تاريخ: چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۸ ب.ظ
بی گمان ریاست ماندنی نیست زیرا اگرماندنی بوددیگرنیازی به این همه دگنگ و فنگ همداستان شدن ویا نزدیک شدن به مقامات مافوق ومجیزگویی آنها برای گرفتن پست نبودو یا اساسا این همه دغدغه برای ازدست ندادن پست وجودنداشت.
اما حالا که ماندنی نیست و بدنبال هرآمدن مدیری رفتن مدیری دیگروجود دارد این سئوال اساسی براذهان متبادرمی گردد که فلسفه این تغییرات درچیست ؟مثلا آیا فلسفه تغییر برداشتن فرد و جایگزین نمودن فرددیگری است ویا اینکه شرایط به گونه ای رقم خورده که نیازبه تغییر رویکرد وجود دارد؟
به نظرنگارنده جزبا منطق ارتقاء موقعیت مدیر موفق هیچ توجیهی برای تغییرو جابجایی اشخاص قابل قبول نمی باشد زیرا مدیری که دراداره کردن سازمان درمسیرتحقق اهداف راه افتاده است هیچ توجیهی نمی تواند منطقی به نظربرسد زیرا که بنا برمثل معروف نابینا ازخدا چه می خواهد دوچشم بینا ، سازمانی که دوچشم بینای موردنیازخود را بدست آورده است دوست نمی دارد که آن دو را ازدست بدهد.
پس می ماند موضوع ناتوانی مدیرگذشته ونیازبه تزریق انرژی وتوان بالا به سازمان ازطریق آوردن یک فردبا دانش ومهارت بالا که حتما با تغییر رویکرد درروش های حاکم و اصلاح ویا تغییر کلی درآنها به انجام می رسد .
با این تفاسیر وبدون روده درازی بیشتر خواندگان گرامی را سوق می دهم به سوی تغییری که چند صباحی بیشتردرموضوع مدیریت اداره ورزش وجوانان ویا همان تربیت بدنی شهرستان ابهر به وقوع پیوست تا ببینیم که این تغییربا چه منطقی صورت گرفته است .
حدود شش ماه پیش مدیروقت تربیت بدنی که درهفت سال مدیریت بی برنامه خود جز نابودی تمام علاقه مندی به ورزش درنزدورزشکاران وتماشاگران محصول دیگری به جامعه ورزشی ابهرتقدیم نداشته بودبا عنوان ارتقاء مقام راهی معاونت دراداره کل ورزش استان شد و جای خود را به مدیر جوان دیگری که از جامعه ورزش ابهربودسپرد وایشان درجلسه تودیع ومعارفه خود با این عنوان که من برای تمام امور محوله برنامه خواهم داشت،به نقطه نظر تمام منتقدان توجه خواهم نمود،اطاق فکر با حضور پیش کسوتان وصاحب نظران را درمجموعه راه خواهم انداخت و....ردای مدیریت برتن نمودو با حرف های خود این باوررا درحاضران درجلسه ایجادنمود که فلسفه تغییر همانا برمحوریت ناتوانی مدیر قبلی و با مشی تغییررویکردبه انجام رسیده است ویا به عبارتی هدف جابجایی افرادنبوده بلکه مدیریت ارشد درپی تزیق خون جدیدبه بدنه ورزش ابهربوده است.
اما حال که حدودشش ماه ازاین تغییرات می گذردو در،نه که برهمان پاشنه می چرخدبلکه سرعت این چرخش به صورت محسوسی کندشده این باوردرذهن حداقل من دارای دغدغه درحوزه ورزش شهرستان بوجودآمده که نه خیر وعده های داده شده عنوان بزک وبهارداشته زیرا نه برنامه ای درکاربودونه نگاه عالمانه به نقد و رای ونظرصاحب نظران درجریان بوده است بلکه کل قضیه همان جابجایی افرادبوده واگرهم حرفی ازبرنامه پیش کشیده شده بیشترنا پرهیزی بوده که ازسوی ریاست جدید صورت گرفته است وگرنه مگرمی شودکه شما برنامه داشته باشید ودر میادین ورزشی کمترین تحول وتغییررا مشاهده ننماییم .
براستی مگرجمع نمودن پیش کسوتان واستفاده از نظر آنان که می تواندراه گشای تمام مشکلات وموانع پیش پای مدیریت باشد این مقدار سخت است که شش ماه رمل واسطرلاب نیزنتواندجوابی وهمتی برای آن پیدا کند .
ویا تغییردروضعیت مثلا فوتبال شهرستان که عملا صدای الرحمان آن بلندشده و برای اداره نمودن آن می توان ازهرفردی با هراندازه ظرفیت وتوان استفاده نمود این مقدارپیچیده می باشدکه مدیر یک سیستم شهرستانی قادربه درک ضرورت والزام به تغییر در آن نیست ؟
اما می توانم این پیشنهاد را هم داشته باشم که با عنایت به تغییرات شکل گرفته درشاکله مدیریت سیاسی واجرایی با انتخابات ریاست جمهوری حال که ازانتخاب وتغییرگذشته چیزی جز تغییرفرد به چشم نیامده ونیازبه انجام تغییردیگری وجوددارداین تغییربا دقت بیشتری صورت گیرد تا بلکه شهرستان درعرصه ورزش بتواندتحولی را دردرون خود شاهدباشد وصرف اینکه تغییرمدیریت جدیدا صورت گرفته پس نبایددوباره بدان پرداخت چون هزینه ایجادمی کندبهانه ای برای راضی بودن به سکوت ورخوت موجودنباشد تا شاید ،شاید،شایدکه بهبودی درشیوه های مدیریتی درشهرستان رخ دهد
