تاريخ: پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۶:۴۹ ب.ظ
دردوران دانشجویی دوم اردوی آموزشی و تربیتی را دراصفهان برای ما تدارک دیده بودند که بخشی ازآن مربوط به آشنایی با دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مربوط می شدو بخشی دیگر مربوط به گشت وگذار در اماکن تاریخی اصفهان و کاشان می شد.
دریکی ازروزهای اردو که اختصاص به اماکن تاریخی اصفهان داشت به مسجد شیخ لطف الله رفتیم ودرصحن مسجد با گروهی محقق عمرانی ومهندسی ساختمان آلمانی مواجه شدیم وطبق عادتی که ما ایرانی ها داریم با دیدن این مهندسان ومحققان عنان اختیار ازکف داده وبدورآنها حلقه زدیم وهریک ازدانشجویان به مناسبت علاقه ای که به آلمان و صنعت و اعتبارآلمان داشتندحرفی زدندوتعدادی ازآنان نیزاز سرمهندس ومحقق آنها خواستند که در رابطه با سیاست اظهارنظربکنندو عنوان بدارندکه بزرگترین سیاست مدارقرن وجهان کیست.
مدیرگروه آلمانی ابتدا به لطایف الحیل از پاسخ به سئوال طفره می رفت و به توضیحات فنی خود درخصوص ملات ساختمان و زاویه وقوس طاق ها ادامه می داداما زمانی که با اصرارزیاددانشجویان مواجه شد گفت که من نمی توانم دراین زمینه نظربدهم ودرنهایت بشدت عصبانی شد و با درآوردن کاغذی ونوشتن آدرس معاونت خاورمیانه وزارت خارجه آلمان ازما خواست که سئوال های خود را بدان آدرس بفرستیم وحتما آنها جواب می دهندو در توضیح مختصری گفت اگرسئوال فنی ومهندسی دررابطه با ساختمان دارید بفرماییدتا مهندسان پاسخ بدهندوگرنه مزاحمت را کم کنیدچون ما کارداریم وبرای آن حقوق می گیریم ودرست نیست که ازکارفرارکنیم.
براستی اگریک آلمانی ازمن چنین سئوالی را می کرد و یا حتی اگراین سئوال را با تم مهندسی ساختمان مطرح می ساخت فکرمی کنید که من با بهم بافتن حرف هایی که اساسا ربطی بهم ندارندچندساعت می توانستم سرایشان را گرم ووقت ایشان را پرنمایم ویا حتی اگرمسئولیت وکاری جدی وسازمانی داشتم با تعطیل نمودن آن همه وقتم را صرف این کارمی نمودم .
ویا می گوینددر ژاپن اگرکسی به گوشه ای رفته ودرخودش فرو رفته باشددیگران خودرا موظف می دانندکه از اودورشوندو تا اوبا خودش تنها باشد براستی ما درچنین شرایطی چکارمی کنیم من که می دانم تا با چنین صحنه ای مواجه شوم کارو زندگی را ول می کنم ومی روم و به او که تنهایی گزیده است می آویزم ومی گم که مگه آدم عاقل هم تنها می نشیند.
ببینیدما درخیلی چیزها با ممالک پیشرفته تفاوت های معنا داری داریم وهمه این تفاوت ها مسلم است که ناشی از عدم تجربه تجربیاتی است که آنها داشته اندو این نوع ازرفتاررا درست دانسته اند.
آیا بهترنیست که ما هم بدنبال تجربه اعمال و مهارت هایی برویم که برای دست یابی به توسعه لازم شناخته می گردند؟
