تاريخ: شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۵۲ ب.ظ
نمی دانم که اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی استان زنجان وبه تبع آن ادارات فرهنگ و ارشاداسلامی شهرستان ها برداشتشان ازارتباطی که با مطبوعات دارند چگونه است ویا ارزیابی که ازنوع مدیریتی که براین عرصه اعمال می نمایند چه می باشداما به عنوان یک فعال بالنسبه پیش کسوت مطبوعاتی درسطح استان ازرابطه ای که با من دارندمی توانم این استنتاج را داشته باشم که نوع نگاه تداعی گر نوع نگرشی می باشدکه نامادری به فرزند تحمیلی دارد و در ارتباط وارزیابی هم گواه ونشانه روشنی ازداوری و قضاوتی دارد که یک پدر ازفرزندنا خلف خودبه عمل می آورد وگرنه مگرمی شودکه ازسوی اداره کل وادارات تابعه اقدامی دربرگیرنده وحمایت کننده ازمطبوعات معمول نگردد و حتی خودمسئولان ادارات زمانی که قرارمی شودازفعال مطبوعاتی حمایتی صورت گیردبیش ازدیگران به بدگویی ازفعال و یا فضای مطبوعاتی حاکم برجامعه بپردازند ویا تاسف بار آنکه حتی مدیر مربوطه ازنهادهای ذیربط بخواهدکه با فعالان مطبوعاتی برخورد شود.
اما این تمام داستان نیست زیرا که فقدان تولیتی هدفمندو جهت دار فضا را به گونه ای چرخش داده که هرکسی با هرسطح ازدانشی می تواندخود را فعال مطبوعاتی بنامدو شوربختانه حتی با استفاده از جایگاه وموقعیت ممتاز مطبوعات به لابی سازی اقدام ورانت های عجیب و غریبی را ازمقامات ارشداستان مثل استانداردریافت دارد مثلا فردی درابهر که خود را خبرنگارممتاز می نامد با بالابردن تابلویی تحت عنوان مجعول ومجهول دفتر خبری مطبوعاتی شهرستان های ابهر وخرمدره امتیازات ویژه ای را برای خودساختاری می نمایدوچون مجموع فعالان مطبوعاتی به پیش ریاست ارشادابهرمی روندوازاو درخواست صدورمجوز دفترنمایندگی خانه مطبوعات استان و یا انجمن اهل قلم می کنندایشان می فرمایندکه ما اجازه صدورچنین مجوزی را نداریم
براستی این رفتار دوگانه منبعث ازکدام سیاست ویا برآمده ازکدام شیوه اعمال مدیریت است وچه کسی پاسخگوی تبعات حاصل ازاین تفاوت درنگاه و تفویض امتیازبه فعالان مطبوعاتی استان وشهرستان است ؟
ادامه دارد
