تاريخ: شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۵۶ ق.ظ
در مباحثی که تا به امروز داشتیم به بخش هایی از وجوه رفتاری واخلاقی که برای ما مشکل ایجادمی نمایداشاره نمودم ودراین شماره به یکی ازمهمترین آنها یعنی افراط و تفریط اشاراتی می نمایم تا خوانندگان گرامی ودوستانی که مکرر امور را درابتدای راه و دست نخورده ملاحظه می فرمایندبدانندکه علت این موضوع در چیست.
همانگونه می دانیددرقرآن و دستورات بزرگان دین بهترین مشی رفتاری و اخلاقی بر اعتدال استوارگردیده است وبرخلاف نظر برخی از دستان که فکرمی کنند اعتدال یعنی قرارگرفتن هرچیزی درجای خودش ویا چون اعتدال و عدل را همریشه می دانند آن را هم معنی با عدل می دانندبایدبدانند که اعتدال مناسبتی با قرارگرفتن هرچیزی درجای خودش ندارد بلکه اعتدال مصدر باب افتعال از ریشه عدل و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت متضاد با هم و بهطور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری مساوات بین جهات مختلف است ازاینرو نقطه مقابل درجهات منفی و مثبت اعتدال، افراط و تفریط نامیدهمیشود.
حال اگر ماحصل جامع هر دوسوی قضیه را فساد(براثرکند روی وتندروی) که بر اثرخروج از حالت اعتدال ایجادمی شود بدانیم، می توان محصول بدست آمده از اعتدال و صلاح (به خاطر تاثیری که بر ممانعت ازفساد دارند)را که با یکدیگر رابطه جانشینی دارند می توان مطلوب ومورد نظرمردم دانست
درچرایی ای این نکته که افراط و تفریط عامل اصلی مشکلات ساختاری جامعه ما می باشند می توان به چند نکته اشارت داشت .
اول آنکه مسئولان ومردم ما متوجه ضرورت رعایت حرمت امکانات وفرصت ها نیستند و یا نمی دانندونمی خواهندبه این موضوع عنایت داشته باشندکه بایدبرای ممانعت ازانهدام وفساد دراین دو مقوله ساختاری عمل خود را برمنطق هزینه به فایده مقیم دارند واجازه ندهندکه بی توجهی در شناسایی اهداف و برنامه ریزی برای تحقق آنها باعث واردآمدن صدمه به اموال وفرصت های ساختن جامعه گردد.
دوما درسیستم اجتماعی ما نظارتی که بتواندبا تشویق و ترغیب مدیران ومردم به عمل معتدل مانع ازفساد ناشی از افراط و تفریط گردد یا وجودنداردو یا نمی تواندبر روندفعالیت هایی که اراده خودرا بر افراط و تفریط بنا نهاده است تاثیر داشته باشد ازاین روی روش معتدل یا شکل نمی گیرد و یا حتی اگرهم شکل بگیرد چون حمایتی ازآن نمی شود نمی تواندموثربر ممانعت کلی ازفساد شود.
سوما درامورکلی جامعه ما نگاه سیستمیک به روندونتیج فعالیت ها وجودندارد وازاین نظر اتفاقات ورخدادها مورد بررسی وارزیابی قرارنگرفته و علت رخدادها آنگونه که بایدشناسایی نمی گردند ویا اساسا کسی دنبال آن نیست که بداندآیا اهداف به آنگونه که شناسایی وموردبرنامه ریزی قرارگرفته بودمحقق گردیده است ویا نه واگرمحقق نشده ویا دراثرتحقق آنها خسارت هایی واردگردیده علت آن درچه بوده است
براین اساس دولتی می آیدومی رود،کدیری انتخاب می شودوپس ازسال ها اداره کردن جامعه جای خودرا به مدیردیگری می دهدومی روداما کسی پیدا نمی شودکه دنبال این نکته باشدکه آن مدیردرمدت تولیت براموراداری و اجتماعی چه برسر منابع وفرصت ها ازمحل افراط وتفریط آورده است
برای مثال شما را دعوت می کنم به کاری که درشهرداری ها معمول است توجه نمایید وبا این حساب که برنامه ریزی عبارت ازنگاه به آینده می باشد تا درآن اهداف زیرنظرگرفته شوندوموانع برای تحقق آنها برطرف گردند اقدامات وفعالیت های شهرداری ها را درنظر بگیردآیا خواهیدتوانست منطق ساختن درزمان شهردارگذشته و کندن وتخریب نمودن درزمان شهرداربعدی را دریابید مثلا همین امروزدرمیدان آزادی شناط شهرداری ابهر با اعزام اکیپی از کارگران خود اقدام به بالتا آوردن سطح جوی آبی به میزان ده سانتی مترنمود حال آنکه درحالت عادی ونه زمان بارندگی همین جولی آب به زورمی توانست کفاف زه کشی فاضلاب شهری را داشته باشد خوب با بالا آوردن ویا به زبان ساده ترپر نمودن این جوی آب ده سال آینده آب حاصل ازفاضلاب شهری چگونه منتقل وزه کشی خواهدگردید. خوب اگردرشهرداری گذشته که روزها مهندسان محترم با دردست داشتن اداوات مهندسی عمق جوی آب را مقدارقبلی درنظرگرفته بودند وآن را طرحی مهندسی شده فرض می کردندچگونه است که در مدیریت شهردار فعلی کارگران معمولی بدون آنکه نظارتی برکارشان باشدمی توانند ازعمق جوی کم نمایندآنهم با این عنوان که با این کارمشکل حل می شود
براستی آیا نمی شدکه راه منطقی ومیانه تری پیدا می شد و بدون آنکه جوی آب پرمی گردیدو با این کار مشکل حادترمی گردید با بازنمودن جلومسیر کاری برای آینده صورت می گرفت .
مسلم است که این کارممکن بوداما اگرنمی شودبه خاطرآن است که برنامه زمان بندی شده ای طراحی نگردیده است تا اگراشکالی درروندادامه کارپیدا شدبدانندکه مشکل ازمجاست فقط مهم این است که با سخت گرفتن فضا برای پیش بردن دستورمقام مافوق بگویندکه این کارصورت گرفت هرچندکه فردا اگرنیازبه این باشدکه با هزینه دیگری همان کارصورت گرفته تخریب شود.
