وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۱۸ ق.ظ
مطابق همه سال هایی که فارغ التحصیل شده ام بدلیل آنکه یکی از برادران، خواهران ویا یکی ازفرزندانم اول مهر را با شر وشورکاملی یاد آوری می نمود حال و هوای مدرسه می کردم و امسال هم که دومین سال رفتن نوه ام به مدرسه است به خاطراو اول مهربرایم حال وهوای دیگری داشت ودارد.
براستی که این روز در خاطر وتاریخ مردم ایران چه ارزشمندی وجایگاه ویژه ای می تواندداشته باشد اما حیف که روز بروزاز این اهمیت کاسته می شود زیرا که ازیک سو علم وعلم آموزی آن منزلت گذشته را ندارد واین پدیده ای بسیارمنفی می باشدکه کسی برای آن دغدغه ای ندارد دومین علت برمی گردد به هزینه های سنگین علم آموزی که تمام فکروالدین را معطوف خود می سازد وشادمانی های دیگرش تحت الشعاع آن قرارمی گیرد و درنهایت آنکه برای دولت هم مثل اینکه این موضوع دارای اهمیت نیست و گرنه اگر اهمیت داشت روزاول مهربه عنوان یک روز برای برگزاری جشن ملی ازاولویت هایی برخورداراست که دردیگرروز هایی که ما به نوعی آنها را عزیز می داریم این اهمیت وجودنداردزیرا دردینی که اولین ارتباط خالق با مخلوقش با کلمه ای تحت عنوان بخوان آغاز می شودو روز برقراری این ارتباط تحت عنوان روز بعثت جشن گرفته می شود باید روز اولینی که میلیون ها کودک،نوجوان وجوان ما برای خواندن راهی می گردندجشنی بزرگتروپراهمیت تربرگزارشود زیرا که این امررا می توان محصول همان بعثت دانست ولی با گستره بزرگترو فراگیرتر که حیف ما ازچنین قاعده ای دورهستیم ونمی دانیم که وظیفه ما متصل نمودن تمام اتفاقات خیربهمدیگربرای ترسیم شمایی زیبا ازجامعه ای اسلامی است وازاین روست که تمام امورما ازهمدیگر گسیخته ودورشده است و هیچ کسی برای درکنارهم قراردادن آنها که فرهنگ عمومی ما را تشکیل می دهد همتی به خرج نمی دهد.