وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۲ ق.ظ
دام تزویرمکن چون دگران قرآن را 
امروز که طبق معمول مراسم تفائلی بر دیوان حافظ را به اجرا گذارده بودم صاحب نظری واردمحل کارم شد و چون فاصله ای با روی میزمن داشت ونمی توانست تفاوت دیوان حافظ و قرآن را ازروی جلد مشخص کندگفت اول صبحی دام قرآن بر دیگران گذارده ای و می خواهی با گذاشتن کتاب قرآن بروی میزت مشتریان را فریب دهی ومن که متوجه کج فهمی او شده بودم با خنده ای گفتم قیاس مع الفارق می فرمایید این کتاب دیوان حافظ است که هرصبح کلامی ازآن را تحت عنوان فال امروز برای خوانندگان مطالبم با قرعه فال برمی گزینم وارائه می دهم او که ازدرون شرمنده شده بود و این شرمندگی را هم نمی خواست ظاهرنماید به سرعت کتاب را از دست من گرفت و با بجا آوردن مراسم مخصوص تفائل کتاب را بازنمودو ازقضای روزگارو درمیان بهت و حیرت اوکه برای من عجیب می نمود شعر مربوط به فال امروزتان آمد.
بی گمان نه قرآن بلکه تمام کتب آسمانی ازسوی دوگروه عمده موردسوء استفاده ودام تزویربرای استثمارمردم واقع می شده است که یکی از آنها متولیان رسمی آن ادیان بوده اند که ازمحل عدم درک دقیق رسالتی که بایدبردوش می گرفته اند وبا استفاده ازفحوای دستورات مندرج در آنها مردم را برای عمل به وظایف وجستن رسالت واقعی خویش تحت هدایت می گرفته اند آن کتاب را ابزاری برای مقدس جلوه دادن خود وجایگاهی که می باید درخدمت مردم قرارمی گرفت تا آنها را بدون ترس برای تحقیق و تفحص درطبیعت برای یافتن ماهیت انسانی خودتحریص نمایدبه ترس ازتکان خوردن که مبادا به گناه بیفتند وا می داشته اندو یا به نوعی کتاب آسمانی رهایی بخش و اسارت محو کن را به ابزاری برای تخدیرافکار و منحط نمودن تمدن هایی که به زور وتلاش انسان ها بوجودآمده بودند تبدیل می ساختند و گروه دوم هم کسانی بودند که بازتولیت رسمی آن دین را برتن می نمودند و با بزک نمودن خودبه آرایه های ادبی و استعاره ای روز به نوعی خود را متجدد وهمراه تمدن می نمایاندندو اما با استفاده ازتوصیه ها و دستوراتی که قابل تفسیر بودند کتاب آسمانی را به ابزاری برای نان ونام خویش تبدیل می ساختند تا بتوانند رفاه ومنزلتی برای خودو اعوان وانصارخویش بیافرینند.
ومسلم است که نتیجه فعالیت هردو گروه مشخص بود و به نوعی درراستای هم عمل می کردو آن اینکه هر دو موجب انفصال مردم ازدین و انحراف درتمدن ها ودرنهایت ناشناخته ماندن رسالت انسان وبرزمین ماندن تحقق وظایف می گردیدند 
براستی چرا چنین پدیده هایی درجوامع انسانی ومخصوصبا دربین متدیننان بروز می یابد و چرا بیشتر ضربه زنندگان به دین و کتاب های آسمانی ازبین کسانی یافت می شوند که خودسال ها ازعمرخودرا درسخت ترین شرایط برای فهم اصول و قوانین مستقردرقرآن هزینه کرده اند؟
درپاسخ به این سئوال دو احتمال بسیارجدی وجود دارد که اولین آن این است که اساسا خدایی وجودندارد زیرا که اگروجودمی داشت و خواست وانتظارش از انسان حق بودمشخصا می بایدبیش و پیش ازهرکسی متولیان رسمی دین خدا به اوامرش گردن نهند و تلاش برای تحقق دین او را ازخودبه نمایش بگذارند ویا با موشکافی و دقت ریز بینانه درعمل خودمانع از خدشه وارد شدن دردین اواز جهت اعمال خودشوند واین بدست نمی آیدمگر آنکه متولیان دین همیشه درجلو علم باوران ومکتشفان قواعدو علوم طبیعی برای شناسایی وظایف ورسالت انسان باشندو نه آنکه خود را وابسته به چیزی بدانندکه خیلی پیش ازآنان دریافت وتجربه شده است وهرگونه خدشه وتردیددرآن کفروبی دینی تلقی می شود 
ودیگراینکه خدا وجود دارد ولی به خاطر ترس حاکم بر متولیان دین که مبادا نتیجه تحقیقات علمی و یا عدم دست یابی به نتایج موردنظرباعث سستی دراندیشه وباورشود وابستگی و ماندن در توهمات و جهل باعث برداشت های سوءازتفکردینی شده و با غلطیدن برخی از متولیان به سمت آغشتن اصول با منویات وامیال نفسانیاستفاده ابزاری ازکتب آسمانی معمول گردیده است.
اما اگربخواهم نظرشخصی خودم را به عنوان یک فردمسلمان دراین خصوص اعلان دارم می توان چکیده باورمرا دردو جز کاملا روشن این گونه برداشت نمود
1- خدا وجودداردو تمام جهان تحت تدبیر ومدیریت او رو به سوی حتمیتی می رودکه درقرآن ازآن تحت عنوان ما ازخداییم وبه سوی او بازمی گردیم یادشده است واین حرکت ضرورت گذرازمراحلی را الزامی می نمایدکه درهر یک ازآنها دانش و خردبشری رشدیافته و باور های گذشته را زیرسئوال می برد و یقینی برشالوده ای جدیدایجادمی کند به نحوی که خدای دیروزمن ازخدای فردای من ضعیفتر ودیرفهمترمی باشد اما علم فردایم قدرت بیشتری به من که خلیفه اویم می دهد تا بدانم که خدایم چه قدرتی داردوچه قدرتی را درنهادطبیعت برای بهره برداری من قرارداده است 
2- کتاب خدا برای همگرا نمودن انسان ها در جهت تحقق اهداف خلقت تدوین وبرای بشرفرستاده شده است و هرگونه استفاده ابزاری ازآن چه به شکل مقدس نمایاندن برخی که نام متولی دین می یابند وازاین نظر امتیازات مادی طلب می کنند ویا پرقدرت شدن گروهی که ازدین برای خود نان و آبی طلب می نمایند که باعث برهم خوردن نظم همگرایانه مردم شود راه و قصدی غیرخدایی می باشد که بایدبا آن برخورد شود.
ولی بایدبه خاطرداشت که درتمدن وفرهنگ دینی آنکه بدرستی درمسیردین و تحکیم مبانی دینی عمل می نماید و به الگویی برای عینیت یابی اصول دینی تبدیل می شودبایدعزیز وگرامی داشته شود وجایگاهش مقدس تلقی شودزیرا که خود عین دین و یا کتاب دینی ناطق است وراحترمی تواندانسان های دیگر را به همگرایی فرا بخواند همچنانکه خدا به موسی گفت:
تو برای وصل کردن آمدی                             نی برای فصل کردن آمدی