تاريخ: جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۱۲:۵۱ ب.ظ
تولید فکر علمی تنها راه ممکن برای گذر ازشرایط فراروی است.
درتمامی فضای فرهنگی وسیاسی کشور اعم از رسانه ای ویا مجادلات ومباحثات جاری درنردجریانات وحتی مجامع عمومی وخصوصی دغدغه گذرازشرایط موجود با کمترین هزینه وبیشترین سرعت خودرا به عریانی درمنظردید قرار داده است تا جایی که همه وهمه چه آنهایی که دولت جدید را محصول شرایط موجودمی دانندو عنوان می دارندکه راه برون رفت ازمشکلات در چنین نتیجه ای ازانتخابات مستقربوده ویا عده ای که نتیجه انتخابات را یک امرعادی دانسته ولی اعتقاددارندکه دولت جدیدبارمسئولیت سنگینی را بردوش گرفته که بایدکمک نمود تا بتواندآن را تا سرمنزل مقصود بدرستی انتقال دهد.هرچندکه عده ای هنوز هم با چشم بستن ویا نشناختن مقتضیات زمانی هنوز هم برطبل جنگ های حیدری ونعمتی می کوبندو بدون داشتن حساسیت مسئولانه نسبت به وضعیت خطیری که مملکت دارد وبایدهمه دست دردست هم برای مدیریت وکنترل آثارآن تلاش نمایند هنوزهم با فتنه فتنه نمودن موجبات غفلت ازامهات مسائل سیاسی را ثمره کارو فعالیت خود نموده اند.
براستی با تمام بغرنجی های موجود درعرصه سیاست خارجی و نابسامانی بحران گونه داخلی درعرصه مدیریت سیاسی واجرایی چه می توان کرد ویا چه بایدکردتا بشود ازمحل دست آوردهای علم بنیادآن دولت را برای مدیریت ومردم را برای تحمل سختی های راه موردحمایت وهمراهی وهمکاری قرارداد؟
به نظرنگارنده ودرپاسخ به سئوال ارائه شده تنها می توان به این واقعیت اشاره داشت که نه دولت می تواندمسائل را با حمایت های شعاری و احسنت ومرحبا گفتن مدیریت وتولیت نماید ونه انتقاد لجام گسیخته وجانبدارانه می تواند دولت را واداربه کاربیشترنمایدزیرا که درهردو صورت چون نگاه غیر واقع بینانه است تنها محصول فرصت سوزی وبی اعتمادی را بهمراه خواهدداشت .
اما تنها راه ممکن دراین است که همه دوستان وصاحبان فکرونظریه پردازان عرصه های مختلف فرهنگی،سیاسی و اقتصادی همت کنند وبا بکارگرفتن تمام قدرت فکری خود بگویندوبنویسندکه برای بیکاری که ام الفسادفعلی جامعه است وتمام آتش ها ازگورآن بلندمی شودچکارمی توان کرد ودرگام بعدی برای کنترل ومهارتورم چه پیشنهادهای می توان ارائه داد ودر نهایت اینکه برای به سامان نمودن مدیریت درعرصه بدنه دولت که نابودکننده فرصت ها و امکانات حیاتی جامعه تا به امروزبوده وکمترکسی انگشت روی این معضل گذاشته چه تمهیدی می توان پیش بینی نمودزیرا که مهمترین چالش های فرا روی دولت دراین سه عرصه است و به جرات می توان ادعا نمودکه برای حل هریک ازاین بحران ها می بایدبرای مولفه های ساختاری دیگرهم فکری نمود
