تاريخ: دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۱۹ ق.ظ
اندرزی ازامام علی(ع)
آزاد کسي است که بتواند شهوات ناروا را ترک کند . الحديث جلد 1 صفحه 14
وقتی که آدمی می خواهد در رابطه با یکی از امتیازات در نظر گرفته شده برای انسان در فلسفه خلقت صحبت کند و یا باب مطالعه و تحقیق در خصوص موجودیتی موثر بر احوال انسان را باز نماید یک دلهره مزمن و بسیار دغدغه آفرین بر جان آدمی مستولی می شودکه ریشه در این سئوال و یا ابهام خواهد داشت که آیا امکان موفقیت دراین جدال برای دور شدن از امیال و آرزو های فردی و پرداختن واقع بینانه به فلسفه وجودی این خصوصیت و یا امتیاز وجود خواهد داشت و یا با چربش مطامع و هواهای نفسانی که ذاتی انسان است وآمادگی جدی ووسیع علمی ووجدانی را برای مبارزه بزرگی طلب می نماید تا فرد بتواند با فراموش نمودن اغراض و امراض شخصی خود(او سعی خواهد نمود که با به بازی گرفتن ادبیات غیر شفاف و استفاده از کلی گویی ها معمول خود را فریب و خوانندگان موضوع را دچار تردید و ابهام نماید) بگوید که کدام منطق در نگاه و برداشت از موضوع درست است؟تا با استفاده از خود فریبی و گذاردن خواننده بر سر دوراهی بلکه بشود از آن خصیصه مفهومی ارائه داد که مطابق با شرایط مطلوب طبع و منافع و مصالح تنگ نظرانه مقطعی باشد مثلا آیا شما مخاطب این مطلب در برخورد با مفهومی به نام آزادی که در باب آن مولایمان علی (ع) فرموده اند بنده دیگری مشو که خداوند تو را آزاد آفریده است سعی و تلاشتان براین قرار می گیرد که با ارائه مفهومی فرای طبع و میل انسانی نشانه و آیتی درونی از فلسفه ای را ارائه دهید که تحقق آن در قالب و قاعده رفتار های امروزین بشر خاکی نمی گنجد و یا با ریختن آن در قالب طبع ماده پرست و تنگ نظر خود آزادی را به موجودیت و مفهومی تبدیل می کنید که توجیه گر فعالیت ها و آرزو های شما در موقعیت و جایگاهی که قرار گرفته اید باشد؟مسلما در پاسخ به این سئوال شما هم مثل تمام انسان های گرفتار آمده در تنگنای دانش و آگاهی محدود با پناه گرفتن درپشت این منطق که هر موجودیتی فلسفه وجودی خود را زمانی به عریانی عیان می سازد که در آن موقعیت و جایگاه صاحب تاثیر باشد و یا به مفهومی بالاتر زمانی ما متوجه موجودیت و مفید بودن آن می شویم که با پیدا نمودن آگاهی و دانش ویژه وجود آن را درک کنیم وبفهمیم که بدان نیاز مند می باشیم و چیزی که مورد نیاز ما نباشد ، نتواند به یاری ما در گذر از فراز های تاریخی بیاید و یا راه فرا روی را برای ما روشن نسازد متوجه حضور و تاثیرش نمی شویم و یا نمی خواهیم که برای آن تعریفی ارائه دهیم که تحدید کننده فعالیت و تلاش فردی و اجتماعی ما باشدآزادی را طوری تعریف و تفسیر می کنید که چیزی دقیقا مطابق با امیال و آرزو های شما باشد مسلم است که بدلیل فقد روشن بینی و آینده نگری فرهنگی که متناسب با جایگاه و موقعیت واقعی انسان به عنوان خلیفه و جانشین خداوند باشد تعریف ارائه شده از جانب شما نیز موجودیتی را به نمایش خواهد گذارد که تا حدودی به داستان مولانا ازجوان پهلوان و ترسیم تصویر شیر بر پیکرش شباهت خواهد داشت مگر آنکه بخواهیم این مقوله را با بازگشت و یا باز خوانی اصول اعتقادی و موازین دینی به مطالعه و تحقیق بنشینیم و تعریفی را از آن ارائه دهیم که آن هم مسلما به دلیل انتظاراتی که بر ما تحمیل می نماید مطابق با خواست و آرزو و یا حداقل توان فکری و عملی ناشی از خودسازی ما نخواهدبود زیرا که از زمان هبوط انسان از سوی خداوند متعال مفاهیم عقیدتی به انسان عرضه شده اند و راه را دقیقا برای مانمایان ساخته اند اما اگر انسان نتوانسته خود و فعالیت هایش را مطابق با این اصول بنماید و آنها را نصب العین خویش سازد و از این محل دچار مشکلات و گمراهی های عذاب آور فراوانی شده به خاطر آن است که نتوانسته به هوس و میل حیوانی خود در حرمت شکنی و مال خود نمودن امکانات و فرصت ها پاسخ قاطع و کوبنده ای بدهدوبا رهاندن خود از قید بندگی نفس به سویی روان شود که راه تعیین شده در فلسفه خلقت می باشد.
