تاريخ: سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۲۶ ق.ظ
اندرزی از امام علی(ع)
.............................. ...
شرافت و احترام مومن ، از احترام کعبه بیشتر است.
بدون تردیداگرازاسلام به نام دین برتر ومنادی نجات و رهایی انسان تعریف و تبلیغ می شود به خاطرآن است که دراین دین برای هر وضعیتی و موقعیتی برنامه وطرحی مشخص پیش بینی و ارائه شده است واحکامی دیقیق وروشن برای آن بیان گردیده است مثلا شما اگربه آنچه که فرموده ای ازکلام امام علی(ع) ارائه شده توجه فرماییدآیا کلام ودستوری روشن تر ازاین بیان درخصوص حقوق بشر ملاحظه خواهیدکرد ؟
برای پاسخ به این سئوال ابتدا اجازه بدهیدکه تعریفی از آبرو ومومن ارائه دهیم تا معین شود که چگونه عمل به چنین دستوری و یا جاری نمودن چنین توصیه ای می تواند باعث شکل گیری حقوق انسانی و نهادینه شدن عمل به احترام متقابل و درنهایت استقرارحاکمیتی مبتنی برعقل وعدل شود.
آبرو در لغت نامه دهخدا به معنی
آبرو. [ ب ِ ] (اِ مرکب ) آبروی . آب روی . جاه . اعتبار.شرف . عِرض . ارج . ناموس . قدر. (ربنجنی ) آمده است ودرتعریفی اخلاقی و فقهی
آبرو بر حیثیّتی از انسان اطلاق میشود که مورد ستایش یا سرزنش واقع میگردد، خواه در خود او باشد یا در خانواده و کسانی که به گونهای با او پیوند دارند. از آبرو به ناموس نیز تعبیر میشود و این عنوان در بابهای گوناگون فقهی مانند طهارت، صلات، حج، جهاد و تجارت مورد توجّه و موضوع احکامی قرار گرفته است.
شریعت اسلام برای آبروی انسان همانند جان او ارزش ویژهای قائل شده است؛ تا آنجا که دفاع از آن را واجب کرده و ریختن خون تجاوز کننده به آن را در بعضی موارد با شرایطی،جایز دانسته و نیز ترک مهمترین واجبات را در راستای حفظ آن، روا شمرده است.
رفتن به حج ،ادامه نماز،فراهم آوردن آب برای وضو و غسل و یا امر به معروف و نهی از منکر، اگر موجب به خطر افتادن آبروی انسان شود از وجوب میافتند.
در علوم اجتماعیواژه آبرو در ارتباط با دیگر مفاهیم روانشناسی نظیر اعتماد به نفس، عزتنفس و حرمتنفس مورد بررسی قرار میگیرد.وبه عبارتی می توان گفت که آبرو چیزی نیست که کسی با آن متولد شود بلکه مفهومی اکتسابی است که همزمان با جریان رشد شخصیت به همراه هویتهای فردی و اجتماعی انسان شکل میگیرد وبه عبارت کلی ترمی توان گفت که آبرو پدیدهای اجتماعی است که خود را در رفتارهای ما منعکس میکند و به عبارت دیگر در گروی ارزشها، بینشها و مسایل فرهنگی است که تعیین میکنند چه رفتاری ارزشمند و چه رفتارهایی به ویژه در معاشرت با دیگران قبیح هستند و پذیرفته نمیشوند. به همین دلیل است که بسیاری از رفتارهایی که در یک جامعه آبروبر است در جوامع دیگر نیست!
حال که با مفاهیم کلی آبرو آشنا شدیم ضرورت ایجاب می کندکه به این واقعیت مهم هم توجه شودکه تمام نهاد ها وموسسات اجتماعی دایر می گردندتا به نوعی به انسان کمک کنندکه درجهت تولید و یا بازتولیدآبرو فردی و اجتماعی تلاش فردی و یا گروهی ویژه ای داشته باشند ویا به مفهومی کلیترجامعه با استفاده ازابزار های مختلف می کوشدتا به عناصر موجود درخودکه عضوی ازآن شناخته می شوند آبرو بدهد.
مسلم است که این وظیفه مقرر بر اجتماع چیزی نیست که بشود آن را به صورت یک بسته کامل و ابتدا به ساکن تقدیم کسی نمود بلکه امکانی می باشدکه می شودآن را با فراهم آوردن زمینه های تولیدو تعالی در شخصیت انسان بار آورد.
پس آنجا که قراراست برای مومن(انسان مسلمان) ویا انسان به مفهوم عامتر آبرو تدارک دیده شود و ازآن مراقبت گردد این وظیفه ای می شودبرای مسئولان تا با مطالعه وتحقیق بدانند که چگونه می شود آبروتولیدنمود و با اجرایی نمودن برنامه ها و فراهم آوردن امکانات وفرصت تغییرچگونه می شود آبرو را حفظ و ارتقاء داد
ومطمئنا این دو تنها وتنها با برنامه ریزی جهت تحقق اهداف میسراست وگرنه مسئولی که تصدی منصبی را عهده دار شده است که نمی داند چم وخم کاردر آن چگونه است و یا نفس و امیال نفسانیش همه چیز را مال اومی کندمسلم است که نه تنها آبرویی برای مومن و انسان تولیدنمی کندبلکه با راندن انسان به سوی بی آبرویی و دریوزگی ازاوموجودی درست می کندکه بی آبرویی را نوعی افتخاربرای خود می داند.
