تغییرمطابق با شرایط سنی و تجربی مطلوبترین وایده آل ترین تغییرات رفتاری واخلاقی می باشداما حیف که انسان این اشرف مخلوقات که می بایدهرلحظه ازعمرش صرف یادگرفتن و نشان دادن عادت های خوب شود دربسیاری ازاوقات با فراموش نمودن رسالت فردی و فلسفه خلقت تثبیت دریک وضعیت نا مطلوب می شود وشرایطی را فراهم می نمایدکه هم برای خودش و هم برای آنان که او را می شناسندو یا به نوعی تحت تاثیرفعالیت ورفتاراومی باشند دردسر و گرفتاری تولیدمی کند.
هرچندکه مشاهده رفتار نابهنجار ازهرفردی و درهرسنی ابهام آفرین و ناراحت کننده می باشد اما واقعیت این است که دیدن چنین اتفاقاتی درآدم هایی که سنی ازآنها گذشته است ویا خودرا متصف به آداب و اصولی می دانندکه درنزدمردم ارزشمنداست ومی بایدبا اعمال ورفتارخودالگویی برای دیگران گردندو یا با کنارگذاردن رگه هایی ازعادت های بد به معلمی آموزاننده اوصاف پسندیده تبدیل گردند مسلم است که چندان مطلوب و پسندیده نخواهدبود.
مثلا فردی که مدعی زهدو تقواست وبا برتن نمودن ردای تبلیغ وترویج محسنات به علامت و نشانه ای ازرحمت خداوندتبدیل گردیده است ومی داندکه او بیش ازهرکسی در رصد فراگیری و الگو برداری جوانان و میانسالان قراردارد ومی بایدهوای نفسانی خودرا با شدت بیشتری ازعوام الناس لگام زند آیا نمی داندکه دنیا و قدرت طلبی ازاوصاف نفس پرستی است که او بایدبا آنها مبارزه نمایدو برای تقسیم عادلانه آن دربین مردم تمام تلاش خودرا بکارگیرد آیا سزاوار است که چون با لباس رسمی به بیرون می آید پژو سوارشودوچون لباس ازتن خارج می کندو با لباس مبدل درمیا ن مردم ظاهرمی شود با ماشینی چند صدمیلیونی ظاهرگردد وتازه ادعای دین داری کندو چون زمان قضاوت درخصوص دیگران(کسانی که تمام عمرشان صرف مبارزه با نفاق ودورویی و افشای منافقان ودورویان شده است ) فرا رسدآنها را به نفاق ودورویی و حرکت برای براندازی متهم نماید بدون آنکه بداندو یا بداندو به روی خودنیاوردکه تنها همین رفتارمتفاوتش دراستفاده ازخودرو نشانه روشن نفاق ودورویی با مردم است وبدون آنکه ازخودبپرسدکه درتمام عمرش برای این مردم ونظامی که چون زالو بدان چسبیده است چه کارو فعالیت مثبتی داشته است. واینجاست که حضرت حافظ می فرمایندکه:
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب؟
که رفت عمر و هنوزم دِماغ پر زِ هواست
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینهی حافظ هنوز پر ز صَداست
