تاريخ: دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۴ ب.ظ
در مقدمه مطلب که به بیان مسئله توسعه یافتگی و یا عقب ماندگی اختصاص داشت به این نکته اشارت داشتم که دربحث توسعه نمی توان مناطق قرینه هم را پیدا نمود وازطریق شاخص گذاری بر روند تعالی نرخ برخورداری و یا بهره مندی در آنها به ارزیابی توسعه یافتگی و یا عقب ماندگی درشهری نسبت به شهر دیگر اقدام نمود اما تا حدودی می شود شرایط مشابهی را(چون نرخ رشدجمعیت،وجودمنابع غنی مادی و انسانی،مراکزآموزشی ومطالعاتی،معدل تحصیلات ویا نرخ با سوادیو...) تعریف و تفسیرنمود وازطریق آنها به مقایسه وارزیابی مناطق ازنظر توسعه یافتگی اقدام نمود.مثلا زمانی که می خواهیم ببینیم که شهرستان ابهرآیا با عنایت به برنامه های توسعه ای،توجه متمرکزدولت و ....به نرم های توسعه دست یافته است ویا نه می توانیم این شهرستان را با شهرستان همجوارآن یعنی تاکستان دراستان قزوین که قرابت های بسیاری بین این دو هست مقایسه نمود
اما چون دراین بخش دنبال مقایسه وارزیابی نرخ رشد درشهرستان ابهرنیستیم و تنها می خواهیم ببینیم که مولفه های ساختاری توسعه آیا درشهرستان ابهروجوددارد یا نه به اجبار دنبال وجوداین مولفه ها درساختارشهری ابهر می گردیم تا با یافتن وجانمایی آنها ابتدا ببینیم که آیا ما درشهرستان ابهر از ساختار مطابق با معیارهای علمی وتوسعه ای برخورداریم ویا نه پس درابتدا لازم است به تعریفی ازساختاربپردازیم تا اگردرجایی قرارشد به شاخصه های ساختاراشاره نماییم آنها را درگوشه گوشه شهربیابیم وبا انگشت اشاره آن را به همدیگر نشان دهیم.
ساختاردرجوامع انسانی به روابط و مناسبات نسبتاً ثابت و تقريباً پايدارى گفته می شوند که ميان افراد يا گروههاى اجتماعى يک جامعه که تحت مجموعهٔ مشترکى از ارزشها و هنجارهاى فرهنگى گرد آمدهاند، برقرار باشد.حال اگردرجامعه انسانی برای افرادنقش های متفاوتی قائل شویم و یا بنا بر هموندی های شغلی ،آیینی و ....آنها را به گروه های مختلف تقسیم نماییم وآنها را درپایگاه های ویژه ای جانمایی کنیم ودرنهایت برای به انجام رساندن وظایفی که برعهده افراد وگروه های اجتماعی محول گردیده است نهادهایی را مقرر و ایجادکنیم آنگاه می توان ساختار اجتماعى را مجموعه روابط و پيوندهائى دانست که ميان افراد، گروهها و طبقات مختلف يک جامعه برقرار است و نهادها و رفتارهاى اجتماعى يا فرهنگى در آن جامعه براساس اين روابط ترتيب و تنظيم مىيابند.
خوب حالا با این تعریف بیایید براساس مناسبات و تقسیماتی که صورت گرفته ووظایفی را بر گردن هریک ازما شهروندان ابهر قرارداده است ببینیم که آیا این شهرستان و مخصوصا شهرابهردارای ساختارمتناسب با مقتضیات زمانی هست که بشودبا اتکاء برروابط و تقسیم مشاغل ومناسبی که براساس آن بوجود آمده انتظارتوسعه دراین شهرستان را داشت؟
درپاسخ به این سئوال به جرات می توان گفت که نه درحوزه وظایف فردی و نقش هایی که هریک ازما بایدبرعهده بگیریم کارسازمان یافته ای صورت گرفته است ونه ما ازپوسته فردت خودمان بیرون آمده ایم تا بدانیم که اگر بسیاری ازاهداف اجتماعی به صورت فردی محقق نمی گردد بایدگروه هایی را بوجود آوریم که به صورت تخصصی به وظایف اجتماعی ویژه ای بپردازند.!!!
وچون چنین نشده مسلم است که میان ما روابط و پیوندهایی بوجودنمی آیدتا ازطریق آنها به تشریک مساعی وحلاجی مسائل ومشکلاتمان اقدام نماییم وازاینجاست که نه درفردیتمان آدم های موفقی محسوب می گردیم زیرا تعریف روشنی ازموفقیت واندازه های آن نداریم ونه درفعالیت های اجتماعی وگروهی می توانیم دوام وپایداری لازمه کار را داشته باشیم چون باهم بودن وبرای هم بودن را تجربه ولمس ننموده ایم.
درنتیجه شهروشهروندانی شده ایم که ازاین عید به عیدبعدی می رویم وبا تازه نمودن سال ،لباس که ممکن است با تعویض بخشی ازاسباب خانه نیزتوام باشد چون به خودمی آییم وبه اطرافمان نگاه می کنیم جز بالا رفتن سن و افزایش گرفتاری های خودساخته تغییر فزاینده رفاه ونرخ برخورداری را درخودو اطرافیان ودوستانمان ملاحظه نمی کنیم وتازه اگرکسی هم بیایدواز ما بپرسدکه پس به چه دردمی خورداینکه یک سال ازعمرتان گذشت وپیرشدیدمی گوییم که مگرمی خواستی چی بشودازاول هم همینگونه بوده است.
ادامه دارد
