چون گرانی راه بیفتدو خودمسئول ومدیر هم فشارآن را احساس نمایداما دست روی دست بگذاردومنتظربماندکه دستی ازغیب برآیدو حیطه مسئولیتی او را ازگرداب مزبورنجات دهد.
ما امروز برای رسیدن به شاهراه توسعه پایدارمجبوریم که پا روی سلایق وامیال خودوحزب وگروه خودبگذاریم وبا راه انداختن فرایندهای علمی نیازسنجانه منابع وفرصت های موجود را به گروه های پژوهش گری بسپاریم که از طریق مکاشفه درارزش و اثر گذاری آنها می دانندکه ازچه چیز درچه جایی بایداستفاده شود واقعیت دردناک بی توجهی به جای استفاده ازمنابع وفرصت ها ظلمی را برمجموعه کلان جامعه تحمیل می نمایدکه اثرش ازبین رفتن لذت زندگی درنزدنسل حاضرو اتلاف منابع ومحرومیت درنزدنسل های آینده خواهدبود که می بایدبرای این دو مهم فکری اساسی نمود.
