تاريخ: پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۵۲ ق.ظ
در بخش پیشین مطلب بیان داشتم که ما دربرخوردبا وقایع تاریخی با واردنمودن مولفه هایی چون تعصب که متاسفانه در فرهنگ عمومی به صورت انباشته ودر تمام حوزه های رفتار فردی واجتماعی قابل مشاهده است مانع ازآن می شویم که آن واقعیت دقیقا آنالیز شود و به آسیب شناسی عوامل موجده آن اقدام گردد وبا آوردن مثالی تاریخی عنوان نمودیم که موضوع خوارج نه متعلق به دوران علی(ع) بلکه در دوران پیامبر هم وجود داشته اما خوب پیامبر(ص)به نوعی با مسئله کنارمی آمدندتا منتهی به جنگ و خونریزی نشود.
حال اگر بخواهیم آسیب شناسی وعده داده شده را ارائه دهیم می توانیم عوامل متعددی را برای بروز اتفاقات رمضان چهلم هجری مورداشاره قراردهیم که با عنایت به نکات ارائه شده در مطالب قبلی این عوامل عبارت خواهندبود از
1- جوان وتازه بودن حکومت و آنچه که اسلام منادی آن بود
مطمئنا در جامعه ای که بافت آن به جهل،وجود طبقات اجتماعی،مناسبات قبیله ای،تعصب کور،پایین بودن سطح خرد ورزی وفرهنگ ساکن وغیرمنعطف آلوده باشدتلاش برای اینکه حرف تازه ای گفته شود و حکومتی بنیادگردد که دنبال برهم زدن نظم گذشته وبوجود آوردن نظمی بر ساختاری نو باشد کاری بسیارسخت خواهد بود زیرا که می بایدبرای همه چیزمردم برنامه وطرحی نو داشته باشد و درثانی زمان دراز و پرحوصله ای نیازاست تا با استفاده ازآن مردم بتو.انندخودرا به شرایط جدیدعادت دهندازسوی دیگر دشمنان و آنانی که منافعی را دراین زمینه ازدست داده اند ساکت نخواهندنشست تا آنکه آمده تا طرحی نو و ویرانگرنسبت به منافع آنها راه بیاندازد بدون دغدغه وپرداختن هزینه هایی سنگین کارخود را پیش ببرد حال اگربه همین موارد آموزش نادیده بودن مردم ،شکل نگرفتن نهادهای هدایت کننده و هزینه های مادی ایجادساختارحکومتی تازه که عملا برمردم تحمیل می شود اضافه نماییم ملاحظه خواهدشدکه مشکلات موجود بر سر راه ایجادحکومتی تازه و گستراندن اندیشه جدیدی که بایدها ونبایدهای آن می بایدمحقق گردد به ریشه ها و زمینه ای همسان دملی چرکین تبدیل می شودکه می توانددرهر زمانی سرباز کندو تبعات سختی را متوجه کل ساختارحکومت بنماید مثلا دربخش پیشین مطلب که به داستانی ازحوادث مربوط به خوارج اشارت داشتیم وعنوان شدکه که پیشینیان خوارج شخص پیامبر(ص)را به مبارزه علنی و توهین آمیزدعوت می نمودندویا با عنایت به اینکه مسلمان شده اندومی دانندکه دراسلام درجه افرادبه تقوایشان است ودراین درجه بندی کسی به درجه پیامبرنمی تواندبرسد باز در ارزیابی ازخود و پیامبر(ص)خود را بدلیل عدد و رقم مربوط به مال و تعداد نیروهای قوم وقبیله خودرا برترازپیامبرنشان می دهندگواه این واقعیت است که این رازسربه مهر روزی سربازخواهدنمود و شمشیر برای برافکندن بنیادهای جدیدوبازگرداندن بنیان های گذشته آخته خواهدنمود.
