تاريخ: یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۳۹ ق.ظ
بی گمان همه ما که به نوعی رنج عضویت در یک شبکه مجازی را به جان خریده ایم ویا همه ما انسان ها که در عمل به تبعید در زمین اجباریافته ایم گم گشتگانی داریم ک یافتن امکان وصل به او خواسته وتمنای قلبیمان می باشد اما به مصداق آن سه تن که خواستشان یکی بود وکلامشان متفاوت ما نیز خواسته هایمان یکیست اما کلام ونگاه مان چون از منظری متفاوت صورت می گیرد وبه ادبیاتی به ظرفیت و گنجینه لغاتمان بیان می شود حرف دلمان را به نوعی اززبان دیگری می شنویم وازاین روست که می توانیم با هم ودر کنارهم آرامش یابیم ویا در پی آرامش باشیم ازاین روست که به جرات می توان کلام دلنشین حضرت حافظ را که فرمود:
وآن کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟
موردتایید وتاکید قرارداد که همه جستجو وخواست ما یکسان است و نیازبه این داریم که دراین راه که عنوان پیگیری مطالبه وخواست می یابد به یاری هم برویم تا شاید با همفکری راه همدلی را باز و با هم افزایی به هم پوشانی برسیم چون برای رسیدن به آنچه که درنزد حافظ بزرگ
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مُقام است
منظورنظر است ماندن در کوی خرابات و تحمل فراگیری مهارت های رندی همه به هم نیازمند ومحتاجیم و بد احوال و زشت پنداریست اگرکسی در این گمان وراه باشد که این توهم در او بوجود آمده باشد که با چنگ ودندان نشان دادن به دیگران وتاراندن آنها از حبل المتین محکم محبت مردم به همدیگر می تواندخود را یگانه ی دوران و چهره ای ماندگار درتاریخ بنمایاند
