تاريخ: یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۳:۳۵ ب.ظ
به گزارش مطبوعات محلی زنجان درنشست فراگیر اصلاح طلبان این استان (عمدتا شهر زنجان) به شکل مبسوط افق فراروی اصلاح طلبان موردتجزیه وتحلیل قرار گرفته و ضمن شناسایی گلوگاه های موجوددر مسیرتوسعه استان راه کارهایی برای همسویی با دولت و ارتقاء ضریب برخورداری استان ازفرصت ها وامکانات ملی مطرح گردیده که نگارنده دراین مطلب تنها به دو مورد ازمواردموردبحث به صورت مختصرگریزمی زندتا توضیح دهد که برخلاف نظردوستان سخنران و صاحب نظر نمی توان بدون تامین مقدمات وبسترکار درست انتظارتوسعه فراگیرو پایدارداشت ویا به عبارتی بدون تحقق یک جریان جدی و مستمر اصلاح طلبی به توسعه وپیش رفت دست یافت و یا حتی قادربه اتصال نیروهای فکری استان به جریان های ملی بود.!!!!
درتوضیح این مطلب ضرورت ایجاب می کندکه به صورت گذرا به موضوع توسعه بپردازیم تا ببینیم که رابطه اصلاح طلبی وراه اندازی فرایند توسعه چگونه است ویا چگونه می باشدتا برمبنای این ارتباط به این مهم بپردازیم که آیا می شودتقدمی بین این دو قایل شد؟
اگرتوسعه پایداررا برمبنای تعریفی که از آن و در سال ۱۹۹۲ در «کنفرانس زمین» ارائه شده است مد نظر قراردهیم وبگوییم که توسعه پایدار همانابا هدف رفع نیازهای نسل حاضرو بدون مصالحه با نسلهای آینده در باره نیازهای آنها حاصل می آید و کمیسیون جهانی محیط زیست، آن را این گونه تعریف می نماید: «توسعه پایدار فرایند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاریها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که باید با نیازهای حال و آینده سازگار باشد متوجه می شویم که اساس پیدایش این فرایندبه همسو نمودن ساختار های اجتماعی و فرهنگی با آن به شدت نیازمند می باشدوتا این همسویی که با اصلاح درساختارها ممکن می گردد بوجودنیاید به هیچ عنوان نمی توان به توسعه دست یافت.
حال اگربخواهیم موضوع اصلاح طلبی را با ارائه تعریفی موردکنکاش قراردهیم متوجه خواهیم شد که اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته میشود که انجام تغییر بنیادین در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاستها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ میکند.حال اگر بپذیریم که اصلاح طلبی درایران معتدل تراز اصلاح طلبی به مفهوم غربی آن است و اصلاح طلبی ایرانی اساسا درگیر تغییرات بنیادی نمیشود و تغییرات تدریجی فرهنگی را به تغییرات تدریجی اقتصادی و سیاسی اولویت میدهد. متوجه می شویم که توسعه پایدارهم بدست نمی آیدمگرآنکه اصلاحات وتغییرات تدریجی ابتدا در فرهنگ عمومی وباورمردم ایجادشودتا خودمردم وبه صورت مرحله به مرحله آماده برای پذیرش فرایندتوسعه به مفهوم استفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاریها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییرات نهادی که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد گردند واین ممکن نمی شودمگرآنکه اصلاحات ابتدا وبه صورت جامع و پایداروبا نهادسازی درحوزه های دولتی وغیر دولتی راه بیفتدتا همه جامعه به صورت بالفعل وبالقوه برای توسعه آماده گردند.
درچرایی این واقعیت می توان گفت که تا مردم ازنظر فرهنگی خود را به موقعیتی نرسانندکه بدانند
الف- حکومت درایران با انتخاب آنها شکل می گیرد وتا آنها در انتخاب خود دقت ننمایندو به افرادی که دارای توان مندی هایی ویژه ای می باشندرای ندهند امکان آنکه وظایف حاکمیت ودولت به عنوان بازوی اجرایی وسیاسی آن بدرستی به اجراء گذارده شود فراهم نمی آید امکان اینکه بشود به توسعه دست یافت قریب به صفرخواهد بود
ب- تا مدیران ما به این باورنرسندکه در شرایط متغییر نمی توان با باوروپنداشت ثابت وبی تحرک به توسعه دست یافت مسلم است که تغییری بنیادی حاصل نمی آید
پس امروزنیازودرد جامعه ما نه فکرو سازمان سازی برای دست یابی به توسعه می باشدزیرا که بدون ایجاداصلاح درساختارهای فکری و فرهنگی چنین امری تنها هزینه زا و اتلاف کننده منابع خواهدبود بلکه تلاش برای راه انداختن فرایند اهتمام عمومی درمسیرفعالیت برای اصلاح درالگو های فکری و فرهنگی است وگرنه همین چهارسال پیش روی که تحت تدابیردولت تدبیربایدبه زمینه وفضایی برای توسعه تبدیل گردد خواهد رفت وما بدون آنکه متوجه بروزتغییری دراستفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاریها، سمت گیری توسعه تکنولوژی و تغییرات نهادی که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد گردیم درصف های طولانی برای دادن رای به اصول گرایان به انتظارخواهیم ایستاد
ادامه دارد
