تاريخ: دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۲۳ ق.ظ
باوربفرماییدکه ملت عجیبی هستیم وعجیبترآنکه مقررات وقوانینی را تصویب وبه اجراء می گذاریم که بشدت برعجیب بودن ما می افزاید باورنمی فرماییدبه تاریخ همین سی واندی سال پس ازانقلابمان توجه فرماییدتا ببینید که چی گفتیم وچی کردیم و امروزچه می گوییم وچی می کنیم.
اگریادتان باشددرابتدای انقلاب با شعارمرگ برسرمایه دار ویا اگرلنگرکشتی ازسوراخ سوزنی ردشود یک سرمایه دار به بهشت می رود تمام ساختار شکل گرفته به تاراج منابع وفرصت های اقتصادی را که تازه داشت جا می افتاد ومی توانست با مشارکت دربهینه سازی سیستم آموزشی و روشن نمودن مرز فعالیت های سیاسی و اقتصادی موقعیت مناسبی برای شاکله منضبط سیاسی تدوین وتفسیرنماید واجازه ندهدتا نخبه سیاسی که به چم وخم کاراقتصادی آشنا وبا دست داشتن درتدوین آیین نامه ها و حتی قوانین به کل سیستم اقتصادی تسلطداشته باشدوارد سیستم شود و آن را به نفع خود تفسیروتاویل نماید درهم کوبیدیم و با اقدامات بنیادی درجهت پرداختن به اقتصادمبتنی برتعاونی که نوعی اقتصادمتمرکزو زیرتدابیرسخت حکومتی بود راه به سوی دولتی نمودن تمام عیاراقتصادکج نمودیم اما ازآنجا که کارنظارتی متناسب با شعارها واهداف طراحی وبه اجراء گذارده نشد (چون فرصتش فراهم نشد وعامل آن جنگ و مسائل دیگربود) نخبه های سیاسی ما با استفاده ازرانت ها ولابی های پشت وروی پرده به عناصراقتصادی وعوامل دست اندرکار تنظیم بازارتبدیل شدند و برای بیرون کشیدن پای دولت از مشارکت درتولیدوتوزیع داخلی انواع ترفندها را به کارگرفتندو عملا دولت را درعرصه اقتصادداخلی وتا حدودی اقتصاد خارجی دست درپوست گردو نمودند تا جایی که هراقدامش با برجای گذاردن کلی هزینه وفرصت سوزی به عاملی مخل حتی درنظم عمومی تبدیل شدکه برای برون رفت ازاین وضعیت حکم بربازگشت و پشت نمودن به تمام شعار ها ووعده های انقلاب داده شد.
اقتصادمبتنی برتعاونی فراموش گردید،دولت عملا به یک هیچکاره درعرصه اقتصادمبدل شد،بنگاه ها و موسسات مالی که عمدتا دولتی بودندبدون دراختیارداشتن گرویی لازم به عاملی برای پخش پول به افراد توصیه شده وموجه که اساسا با منطق اقتصاد آشنایی نداشتنداما جایگاه وموقعیت مناسب سیاسی حمایتشان می کرد تبدیل شدند به نوعی که تزریق بی امان پول برای تحرک بخشیدن به اقتصادی که بتواندسفره مستضغفان را رنگی کندبه تورم ورکودی انجامیدکه ناشی از تغییرسمت تاثیرپول های مزبورازتوجه به تولیدو سالم سازی توزیع به واردات بی امان آنهم ازطریق اسکله های نامرعی بود.
اما کاربدینجا ختم نشدو تاثیررکود وخارج ازکنترل شدن نرخ رشدبی کاری دولت را به جای اتخاذتدابیرانقباضی و بستن راه ورودکالا به سوی تزریق هرچه بیشترپول به بازارونه به تولید تشویق ویا زیر فشارقرارداد تا جایی که تورم به ساعت و رکود رکوردزد ولی باز ما برنگشتیم تا ببینیم که کجای کاراشتباه نموده ایم وراه اصلاح درکجاست وازاین رو بودکه شعارجذب سرمایه گذارآنهم نه درداخل یک اشل کارجدی ونظام مند بلکه با هول اینکه اگرنیایند و کمک نکنند چاره ای برای دردها پیدا نمی شود وازاین روبودکه نماینده عالی دولت دراستان زنجان درسحنان دیروزخود ودرجمع مردم به صراحت اعلان نمودکه اگرقوانین اجازه می داد که تمام امکانات به رایگان به سرمایه گذارداده می شدتا بتواندکارتولیدکندو یا ...... ما بایداین کاررا می کردیم ومشخص ننمود که چرا ویا درکجای دنیا چنین حاتم بخشی هایی معمول است که سرمایه گذاری که مشخص نیست ریشه داشته های مادیش ازکجاست واردکشورشودو با گرفتن تمام امکانات ومجوزها پول خودرا به صورت نصفه ونیمه (سرمایه شخصی واعتبارات ریالی) واردکارکندو بعدازآماده شدن کار آن را به چندبرابرقیمت واقعی به مردم بفروشدودوباره همان سرمایه را به خارج ببرد و دوباره ما با هزاران التماس وخواهش او را به کشوروارد کنیم وبا گستراندن فرش قرمز ودادن تمام امکانات به ثمن بخس توالی درانتقال مال مردم را به خارج فراهم نماییم
دوستان آمدن سرمایه گذارخارجی و بهره بردن ازظرفیت های او فکر وبرنامه درستی است ودرتمام دنیا امروزه رسم معمولی می باشداما خوداین کارمی بایدتابعی ازقوانین وقواعدمعمول در جهان توسعه یافته باشد ویا به عبارتی طبق قاعده و قانونی به انجام برسدکه درآن حرمت اموال عمومی و جایگاه دولت لحاظ شود کاری که الان صورت می گیرد مطابق با هیچ یک از این اصول نیست وبه نوعی می شودگفت که تاراج بیت المال است که خودبخودبه تورم ورکود بیشترمی انجامد وبایدبا تغییررویکرد در نوع نگاه به مشکلات وارائه تعریف روشن ازآنها کاری مطابق با منافع ملی به انجام رسد.
بازگذاشتن دست سرمایه گذار وتامین منافع او تا آنجا شورگردیده که سرمایه گذار تقدیرنامه تهیه می نمایدو به مسئولان می دهد در حالی که اگر کارمطابق با منطق خودبودبایدمسئول ویا شهردارشهراین کار را انجام می داد زیرا این سرمایه گذاراست که ریسک می کند
