وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۴ ق.ظ
یکی را از وزرا پسری کودن بود پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود، پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمیشود و مرا دیوانه کرد.
چون بود اصل گوهرى قابل
تربیت را در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نخواهد کرد
آهنی را که بد گهر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد
....................................
امروز با مطالعاتی که روی ریبوزوم ها و عوامل وراثتی سواربرآنها صورت گرفته و متخصصان روان کاویی چون فرویدروی آن بحث های فراوانی داشته اند مشخص گردیده که بسیاری از ویژگی های نسل های گذشته درنسل های آینده ورفتارآنها تاثیرگذاشته ویا دررفتارهای آنها به چشم می آیند و حتی براساس مطالعات جدیدصورت گرفته ثابت شده است که براثر شرایط وعواملی آنها تغییریافته و رفتار درنسل های آینده رادچار دگرگونی می نمایند به نحوی که ممکن است ازوالدینی کاملا سالم فرزندانی ناسالم بدنیا بیایند ومسلم است که این اصل که می توانددراوصاف فیزیولوژیکی بسیارهویدا باشد درنشانگرهای رفتاری واخلاقی بسیارغیرمحسوس بوده وحتی می تواند محقق ویا مسئولان تعلیم وتربیت را دچار اشتباه سازد ازاین روست که افرادی چون واتسون اعتقادشان به این است که کلیه رفتارهای به چشم آمده ازافراد نه براثر صفات منتقل از والدین بلکه براثرتاثیرمستقیم محیط وعوامل موثرآن بوجودمی آیند و عنوان می دارندکه تعلیم دهنده می تواندیک فردرا با مشکلات رفتاری چنان زیرا تاثیرخودبگیرد که به فرد کاملا متفاوتی تبدیل شود اما بایدبه خاطرداشت که جناب واتسون به این نکته توجه نداشته اندکه آن فردموردنظر با تعلیماتی که دریافت می دارد رفتاری را و یا صفات اکتسابی ویژه ای را جانشین صفات ویا رفتارهای به ارث برده ازگذشتگان می نماید ویا سائقه هایی که ازفردبه چشم می آید براثر تعلیم و تربیت درست چیزی می شودکه متفاوت با ماهیت اخلاقی و رفتاری فرداست ویا فرد دراصل چیزدیگریست وچیزدیگری را ازخودبه نمایش می گذارد.
دانشمندان دیگری چون هیلگاردنیزاعتقادات خاص خود را دارند و عنوان می دارندکه آنچه ازانسان به چشم می آیدو معرف شخصیت ومنش اومی گردد دراصل عبارت ازتاثیر متقابل عوامل محیطی وخصوصیات به ارث برده شده ازنسل های گذشته است ویا به عبارتی انسان محصول گذشتگان ومحیط خوداست که اگراین نظریه را مبنای تفسیر کلام استادسخن سعدی بزرگ قراردهیم می توان با اشاره به این بیت از شعرفوق الذکر که می فرماید:
خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد 
عنوان نمودکه سعدی به درستی و صدها سال قبل ازکشفیات مهندسی پزشکی و روانکاوی وروانشناسی مدرن به این نکته تاکیدداشته که خربه لحاظ میراثی که ازنسل های گذشته برده وتربیتی که در میان خران یافته چنان نظام رفتاری بسته ای یافته است که حتی با قرارگرفتن درتاثیرگذارترین مراکز تعلیمی نمی شودانتظاری جز رفتار خرانه ازاو داشت و یا آنجا که عنوان می دارند
هیچ صیقل نکو نخواهد کرد
آهنی را که بد گهر باشد
مطمئنا بازبراین نکته تاکیدمی دارندکه تعلیم وتربیت که درنزدسعدی بزرگ عنوان صیقل کاری یافته است تنها درگوهر وذاتی موثر واقع می شودوتاثیر زیبای خودرا می گذارد که موجودموردنظر دارای ظرفیت وخاصیت شدن و شکل گرفتن داشته باشد وگرنه ذاتی که خشک و نا منعطف می باشدمسلم است که نمی شود با تغییراتی او را به موجودیتی فراترازآنچه که هست تبدیل نمود.
باید قبول داشت که درعرصه اجتماع هم نبایدازگروه ها ونحله های فکری که مناسبات درونی خودرا برجزمیت ودگم اندیشی بنیادگذارده اندو یا سیستم آنها به نوعی بسته شده است که کمترین تاب انعطاف وتغییری را نمی یابند انتظارداشت که بتوانندخودرا با شرایط زمانی متغییر وفق دهند و با تغییرات بدون هزینه ومقاومت کناربیایند زیرا که اساس ساختاری تشکیلات آنها بر مخالفت با ورودی های جدید و تخاصم با هرآنچه که با باورهای آنها متفاوت باشد است وچنین ساختاری مطمئنا با اصلاح وتغییرتدریجی روبراه نخواهدشد چنانکه گاندی دردفاعیات خوددردادگاه عنوان می داردکه
...................................................... 
اما تمام آن امیدها بر باد رفت.بقول«خلافت»عمل نشد،جنایت پنجاب شسته شد و عادلانه و مشروع قلمداد گردید و بیشتر بزهکاران نه تنها بکیفر جنایات خود نرسیدند،بلکه در پستهای خود ابقا شده از درآمد مردم گرسنه و محروم هند مستمری دریافت داشته و حتی در بعضی موارد پاداش نیز بآنان داده شد.من ملاحظه کردم که اصلاحات نه تنها تغییری بوجود نمیآورد بلکه بعنوان رویهای که ثروت هند را کمکم به تاراج داده،دوران عبودیت و اسارت او را درازتر خواهد کرد،بکار میرود.من برخلاف انتظار خود باین نتیجه رسیدم که رابطه با انگلستان،هند را از نظر سیاسی و اقتصادی بحالتی درماندهتر از پیش درآورده است.هند برای مقاومت و دفاع از خود در برابر مهاجم هیچگونه سلاح و قدرتی ندارد.وضع ما چنانست که بعضی از بهترین مردمان ما،فکر میکنند هند باید پیش از آنکه باستقلال خود برسد،تولیدات خویش را بالا برد.هند تا آنجا تهیدست و بیچاره شده است که در برابر مقاومت با گرسنگی دیگر اندکتوانائی و رمقی ندارد.