تاريخ: دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۳۲ ب.ظ
بدون اغراق یکی ازفراگیرترین سازمان ها ونهادهای موجود در نظام اسلامی کشورمان اداره ورزش و جوانان است اما متاسفانه برخلاف نام پرطمطراق وعرصه فراخ تصمیم گیری که بدان محول گردیده یکی ازکم اثر گذارترین آنها درتحولات تغییرات فردی واجتماعی می باشد که متاسفانه بدلیل محدودیت فرصت نمی توانم واردکالبدشکافی موضوع گردم اما به مصداق مثل آنجا که کس است یک حرف بس است به گوشه های ازوضعیت نزارورزش استان اشارتی می نمایم تا عزیزان خواننده خود به انطباق مصداق با بحث کلی وبدست آوردن درستی و یا غلط قضاوتی که داشته ام اقدام نمایند.
همانگونه که دوستان عزیز می دانندهرسازمان ویا اداره دولتی برمبنای فلسفه ای خاص وبرای پوشش گروه هدفی ویژه بوجود آمده است که دررابطه با سازمان ورزش وجوانان این فلسفه برمبنای سخن پیامبرگرامی اسلام(ص) که عقل سالم دربدن سالم است تدوین گردیده وگروه هدف آن کلیه شهروندان حاضردرپهنه جغرافیایی ایران می باشند که برای مشارکت فیزیکی وفکری درساختن ایرانی آباد وجهانی نمودن اندیشه اسلامی به تک تک آنها مخصوصا دروضعیت سلامت کامل نیازمی باشد.
با این تفسیرکوتاه شما به ورزش وجوانان استان اگرتوجه نمایید کدام مشخصه مدیریتی ویا اجرایی این سازمان را درانطباق با فلسفه ودرجهت پوشش دادن به گروه هدف قانونی خود می یابید؟
پاسخ این سئوال چندان سخت نیست زیرا که اگر این سازمان می توانست بوظایف قانونی ومطابق با فلسفه خودعمل نمایدامروز نرخ حضورجوانان درورزشگاهها با نرخ ارتکاب آنها با جرایم ،افسردگی،انحرافات فیزیولوژیک دربدن و....قابل اندازه گیری وارزیابی بودنه اینکه در ورزشگاه جوان به عنوان ورزشکارو یا تماشاگروجودنداشته باشد والی ماشالله آنها را درسطح خیابان ها،سراسرای دادگاه ها،مبتلا به بیماری های مختلف جسمی وروانی وگسسته از تعهدات اخلاقی وحرمت های خانوادگی واجتماعی مشاهده نماییم؟.
سئوال مهمی را مطرح ساختم ولازم می بینم که برای ارائه جواب جامعه آماری
دردسترسی را مصداق بیاورم تا با کند وکاو در جایگاه اداره ورزش وجوانان درشکل گیری مناسبات اجتماعی حاکم برآن جامعه بگویم که عملا چرا نیازبه بازبینی وتغییررویکرددر کلیت ساختارورزش وجوانان استان الزامی وواجب می باشد.
اگرآمار مردم ساکن درشهرستان ابهررا حدوددویست هزارنفربدانیم مسلما گروه هدف سازمان مزبورهمان دویست هزارنفرخواهدبود واگر این اداره بخواهدبه فلسفه عمومی خود اقدام کند می توان گفت که می بایدبا برنامه ریزی و طراحی مدل های مختلفی ازفعالیت های ورزشی قابل اجرا بایدبرای سلامتی جسمی وروحی این تعداد ازجمعیت تلاش داشته باشد حال بیاییدموضوع را با ارائه آمار دیگری ملموس نماییم همین امروزدرشهر ستان ابهر برای جمعیت هدف آموزش وپرورش حدودسه هزارنفر مشغول کاردراداره آموزش وپرورش هستند واین درحالیست که اگرمشمولان آموزش اجباری را درابهرحدودپنجاه هزارنفر محسوب داریم به حسابی می شودگفت که دراداره آموزش وپرورش برای هر حدودهفده نفریک کارمندرسمی بکارگرفته شده است که اگر مبنای کار دراداره آموزش وپرورش را تنها آموزش وکمتر پرورش بدانیم وورزش وجوانان را توامان این دو این دووظیفه فرض نماییم وبازبه همان هرهفده نفریک نفربسنده کنیم اداره ورزش وجوانان دراصل به مجموعه سازمانی با نیروی انسانی حدود پانزده هزارنفرنیازمندخواهدبودکه این رقم درشهرستان ابهر چیزی برابربا صفراست خوب چنین مجموعه ای چه کاری می تواندبرای شهری مثل ابهربنماید و یا کدام فلسفه را می تواندمحقق دارد.
با همین ارزیابی اجازه بدهیدبه موقعیت فعلی ورزش درابهربپردازیم تا ببینیم که محصول حدودهفت سال مدیریت جناب علایی مقدم که همینک با ارتقاء مقام به معاونت اداره کل دست یافته است دراین شهرستان چه بوده وچه دست آوردهایی داشته تا بدانیم که ورزش استان با چنین مدیریتی به کجا خواهد رسید؟
درزمان مدیریت جناب علایی مقدم نه تنها اتفاق مثبتی درورزش ابهربه چشم نیامد بلکه آن اندک توان هم به نابودی کشیده شد.
در چرایی این مبحث می توان گفت که اولا ایشان برنامه ای برای تغییر کیفی وکمی در ساختارورزش ابهرنداشتندتا براساس آن اهداف کلان درچشم انداز یک تقویم مشخص جا نمایی وتعبیه گردد چون برنامه وهدفی مشخص نبوداستراتژی وتاکتیک های دست یابی به آنها هم مدنظرواقع نشد ودرنهایت سیستم بسته وسنتی براداره حاکم گردیدکه نتیجه آن پس رفت عملی فوتبال،کشتی،والیبال،هندبال،بسکتبال،تکواندوو... نسبت به گروه هدف شدو ازورزش ابهردرنهایت موجودیتی باقی ماندکه امروزازآن می توان هراستنتاجی داشت الی ورزش همان ورزشی که آمده بود تا به ورزش تن مردم را به نیرو کند ویا آمده بودتا با به میدان فعالیت های مفرح کشاندن جوانان ازنرخ بزه ونابهنجاری های اجتماعی بکاهد