ویا روسای قبایل و دارندگان امتیازات اقتصادی زمانی که همه چیز خود را درزیرسایه شعارووعده عدالت و بالسویه نمودن برخورداری ازامکانات وفرصتها درخطرمییافتند و هیمنه وجلال خودرا درهم ریخته می دیدند و شوربختانه تشکیلات جدیدهم نتوانسته ویا نمی توانست زمینه وبسترشعارهای خودرا آماده نمایدمسلم بودکه مترصدفرصتی می شدندتا با بهره گیری از آن داشته های به یغمی رفته خود توسطانقلاب را ازجامعه بازستانند.
حال اگرقاعده هرم اجتماعی را به عنوان تنها پشتیبانان نظام جدید (و یا اساسا نظام را مال آنها تصورنماییم ) که می بایددرهرشرایطی پای درمیدان حقاظت وتبلیغ ازآن بگذارددرنظرآوریم وبدانیم که این بخش ازجامعه درهیچ مقطعی وزنه موثری محسوب نگردیده اند وهمچنین درنظام جدیدهم کاری برای رساندنش به درکی متعالی وپایدار صورت نگرفته مسلم است که با هرتند بادی داشته های فکری خود را درمعرض آسیب خواهددید وبه سرعت مواضعی اتخاذخواهدنمودکه با منافع ومصالح کلان حتی خوداومغایرت هایی خواهدداشت وازهمین روست که دربزنگاه های تاریخ این بخش ازجامعه با ترک کردن میدان و یا حتی غلطیدن در اردوگاه دشمن ضرباتی را به رهبران ومنادیان دین واسلام واردنموده اند که تحمل آن غیر ممکن بوده است و یا حتی با حمایت های بی دریغ از افرادی که می دانستند دروغ می گویندو آنچه برزبان می آورند با آنچه که بدان عمل می کنند بسیارمتفاوتند باز آب به آسیابی ریخته اندکه برای پایداری منافع حاکمان زر وزور پرفایده بوده است
پس می توان گفت که جوانی حکومت و سخت وخشن بودن مناسباتی که پایداری بخش به قبایل ومحفوظ دارنده مرز های آن بوده تا رسیدن به دوران خلافت علی(ع) اجازه نداده بودکه نهادهای اجتماعی و سیاسی جامعه به شکلی جا گذاری گردندوقوت بیابندکه بتوانند حکومت را در گذرازفرازهای تاریخی تحت حمایت بگیرندازاین روی پس ازسپری شدن ایامی از وفات پیامبر(ص)و ورود آرایه های مادی ومعنوی از ممالک فتح شده و شکاف بین مردم وحکومت شرایطی را فراهم آورد که درآن ایمان،تقوی،دین،خدا،عترت و.....فقط الفاظی برای آماده نمودن مردم جهت تحکیم قدرت بکارگرفته می شدند و مردمی که خودرا به وعده هایی چون عدالت،قسط و....امیدوارنموده بودند با مشاهده و دریافت واقعیت هایی که قرابتی با اصول قطعی اسلام نداشتندبا تردید ورود ودخالت درامور را دنبال می کردندوهمین تردیدکافی بودتا ازتوان آنها برای تثبیت موقعیت ومقام دارندگان قدرت استفاده شود ویا با قدرت از عرصه تصمیم گیری به بیرون رانده شوند ومسلم بودکه مردم مردد در میدانی که بایدحمایت کنندنمی کردند و یا درزمانی که بایدبرای مراقبت از دین و منافع خود متحدگردندبه اتحادنمی رسیدند چنانکه درزمان خلافت علی(ع) با تمام مواضعی که ایشان داشتند و تمام ظرفیت خود را برای در راه داشتن مردم بکارمی گرفتندهمین تردید مانع ازانسجام و حرکت عمومی شد تا جایی که امویان درشامات و برخی ازسران در مناطق دیگربلاداسلامی سربه طغیان برداشتندو با تحمیل جنگ هایی چون صفین،جمل ،نهروان ودرنهایت توطئه قتل علی(ع) مانع از شکل گیری قدرت واقعی ایشان برای برگرداندن اموربه جای خودشدند
