تاريخ: چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۲۰ ب.ظ
وقتی می گویند مفهومی تحت عنوان تولیددرکشورهای جهان سوم مصداق به تباهی کشاندن امکانات وفرصت هاست وزمانی که برای شفاف نمایی این اظهارنظرصنعت خودرو سازی خودمان را شاهدمثال می آورند منظوراین است که خودروهای ما درست است که در ظاهر به ماشین شباهت دارند اما درعمل نقایص فنی آنها هم انسان ها را درتصافات بکام مرگ می فرستندوهم با الوده ساختن هوا ومحیط زیست کشته نشدگان در اثرتصادفات وحتی کارنداشتگان با ماشین را مبتلا به بیماری هایی می کنندکه معلولیت های ناشی ازآنها ازمرگ بدترو هزینه زا تراست .
داستان فوتبال ما هم شباهت فراوانی به این نکته داردزیرا که تمام ویژگی های ظاهری فوتبال ازجمله ،لباس،توپ،زمین ،مربی،داورو....که درتمام دنیا مفهومی به نام فوتبال را تعین حدودمی کنند درفوتبال ما حاضرودخیل می باشند وحتی درهزینه ها به جرات می توان گفت که ما به کشورهای صاحب فوتبال دنیا گفته ایم که زکی ویا برو کنارتا بادبیاد اما نمی دانم که چرا آنچه که درزمین بازی به نمایش گذارده می شود وبه قولی نام بازی فوتبال می یابد مثل پیکان و پراید به هزچیزی شبیه می شود الی فوتبال وماشین!!!
آنهایی که بازی دیروزتیم ملی ایران را دیدند و بدلیل تعصبی که به نام ایران دارند تا پایان آن را با اضطراب پیروزی یا شکست به پایان دنبال نمودند بدرستی می دانند که فوتبال دراساس با هدف کسب پیروزی انجام می شودو یا به عبارتی تیم فوتبالی تشکیل نمی شودمگرآنکه برای پیروزی تمرین نماید و برای پیروزی به زمین برود حال که هدف ازفوتبال مشخص شد می ماندانتخاب استراتژی و یا طرح کلی که عمل به آن می تواندمتضمن پیروزی باشد که این موضوع هم می تواند درمنطق بازی با برنامه وزیبا وایجادواعمال فشاربرتیم رقیب تا پیروزی حاصل آید ویا بعبارت روشن تر درفوتبال استراتژی همانا انجام بازی زیبا،پرطراوت برای اعمال فشارجهت زدن گل وکسب پیروزی می باشد .
اما باید به خاطر داشت که اجرای استراتژی که عملا با اعمال اقتداربه تیم رقیب بدست می آیدجزازطریق پاره برنامه ها که نام تاکتیک می یابد امکان پذیرنمی گردد یعنی اگرمی خواهیم که با یک فوتبال زیبا ومقتدرانه تیم رقیب را شکست دهیم بایدبرای هرلحظه اززمان و هرنقطه اززمین طرح وبرنامه داشته باشیم که همه اینها با عنایت به اینکه تیم ما نام تیم فوتبال داشت وبربالای سر آن مربی با دانشی قرارگرفته بود درعمل می بایدوجودمی داشت وحتما هم وجود داشته زیرا تمرین های مستمر،اردو های با صرف هزینه های سنگین ومربیان وبازیکنان با دریافتی های بالا مویدآن است که هم هدف،هم استراتژی وهم تاکتیک تعریف وترسیم گردیده وبرمبنای آنها تیم ارنج شده وبه زمین فرستاده شده بود اما چرا چیزی که بازی زیبا نام بگیرد وبه بردی قابل قبول منجرگردد درزمین به چشم نیامدتنها به یک چیزمربوط می شودو آن این که برمبنای انتظاروبرنامه مربی وتیم عنصراجرایی تاکتیک و پیگیر استراتژی درزمین وجود نداشت ویا وجودداشت اما به تعداد کافی نبودو یا به تعداد قابل قبول بودولی درموقعیت ها وجایگاه های کلیدی چنین بازیکنانی دراختیارنبودند.
به نظرمن که حدودسی سال ازعمرخودرا درفوتبال گذرانده ام اشکال کارما دراین است که اولا فوتبال ما به تبعیت ازتمام ساختاراجتماعی ما دچارنوعی عقب ماندگی وبی هویتی است که این موضوع ریشه در منطق کسب نتیجه به هرقیمت است اما درتیم ملی فعلی حداقل درحدهمان چیزی که باید باشد مشکل درنبود بازیکنان طراح و بازیگردان است مثل پروین،قاسمپور،مجیدنامجو مطلق،حمیددرخشان ،مهدی ابطهی،شاهرخ بیانی ویا همین آقای قلعه نویی که هریک ازاین بازیکنان درمقاطعی خوش درخشیدندو تاثیربسیاری بر انجام بازی ریبا داشتند وامروزدرتیم ملی ما جای چنین بازیکنانی کاملا خالیست مثلا دیروز کی وکجای زمین فوتبال ازسوی بازیکنانی چون نکونام که هم اکنون تیم بنا به تحمیل خواست وعقیده او ارنج می شود و بازیکنانی چون شجاعی با تمام نا آمادگی ها و فهم پایین فوتبال درسطح ملی ازابتدا درترکیب قرارمی گیرد و یا دروازه بان اول ایران ازترکیب و اردو بیرون می ماند یک پاس سالم ،یک بازی ترکیبی،تاخیردادن ویا سرعت دادن به بازی که ازوظایف اصلی هافبک و مدیر زمین است به نمایش گذارده شد شما اگربه محل و نوع گل به ثمررسیده تیم تایلندتوجه نماییدخواهیددانست که این گل که روی یک اشتباه وغفلت بسیارابتدایی وارددروازه ما شد ازمحلی صورت گرفت که دقیقا قلمرو جناب نکونام بود .
به اجمال آنکه تیم فوتبال ما درروز گذشته به حق یک تیم تخریبی کامل بود که هم بازی تیم تایلندرا خراب نمود چون آنها هم نتوانستنددربرابراین فوتبال نازیبا وبی برنامه خودرا جمع وجور نمایند وهم اینکه اعصاب همه ما را خراب نمود هم چنان که خوردرو های ساخت داخل همین کاررا می کنند
