وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۵۰ ق.ظ
وقتی پا در رکاب اسب می نهی ، بر بال تاریخ سوار شده ای ، شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادییشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادیشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند " 
واقعیت مهمی که درفرهنگ ما بدان کمتر توجه می شوداین است که برای تاریخ وچهره ای تاریخی شدن ارزش و بهایی قایل نیستیم وازاین روست که با عنایت به داشتن تاریخ تمدن وفرهنگی بسیارطولانی چهره تاریخی که بتوان به فکر و عمل او برای عبوراز گذارهای مهم تاریخی اتکاء نمودبه تعدادانگشتان دست یافت نمی شود.در حالی که اگربه همین قول باقی مانده ازنادرشاه افشارتوجه نماییم و تاکیداورا به عنوان یک تزکار جدی موردعمل قراردهیم متوجه این واقعیت خواهیم شدکه اگر قراراست به توسعه وپیشرفتی دست بیابیم ویا اگرقراروهدفمان به این است که ازامکانات و فرصت های دراختیارمان بیشترین بهره برداری را داشته باشیم به این نیازداریم که بدانیم گذشتگان ما دراستفاده ازآنها چه تجربیاتی داشته اندو اگر خطایی واشتباهی دراین امروجود داشته چگونه می شودبا برطرف نمودن آنها منطق هزینه به فایده را بکارگرفت ویا اگرنقطه قوتی موجود است چگونه می توان با گستراندن آن و تقویت مبانی که به این نتیجه منتهی گردیده است استمراری درانجام کارخوب فراهم آوردحال آنکه این امکان دراختیارما وجود ندارد زیرا که ما حتی حافظ کوتاه مدتمان هم به یک هفته نمی رسدچه به اینکه بنشینیم و با عبرت گرفتن از آنچه نسل های گذشته دنبال آن بودهانددنبال شکست ویا موفقیت شان باشیم تا با تجربه وعبرت گرفتن ازآنها شکست هایمان را قابل پیش بینی و پیروزی هایمان را مکرر و متوالی سازیم.
پس ای آنکه امروزادعای بهره بردن ازاندیشه و فکرسیاسی داری و با وابسته نشان دادن خودبه اصول گرایان ،اصلاح طلبان وحتی اپوزسیون ادعای تلاش برای تاثیر گذاری به سرنوشت خود وجامعه داری بایدتاریخ را باورکنی و برای تاریخی نمودن خودو ایده هایت دنبال باقی گذاشتن اثری ازخودت باشی که به عنوان یک مرجع مورداعتمادبتواندنسل های آینده جامعه را بدنبال واقعیت عمل به تعهدات بکشاند تا بلکه بتوانیم با داشتن چهره و آثارتاریخی فقر وفقد اثربخشی تاریخ وچهره های تاریخی را به حداقل برسانیم ومسلم است که این مهم با فحاشی وتخریب ممکن نمی گردد ویا آنکه می خواهدبه استفاده ازهرحربه ای رقبای خودرا ازمیدان بیرون کندنمی تواندبه چهره ای تاریخی تبدیل شودوبرای نسل های آینده الگویی ماندگاروموثرشناخته شود زیرا که چهره تاریخی زمانی خود را نمایان می سازدکه رقبایی کم وکیف افکاراو را به چالش بکشانندو سره بودن آن را در میدان عمل نمایان سازند.
باید باور داشت که دردامروز وفردای جامعه ما دراین است که الگویی برای تمام فصول نداریم زیرا که به تاریخ نیاندیشیده ایم وبرای تایخی شدن تلاش نکرده ایم و اگرهم بوده اندافرادی که می توانستندبشوند و موقعیت هدایت ورهبری نسل های آینده را به خوداختصاص دهند با مصادره به مطلوب آنان توسط گروه ها و افراد و بدمعرفی نمودن آنها چهره شان درهاله ای ازابهام قرارگرفته است که نه کسی جرات ابراز واشاره به ابهام های موجود را به خودمی دهدونه اگرهم کسی جرات بیان داشته باشد به مصادرگرفتگان آن چهره اجازه اصلاح وبرطرف نمودن ابهام ها را می دهند تا نسل های بعدمراجع قابل اتکایی را دربررسی وشناسایی وظایف ورسالت خود را در دسترس بیابند.