تاريخ: چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۱۸ ق.ظ
سخنی گهربارازامام علی (ع)
«الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم; مردم به زمامدارانشان بیش از پدرانشان شباهت دارند .» تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص 144 .
حکومت اساسا موثر بر دو وجه از زندگی انسان است که وجه اول آن تاثیر بر تمام اموراتی می باشدکه به نوعی با زندگی مادی انسان اعم ازاقتصاد ،سیاست و امور فردی و اجتماعی می باشد ووجه دوم آن شکل دادن به رفتاروهمسان سازی مردم با خوددرنگاه به سرنوشت واخلاق است ویا به عبارتی قدرن سیاسی وجارایی شکل می گرد تا با پرداختن به زندگی اجتمای وفردی انسان را برای دست یابی به نیاز های مادی خودتحت هدایت وحمایت بگیردو آنها را برای ساختن سرنوشتی درشان انسان آماده کند حال اگربخواهیم برای حکومت وظایفی چون برابرنمودن مردم ازنظربرخورداری ازمنابع قایل شویم دراصل بایدتلاش کندکه بنابفرموده امام علی(ع) که فرمود: «لی مالکم و علی ما علیکم ; برای من است آنچه که برای شماست و بر من است آنچه که بر شماست .»خود را درتمام اموربا مردم همسان ومساوی کند ویا اگربرای حکومت وظیفه ای چون مشورت دادن وانتقادنمودن ازمردم بدانیم تا ازاین طریق مردم را به راه راست هدایت کند مجبور است که خودنیزبه مشورت و گوش دادن به انتقاد مردم تن بدهد چنانکه امام(س) فمود«فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء ولا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی; پس، از گفتن سخن حق یا مشورت عدالت آمیز خودداری نکنید; زیرا من خویشتن را مافوق آنکه اشتباه کنم نمی دانم و از آن در کارهایم ایمن نیستم، مگر اینکه خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است .»حال اگرهمین رسالت را برای مردم درنظربگیریم ه باید غنی و ضعیف به یاریش بشتابند برای حکومت نیز وظیفه ای درگستراندن عدالت وکمک به مردم وجود داردبه نحوی که امام (ع) می فرمایند:«ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لا حیلة لهم من المساکین والمحتاجین واهل البؤسی و الزمنی; سپس خدا را خدا را در طبقه پایین از مردم، آنان که راه چاره ندارند; از تهیدستان و نیازمندان و گرفتاران و کسانی که [به خاطر بیماری] زمین گیر شده اند [مراقب باش] .»ویا آنجا که حکومت ازمردم انتظارداردکه مصالح او را درنظر بگیرندامام(ع) می فرمایند که«و اشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم ولاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم;دلت را برای رعیت پر از مهر و محبت و لطف کن و بر آنها درنده آزار دهنده ای مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری .»حکومت نیزمی باید ظرفیت مردم دارای بسیاربالایی داشته باشد.در رابطه باموضوع انضباط کاری که دولت آن را وظیفه مردم می داندخودکارگزاران دولت هم بایدبه چنین اصلی تن بدهندچنانکه امام (ع) درنامه به مالک اشترایشان را امربه :
«و ایاک والعجلة بالامور قبل اوانها، او التسقط فیها عند امکانها، او اللجاجة فیها اذا تنکرت، او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل امر موضعه و اوقع کل عمل موقعه; ( از شتاب در مورد کارهایی که زمانشان نرسیده یا سستی در کارهایی که امکان انجام آن فراهم است یا لجاجت در اموری که مبهم است یا سستی در کارها هنگامی که آشکار است، بر حذر باش و هر کاری را در جای خود و به موقع انجام بده .»درخصوص انتخاب اصلح که موردتاییدوتاکید ازسوی دولت به مردم است حکومت هم بایدبنا به فرمایش امام خود عامل به این نوع ازانتخاب باشدچنانکه امام (ع) می فرمایند:
«ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه، و اعلمهم بامرالله فیه; (13) ای مردم سزاوارترین کس به حکومت، قوی ترین مردم نسبت به آن و داناترین آنان به فرمان خداوند در مورد آن است .»
ایشان درموضوع قانوگرایی بیش ازحد سخت گیربودندبه نحوی که درموضوع شرابخواری ونمازبه حال مستی ولید ویا دربرخوردبا خلاف کاری مرد عرب ازقوم بنی اسدکه فرزندایشان را برای وسطاطت وبلکه ممانعت ازجاری شدن حد انتخاب نموده وازایشان یاری خواسته بودند امام حسن علیه السلام از آنان پرسید: چه کردید؟ گفتند: قول مساعد داد و سخنانی را که بین علی علیه السلام و خودشان مطرح شده بود، نقل کردند . امام حسن علیه السلام که منظور پدر را خوب فهمیده بود، به آنان فرمود: دوستتان تازیانه خواهد خورد . علی علیه السلام مرد اسدی را بیرون آورد و تازیانه زد، سپس فرمود: به خدا سوگند من مالک این امر نبودم که وی را ببخشم .
در رابطه با حق محوری که حکومت انتظارآن را ازمردم دارد خودنیزبایدتابع نعل بالنعل آن باشدتا جایی که پیامبر در این مورد فرموده است:
«الحق مع علی اینما مال; حق با علی علیه السلام است به هر طرفی که میل پیدا کند .»
اما آخرین ویژگی مشترک بین مردم وحکومت راستگویی و صداقت است ومردم تابعی ازعمل حکومت به این صفت هستند چنانکه حضرت در بیانی می فرماید:
«لولا التقی لکنت ادهی العرب; اگر تقوای الهی [مانعم] نبود از همه اعراب، زیرک تر [و سیاست مدارتر] بودم .» و یا در حدیثی دیگر می فرماید: «یا ایها الناس لولا کراهیة الغدر، کنت من ادهی الناس; ای مردم، اگر زشتی نیرنگ نبود، من از همه مردم زیرک تر بودم .»
با این همه که گفته آمدمشخص می گردد که یم رابطه تعاملی گسترده بین مردم وحکومت وجود داردو یا به نوعی مردم به آیینه ای ازاعمال حکومت تبدیل می شوند که هم حکومت می تواندبا نگاه کردن به آن آیینه خودرا آنگونه که هست دریابد وهم مردم با مراجعه به آن می توانند قضاوت روشنی درخصوص حکومت بکنند
