تاريخ: جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۱۶ ق.ظ
به تجربه ثابت شده است که برای تلفظ کوتاهترین کلمه "بله" یا "نه" خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد.
ما ازجمله ملت هایی هستیم که بسیارراحت بله می گوییم و عمل نمی کنیم ویا برسر تعهدمان باقی نمی مانیم وبسیار سخت نه می گوییم ولی همیشه متعهدانه آنچه را که بایدانجام نمی دادیم انجام می دهیم وازاین روست که نه می توانیم مطمئن ازآن باشیم که اگر کسی به ما قول همراهی وهمکاری داد پای تعهدخودمی ایستد تا برای همراهی وهمکاریش امکانات و منابعی را مهیا سازیم ونه مطمئن ازآن می شویم که اگرکسی حرف ازورودنکردن و یا مداخله نداشتن داد تا پایان کارسر حرف خودبماندازاین روست که همیشه کار را با تردید وترس آغازمی نماییم و درهمه ادوار و زمانی که کاردرحال انجام است نمی توانیم تمرکزلازمه مدیریت زمان ومنابع را دراختیارداشته باشیم
براستی چرا ما به چنین شرایطی گرفتارآمده ایم وچرا بدون آنکه به تبعات وعواقب تعهدی که می نماییم نگاهی و تحقیقی داشته باشیم با دادن جواب بله و هستم واردمیدان می گردیم و چون با سختی کارو یا خارج بودن انجام آن ازتوانمان آشنا می گردیم بدون آنکه فردطرف تعهدمان را با موضوع وناتوانی های خومان آشنا سازیم دست درکارمی بریم و پس ازآنکه طاقتمان طاق شد و حتی به یقین دریافتیم که بقای ما درتعهدصدمات فراوانی را واردمی کندبازبه خوداین جرات را نمی دهیم که بگوییم نمی توانیم ویا ازعهده ما خارج است
درسوی دیگرقضیه چرا جایی که اراده انجام کاری را نداریم و سر همراهی با آنکه ازما درخواستی داردو یا اساسا اقداماتش موافقتی با منافع ومصالح ما ندارد نداریم یک بارو با قطعیت اعلان نمی داریم که نمی توانم ویا نمی خواهم که با توهمراه باشم تا اوهم بداند ومطمئن که تنها بایدبه داشته های خودش اتکاء بنماید ویا برای سختی های پیش رو دنبال کس و کمک وهمراه دیگری باشد ویا حداقل اگر مخالفتی درعمل با منفعت ومصلحتی هست ما شراکت وهمراهی درآن نداشته باشیم.
ما با جرات ندادن به خوددر فکروتحقیق دراینکه به چه چیزی بله ویا نه بگوییم وبا واردشدن ویا دخالت ننمودن در موردی که بایددخالت می کردیم ویا ورود نمی داشتیم عملا به مخدوش شدن مرز هایی کمک می نماییم که شفاف ماندن وبودن آنها می تواندبه اعتبارو آبروی خودانسان ها وجامعه کمک نماید.
