تاريخ: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۷:۲۲ ق.ظ
بی گمان بسیاری ازالام انسانی درمان ودوایی ندارند زیرا که علت آن درخودفردند وتنها با تغییر عادت ها و حتی نگرش به موجودیت خود درمان وبهبودمی یابند.
یکی ازاین موارد گوش ندادن و تامل درکلام دیگران نداشتن است زیرا که ازاین محل اتفاقاتی برانسان واردمی گردندکه بسیارهزینه زا و حسرت آفرین می باشند مثلا آنجا که شما به مدیری اعلان می داریدکه برادرو عزیز من رسم به جا آوردن وظیفه ذاتی هدایت امورسازمانی مراجعه به متن آیین نامه ها و دستورالعمل های موجوداست که قانون گذاربرای بجا آوردن درست وظایف و پیگیری دقیق اهداف تدوین نموده است واوبه گوش نمی گیردو باز روش مدیریتیش را بر سنت معمول بنیادمی گذاردو بعد ازیکی دوسال که ازدوران اقتدارش می گذرد خوداووسازمان تحت مدیریتش می مانندکه چه بکنند و کوهی از نارضایتی و کارهای بر زمین مانده را روبروی خودمی یابند و حتی با عزل او وسپردن دستگاه به مدیری دیگرسال ها طول می کشد تا تبعات بی توجهی او برطرف گردد مسلم است که اگرگوش می دادنه فرصتی ازدست می رفت ونه خسارتی بر ساختارسازمانی و نه لکه ای براعتبارمدیریتی اوافزوده می شد.
پس آنجا که حضرت حافظ در بیتی زیبا می فرمایند که:
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
هدف نه پرسیدن حال است ازبرای عیادت ونه به جا آوردن وظیفه استمالت جویی است بلکه ازبرای این است که تا فرصت هست وکسی می تواندکمکی به ما بکندازاواستمدادجوییم و به کلامش گوش دهیم تا ازدانش ودانایی اواستفاده ببریم
