تاريخ: چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۵۶ ق.ظ
بدون تردید انسان اجتماعی می باید برای اداره خود،وطنی که درآن زندگی می کند و جهانی که درآن حضور و مشارکت دارد صاحب تدبیر باشد و یا درشکل گیری تدبیرآن دخالت نماید وازاین روست که درتعریف ازعلم سیاست گفته می شودکه
ﺳﯿﺎﺳﺖ، ﺗﺪﺑﯿﺮ اﻣﻮر ﻋﻤﻮﻣﯽ اﺳﺖ ویا به عبارتی تولیدفکر علمی عمومی برای بهترزندگی کردن است که دردو وجهه داخلی برای به نظم درآوردن اموردر متن یک کشور ویا مرتبط ساختن عالمانه ملل مختلف است برای تحقق جامعه ای انسانی پس دﯾﭙﻠﻤﺎﺳﯽ ﺷﺎﺧﻪاي از ﻋﻠﻢ ﺳﯿﺎﺳﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﻮر ﻋﻤﻮﻣﯽ را در ﺑﺴﺘﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪتا با اﯾﺠﺎد روﯾﻪﻫﺎي ﻣﺬاﮐﺮه اي و ﻓﻨﻮن ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎزﯾﮕﺮان ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻞ را در رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎي ﻣﺸﺮوع ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ و ﺑﻪ دور از ﺧﺸﻮﻧﺖ ﯾﺎري دﻫﺪ.
واین هدف مهمی می باشدکه برای تحققش باید دیپلماسی برای خود اﺻﻮل، ﻣﺒﺎﻧﯽ، نهادهای مطالعاتی وتحقیقاتی، ﺳﻄﻮح اﺟﺮاﯾﯽ، اداري، ﺣﻘﻮﻗﯽ و ﻋﺮﻓﯽ مدون وتاسیس نماید تا با رسیدن به ﻫﻮﯾﺖی ﻣﺴﺘﻘل بتواند درمحدوده خویش وظایف متناسب با مصالح و منافع انسانی را به انجام برساند.
براین اساس بایدباورداشت که عرصه فعالیت های سیاسی بدلیل ورود اثرگذار وتعیین کننده ای که سیاست به حوزه های دیگراجتماعی دارد وحتی فعالیت دراین عرصه ها را بنا به تعریفی که ازمنافع ومصالح جامعه ارائه می دهدتحت تولیت خودمی گیرد بسیارپیچیده ووسیع می باشد وبرای فعالیت توام با نتیجه مثبت واثربخش درآن می بایدبا ریز بینی های خاصی به انجام رسد و یامردان سیاسی بایدازظرفیت وتوان مندی هایی بهره برده باشند که کمتردر دیگرفعالان عرصه های دیگر وجودداشته باشد.
حال اگراین گستره را ازچارچوب کشوری خارج و درسطح جهان گسترده سازیم مسلم است که مردان عرصه دیپلماسی بایدهنرمندان چیره دستی باشندکه بتوانند نقش های خوددرایجاد و استمرارارتباط بین دول وملل را بنحو زیبا و حساسی به اجراء بگذارندزیرا که هرملتی آداب و سنن ویژه ای دارندکه تسلط آنها بررفتارها و تصورات افراد آن جامعه می تواندتعیین کننده نوع و کیفیت ارتباط و نحوه قوام واستمرارآن باشد وتنها با آشنایی با این آداب وسنن است که می توان برای برقراری وحتی سمت دهی به ارتباط ها اقدام نمود وموفق ازکاردرآمد
ازسوی دیگرتوجه به این نکته بسیارمهم لازم به نظرمی رسد و آن اینکه امروزه درسطح جهان کشوری را نمی توان یافت که نخواهدبا بهره گیری ازمولفه هایی چون واقع گرایی،مصلحت اندیشی،زیرکی بازیگران عرصه سیاست خوددرامور بین المللی،توجه به الزاماتی چون مذاکره، دنبال منافع خودو استمرار وتعمیق آن نباشد ازاین روست که ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ و در ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ زﻣﺎن ﻣﻤﮑﻦ ﺑﺎ دادن ﻫﺰﯾﻨﻪ اﻧﺪك ﺑﻪ ﻗﺼﺪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد، ﺗﻬﺪﯾﺪﻫﺎ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﺮده و ﻋﻤﻠﯽﺗﺮﯾﻦ راﻫﮑﺎر را اراﺋﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ابداع ومورد مصرف قرارگرفته اند که دربسیاری ازنقاط می تواند خاص خود آن مناطق باشد.
