تاريخ: دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۴۳ ق.ظ
علم مايه زندگي و حيات است و ايمان باعث رستگاري و نجات. علم و دين به منزله دو بال نيرومندند كه بشر را به اوج سعادت و كمال لايقش مي رسانند. علم ، آدمي را در راه ترقي و تعالي به پيش مي راند و دين او را به صفات انساني متصف ميسازد. علم، آدمي را بر جهان طبيعت مسلط ميكند و ايمان، وي را بر جهان دروني و هواي نفس مسلط مينمايد. الحديث جلد 3 صفحة 265
ما ازجمله ملت هایی هستیم که دراصول اعتقادیمان توصیه وتاکیدفراوانی بر استفاده ومدیریت دقیق برعرصه های علم و دین شده است ومتاسفانه ازجمله مهمترین ویا بدترین ملت هایی هستیم که درعمل به این تاکیدات با افراط وتفریط ویا تعصب وانفعال به بیراه می رویم .
در چرایی بروزچنین خصوصیتی حرف فراوان است اما آنچه که می توانددراین مجال اندک بکارآیدو تا حدودی به بررسی وشناسایی علت العلل عقب ماندگی و فقرعمومی جامعه بیانجامد این است که ما بدون رسم خط مرزی بین علم ودین دین را همان علم وعلم را همان دین تصور نموده و به آنکه چندصباحی دنبال کسب معرفت دینی بوده ویا مدتی را درمراکز علمی به تحقیق وتفحص پرداخته اجازه می دهیم که در هر دو حوزه دین وعلم واردگردد وبا ارائه نظریات واندیشه های خود ملغمه ای را بیافریندکه اصلاح وبه راه آوردن امورناشی ازآن برای مملکت هزینه های فراوانی را بهمراه داشته باشد برای برون رفت ازشرایطی که بدترین شکل آن را امروزدرجامعه مشاهده می کنیم به نحوی که درآن عالم معارف دینی یک پا اندیشه ورز درعرصه علوم حتی کاربردی شده است وحتی به دانشمندان آن عرصه ها اجازه نمی دهدتا کلامی ازعلم بگویندو یا برای بسط وتوسعه آنها به کندوکاو بپردازند لازم است که به کلام مولاعلی(ع) مراجعه کنیم تا ببینیم که برای مصون داشتن هریک از عرصه ها ازدخالت های بیمورد مخصوصا کسانی که فکرمی کنندبرای دخالت مجوز دارند چه بایدکرد
امام(س) دراوصاف علم ویژگی های زیررا برمی شمرند
1- علم مایه زندگی وحیات است ویا به عبارتی اگرعلم وجود نداشته باشدزندگی امکان پذیر نمی گردد
2- علم عامل ترقی وپیشرفت است ویا به عبارتی تمام چیزهایی که به دست بردن در طبیعت و ابزارسازی می شودومی تواندوضعیت آدمی را بهبودبخشدبه علم مربوط است.
3- علم آدمی را برطبیعت مسلط می نماید ویا به عبارتی یکی ازویژگی های بارز انسان تسلط برطبیعت است واین تسلط را علم به ارمغان می آورد.
با این طبقه بندی ازظرفیت های علم مشخص می گردد که بدست آوردن دانش و عملیاتی نمودن آن تا مهارتی ایجادگردد وانسان بتواند زندگی داشته باشدویا زنده بماند هیچ ارتباطی به دین ندارد
امام(س) برای دین هم ممیزاتی برمی شمرند که عبارتند از
1- دین باعث رستگاری بشرمی گردد که اگربخواهیم رستگاری را رستن ازبند اموری که انسان را به روزمرگی می کشاندبدانیم می توان گفت که دین خواهان تعالی انسان می باشد.
2- دین انسان را به اوصاف انسانی متصف می سازد ویا به عبارتی دین به انسان می گویدکه با حیوان تفاوت دارد وباید برای تحقق اثراین تفاوت ها درزندگی به تعهداتی تن بدهد که درکنارمحدودنمودن او امکان زندگی توام با آرامش را درکناردیگران برای اوفراهم می نماید.
3- دین انسان را برنفس و خواهش های درونی مسلط می گرداند.ویا به عبارتی انسانی که با تسلط برطبیعت می تواند فراورده های برتری بخش نسبت به دیگران داشته باشد وسوسه می شودکه ازاین برتری ها برای ثمره چینی ازفعالیت های دیگران استفاده کندکه دین با تقویت ممیزات اخلاقی مانع ازاین وضعیت می شود.
تا بدینجای کارمتوجه شدیم که دین وعلم هرکدام درعین فعالیت دردو عرصه مختلف کالاهایی را به بیرون می دهند که می تواننددر سعادت بشرمفیدواقع شوند اما اگراین دو دریک جا گرد هم آیندو با حفظ استقلال درحوزه های تخصصی خودبهمدیگرکمک نمایندمسلم است که سعادت بشرتضمین می گردد.
اما درایران ما موضوعی که عملا به مشکل تبدیل شده درآن است که امکان درکنارهم بودن وعمل مستقلانه وبا دراختیارداشتن ابتکارعمل مخصوصا برای علم وجودنداردو یا عالمان دینی با گستراندن حوزه دخالت خودبه عرصه های علمی درعمل می گویندکه علم همان چیزی است که آنها می گویندواگردرجایی هم باوربکنند که علم مزبور فعلا باید مسقل بماند آنجا هم می گویندکه بایدازما تبعیت محض داشته باشدو یا مناسبات حوزه اداری ومدیریتی آنجا را ما تحت تدبیربگیریم وازاین روست که عملا علم پای خود را از زندگی انسان ایرانی بیرون کشیده است و به تبع آن دین چون زمینه عملی اجتماع برای پیاده سازی خود را آماده نمی یابدعملا ازتاثیرگذاری عاجز مانده است وازاین روست که ما امروزنه دنیایی داریم که با استفاده ازآن به زندگی وحیات امیدوارباشیم ونه دین را می توان دردنیای نداشته پیاده نمودتا امیدواربه آخرت شویم.
امروزه جامعه شناسی،اقتصاد،سیاست،مدیریت،آموز ش وپرورش،روانشناسی اجتماعی،حقوق وهرآنچه که نحوه فعالیت های مادی انسانی را تعیین می نمایدعلم محسوب می گردد که کارومدیریت براین حوزه بایدبه دانشمندان سپرده شود و تعالی درارتباط و نظارت بر اعمال مناسبات درعرصه دینی تلقی می شود که تدوین اصول و موازین دراین عرصه کارعالمان دینی می باشد که بی توجهی به این دو مایه اتلاف درمنابع وفرصت های اجتماعی شده است که بایدبرای ختم این روند وبازگرداندن اموربه جایگاه اصلی خود اقدامات عاجلی به انجام رسدکه اگردیرشود نتیجه ای فاجعه بار را بدنبال خواهدداشت که یکی ازآنها به بیرون ازجامعه رانده شدن یکی ازاین دوبال تعالی انسان درآینده خواهدشد که با توجه به نوع رفتارهایی که ازجوانان مشاهده می شود متاسفانه این سرنوشت بیشترمتوجه دین خواهدبود.
