وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۲۵ ق.ظ
اسکندر رومی را پرسیدند دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسر نشده گفتا به عون خدای عزّوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتى برد
...................................
تاریخ حیات انسان تا بدین روز که نگاشته شده ودفتری ازعبرت برای ما گردیده است سراسرحکایت موفقیت ها و تلخ کامی های حاصل ازشکست است ولی حیف که ما به موفقیت ها وپیروزی ها غره می گردیم ودر شکست ها سربه لاک خود فرومی بریم ودنبال دلایل آن نمی گردیم .
مورد دیگری که درتاریخ مهم است وما بدان کمترتوجه می کنیم مراجعه به احوال واقوال کسانی می باشدکه ما را شکست داده اندو واثری ازناکامی را بردلمان هک نموده اند مثلا ما همیشه ازاسکندر مقدونی که طومار امپراطوری بزرگ و افتخارآفرین هخامنشی را درهم پیچید دل پرخونی داریم و ازاینکه او باعث تباهی درساختارحکومتی وتمدنی ما گردیده شکوه وگلایه می نماییم درحالی که گذشته ها گذشته ودرعلت یابی آن شکست و پیروزی می توانیم به شکست های پیشینیان همان اسکندر ازایرانیان اشاره نماییم واگر آدم دنبال کسب موفقیت بودیم به علت شکست خودمان وپیروزی اسکندر بپردازیم تا ببینیم برای احیای مجد وعظمتی که داشته ایم چگونه می توانیم عمل نماییم .
یکی ازراه های ممکن برای استفاده ازتجربه ونوع عملکردی که اسکندر برای شکست ما داشته مراجعه به بازمانده هایی است که ازاین سردار جهانگشا باقی مانده است که بخشی ازآن را سعدی بزرگ با گنجاندن دربخشی ازنوشتارهای خودبرای ما باقی گذارده است.
براستی آنجا که اسکندر درابزاری که برای گرفتن ونگه داشتن ممالک غرب وشرق از عدم واردآوردن آزاربه رعیت آن جامعه وعدم بدگویی از پادشاهان ممالک محصوره یادمی آورد منظورش چیست ویا چرا به این دو نکته اشارت می نماید؟
درپاسخ به این سئوال می توان به اخلاق ومدارای همین امروز غربیها توجه داشت وبه این نکته اشارت داشت که دنباله رو های منطق حکومت داری اسکندر درغرب امروزهم همان راهی را می روندکه اسکندر رفته است ویا با همان ابزاری سرمی برندکه اسکندر به نفی بلداقدام می نموده است برای مثال همین عراق را اگرموردتوجه قرار دهید ویا اگربه شرایط افغانستان توجه کنیددرچه مقطعی از تاریخ تجاوز و تسلط برعراق توسط امریکائیان ویا افغانستان توسطغربی ها مشاهده می نماییدکه آنان به صورت مستقیم نسبت به نعرض به رعیت این دو ملک اقدام نموده باشند نمی گویم نبوده ویا مدعی نیستم که آنها دراین دوکشور حقوق وآداب رفتارانسانی را دقیقا رعایت نموده اند اما موضوعی که هست این است که آنان حتی درمقاطعی که عملی ازسوی سربازانشان موجبات غلیان توده ای را فراهم آورده با راه انداختن دادگاه هایی که ازابتدا هم به نتیجه قطعی و مهمی ازآن انتظارنمی رفت به شکل سمبلیک هم شده اقدام به جلب رضایت و یا فراموش شدن غم مردم کرده اند و یا درکدام کشورکه موئردرتجاوز وتسخیرآنها بوده درآن کشوربه پادشاهان وامرای آنها ظلمی علنی وتوهینی جدی صورت گرفته است مثلا درهمین عراق آنها پس از دستگیرنمودن صدام اورا محاکمه (وآنهم توسط قاضی عراقی ودر دادگاه عراقی ومسلما تحت پوشش رسانه ها ) وسپس مجازات نمودند ویا درموضوع رهبر انقلابی لیبی به نام عمرمختارپس ازمحاکمه واعدام او سالها بعد فیلمی ازاوساختندکه احترام همگانی را نسبت به ساختارفیلم وشخصیت عمر مختاربرمی انگیخت.
حال با این تفاسیربیاییدبه خودمان وتمام کشورهای با منطق جهان سومی نگاهی بیاندازیم درکدام بخش ازتاریخ جهان گشایی های شرفی وهمین جنگ های موجود شما می توانیدمحبت کشوربرترو پیروزرا نسبت به مردمان کشورشکست خورده (ویا حتی درداخل کشور ودرانتخابات نسبت به گروه های شکست خورده )مشاهده نمایید وکجای تاریخ سراغ داریدکه قبل ویا بعدازپیروزی آبروواحترام رهبرشکست خورده حفظ شده باشد(درتاریخ ایران چنین مواردی وجودداشته مثل پیروزی نادربرمحمدگورکانی درهند که دوباره او را به عنوان پادشاه هندباقی گذارد) 
آری رمزمهم کسب وحفظ موفقیت دررعایت احترام برگان و مراقبت ازرعیت است زیرا که اگرچنین نشودملت شکست خورده برای دفاع ازکیان واعتبارخود وبا محورقراردادن مظلومیت متحدمی شوندو قدرت متخاصم را به عقب برمی گردانند