به اجمال می توان گفت که سیاست حوزه ای و یارکنی ازجامعه می باشدکه درآن تنها خرد مشورتی و بهره برداری ازتجارب علمی وفنی دیگران نتیجه می دهدونمی توان کلیت آن را به شکلی کاملا اختصاصی و مخصوص به خودشکل داد با این منطق می توان گفت که دﯾﭙﻠﻤﺎﺳﯽ درعین تکیه بر ﺧﺮد ﻣﺸﻮرﺗﯽ ﮐﻨشی ﺑﺴﯿﺎر دقیق و اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ می باشدکه منافع ملی را با توسل به ابزارهایی چون زﺑﺎن ﮔﻔﺘﮕﻮ وپیگیری وتحققﻣﻨﻄﻖ ﻣﺬاﮐﺮه که همانا بازی برد-برد است دنبال می نماید
هم چنین باید درنظر داشت که دیپلماسی منطق نرم دنبال گیری زندگی مسالمت آمیزمیان ملت ها ازطریق دوری جستن ازخشونت وجنگ است وبرای تحقق آن می باید نهایت بهره را ازفن آوری های قدرت که درسه قالب متافیزیک(نگاه کاملا دینی به جایگاه خدا و انسان درسیاست که درآن قدرت زمینی دست شبان ومردم به نوعی گوسفندان او قلمداد می گردیدند و خشونت ازجانب شبان به عنوان ابزاری برای پاک نمودن گناه اولیه شناخته واستفاده می شد درچنین عهدی جنگ تنها ابزار ارتباطی بین ملل شناخته می شد ودیپلماسی آن را پیروزی درجنگ به انجام می رساند وپیامبران رسولان خدا وانسان های هوشمندی بودند که آمده اندتا این تناسب را برهم زنند وبه جای خشونت رحمت ومطالطفت را جانشین سازندشناخته می شوند)فیزیک(این دوره که با حرکت انسان به سوی مکانیک وبهره گیری از اصول آن آغاز می شود عقل به عنصر محاسبه گری تبدیل می شود و انسان را موجودی می سازدکه می کوشدبرای هریک ازاعمالش منطق پایداری را جستجو نماید درراین دورتفسیر تعالیم انبیاء و کتب آسمانی، تولیدمتون کلاسیک درقواره علومی چون فقه،حکمت عرفان وکلام صورت می گیرد ومبانی رفتاری منطبق بر محاسبه گری وواگذاردن قدرت به مردم با استفاده ازشیوه های دمکراتیک جانسین متافیزیک واستبدادمی شود ویا به عبارتی منطق ارتباط بین ملل ازجنگ به سوی گفتگو ومذاکره میل می کند) و کوانتوم( درجهانی که امروز به سرعت به سمت یک کاسه شدن می رود و انسان بدنبال آن است که با ریزساختن اجرام بزرگ به اساس آنها دست بیابد دیپلماسی نیزنهادهای کوچکی را طلب می نماید که با وجود واستقرار آنها درمیان ممالک ومردمان کشورهای دیگرتحت عنوان دیپلمات می شود مصالح تمام انسان را تامین نمود)صورتمی گیرد وما نیزاگر می خواهیم که درجهان فعلی دوامی برای منافع ومصالح خویش ایجادکنیم می بایددنبال راه اندازی جریان دیپلماتیک مبتنی بر فن آوری های قدرت باشیم زیرا که اساس فکری و تلاش اجتماعی ما برپدیدارساختن نوعی خاص ازدیپلماسی می باشدکه تحت نام اسلام شناخته می شود واین دیپلماسی می باید بدورازرفتارهای شعاری،دارای کیفیت ،غیرهزینه زا وبا زمینه سازی های مناسب باشد
زیرا که با عنایت به آیه ذیل که تا حدود زیادی مرزهای عقیدتی رابطه با دیگران را معین می سازد.
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَي كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضا أَرْبَابا مِن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛ بگو: اي اهل كتاب! بياييد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي ديگر را ـ غير از خداي يگانه ـ به خدايي نپذيرد. هرگاه (از اين دعوت) سرباز زنند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم.
ما موظف به تحقق جامعه ای جهانی می باشیم که درآن هدف تحقق فلسفه خلقت ازطریق ایجادجامعه ای بدورازاستضعاف،استعباد ،استبداد و استثمار می باشد جامعهای که با عادلانه نمودن توزیع منابع وفرصت ها امکان شناسایی وپرورش تمام استعدادها را می دهد.
ادامه دارد
