تاريخ: جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۲۲ ب.ظ
زن وآسیب های اجتماعی
وقتی دو مفهوم زن وآسیب اجتماعی درکنارهم قرارمی گیرند کمتر ذهن وتمرکز آدمی براین نقطه استقرار می یابد که زن موجودی پیچیده وبا تمام مختصات رفتاری واخلاقی انسانی می باشد بلکه به خودی خود آدمی یاد عروسک وابزاری می افتدکه آمده است مردرا مشغول نماید ویا به عبارتی با مطرح شدن عرصه آسیب اجتماعی زنان آدم یادش می رود که زن انسان است ودر اجتماع انسانی با نقش ها و ظایف مختلفی به حیات خودادامه می دهد ازاین روست که آسیب وعوامل آن محدودمی گردندبه حجاب،عفاف،سهم جنسیتی زن ازاماکن عمومی ویا اگربخواهیم کمی بیشترپایمان را ازکلیممان بیرون ببریم زن وآسیب ها وحقوق سیاسیش که اگرهمه این موارد را در یک جا جمع کنیم وبه آنها بپردازیم این واقعیت درمقابل چشمان ما قرارمی گیرد که زن تافته ای جدا بافته ازجامعه می باشد که اگرآسیبی به اوواردمی شود بایداورا مقصرشناخت وبا تنبیه اوعوامل آسیب را محدودنمود ویا اگر حقی را طلب می نمایدباید برای او قوانین خاصی را تعریف وتدوین نمود.
درحالی که اگربپذیریم زن موجودی است که تمام ویژگی ها وخصوصیات تیره خاصی ازموجودات به نام انسان را دارد دراصل به این واقعیت اذعان نموده ایم که هیچ ضرورتی به این نیست که برای او محدوده وحریم خاصی تعریف نماییم وبا کاستن ازامتیازات وحقوقی که برای انسان به معنی عام آن درنظر گرفته شده است زن را با محرومیت هایی مواجه سازیم
بیاییدموضوع را کمی شفاف ترمطرح کنیم وبرای این کار یک مثال عینی مطرح سازیم شما می دانید که در آزمون های رانندگی حکم براین است که هر فردی که متقاضی اخذگواهینامه می باشد باید جهت معاینه بینایی سنجی به نزدپزشک برود وچون چشمش ضعیف بود عینک به اوداده شودتا موقع رانندگی به چشم بزند خوب آیا به جای این کار بهترنبودکه برای افراد دارای نقص و ضعف بینایی راه های دیگری احداث شودو یا قوانین دیگری گذارده شود زیرا که دراصل این افرادازنظرفیزیولوژیکی ضعیفترازدیگران می باشند پس چرا آمده ایم وبا استفاده ازامکانات تقویتی کاری کرده ایم که برابری بین افرادرعایت گردد آیا این تقویت بدون آنکه باعث تغییر درنوع نگاه به زن شودنمی توانددرمورداین بخش ازعناصراجتماعی هم لحاظ گردد تا بدون آنکه تفاوت جنسیتی برای آن درنظرگرفته شوداوهم بتواندهمسان دیگرافرادازحقوقی تام برخوردارشود.
بگذریم ازآسیب و زن صحبت می نمودیم و با این جمله معترضه که ما دربحث آسیب اجتماعی وزن با این دیدگاه به زن نگاه می کنیم که او ابزاری برای سرگرمی مرداست همه بار مبارزه ومواجه با عوامل آسیب را متوجه زن می نماییم تا جایی که این احساس دربرخی ازافرادایجادمی شودکه زن خودنوعی عامل آسیب اجتماعی می باشدکه بایدبرای مبارزه با آثار مخرب او دامنه فعالیت وحضوراجتماعیش را به صورت فیزیکی و یا با ابزارهای خاصی چون حجاب محدودنمودو یا اساسا ازحضوراجتماعی اوجلو گیری کرد.
بی گمان این نگاه بسیاربد وبیمارگونه کاررا تا بدانجا سخت می نمایدکه عملا نیمی ازجمعیت جامعه محکوم به بیرون ماندن ازنقش آفرینی در جایگاه های مختلف اجتماعی می گردد ویا اگرهم بنا بر دلایلی توانست اززیرتیغ تندمحدودیت بگذرد و موقعیت فعالیت وخدمتی را بدست آوردچنان خودرا درتنگنای نظارت و یا حتی دخالت های محدود کننده بیابد که نتواند کمترین استعدادخودرا به نمایش بگذارد.
حال بیاییداز منظری دیگربه موضوع نگاه کنیم منظری که درآن زن به عنوان یک انسان با تمام حقوق وبرخورداری ها شناخته می شودو اگرهم درمعرض آسیب قرارمی گیردو قراربراین گذارده می شودکه با تدوین قوانین وتمهیداسبابی سلامت نفس و مهابت نقش اجتماعیش حفظ گردد این قوانین متوجه نهادهای اجتماعی می گردد تا با فراهم آوردن فضای سالم وبدورازمانورعوامل آسیب رسان زن به عنوان انسان بتواندبه نقش ووظیفه خودبپردازدواگرشرایط اجتماعی برای او به گونه ای فراهم نشد که ازتمام حقوق انسانی خودبرخوردار گردد وقرار براین شدکه محدودیت هایی درنظر گرفته شود هزینه متوجه جامعه گردد تا زن بدورازهرگونه فشارمستقیم بتواند محدودیت ها را تا زمان به سازی شرایط اجتماعی آنهم به عنوان یک وظیفه انسانی قبول نماید.
دوستان حتما خواهندگفت چه فرقی می کند اصل موضوع محدودیت وتحکل تبعات آن است ودرنهایت این زن است که باید تاب این تحمل را بیاورد
درپاسخ به این ابهام احتمالی می توان گفت که تحمل محدودیت با ارائه تعریفی ازوظیفه اجتماعی که برای مشارکت در تحول وبا ارائه برنامه ای که هدف ازآن بهبودشرایط اجتماعی برای تساوی زن ومرد باشدبسیارآسان ترازآن خواهدبودکه کسی بیایدو بگوید یا روسری ویا تو سری ویا این رشته برای زنان خوب نیست ویا این پست ومقام را نمی توان به زن داد.
دوستان خوب من بایدبه این واقعیت توجه داشته باشندکه درهرحال شرایط امروزین جامعه ما با توزیع غلط وبدون برنامه امکانات وفرصت ها ،ضعف وکاستی در کاربرد وحضور علم درتولیددرآمد واستخراج منابع ودرنهایت نگاه ابزاری به زن و نداشتن برنامه وتدبیری برای تعالی منزلت آن به حدی بغرنج است که اتخاذتصمیم درخصوص نه تنها زنان بلکه عطای بسیاری از مولفه های حقوق شهروندی برای تمام اعضاء جامعه را با دشواری روبرو می سازد که نمی شودبرای محو آنها برنامه ضربتی بدون ملاحظه به شرایط روانی جامعه ارائه داد وبه اجراء گذارد بلکه می توان با کاربرروی نوع نگاهی که به زن می شود وپذیرش این واقعیت که زنان ما به نوعی قربانی ساختار غلط اجتماعی می گردند ویا مجبورمی شوندتا محدودیت های زیادی را تحمل کنند زمینه وتلاش برای کاستن ازمحدودیت های تحمیلی به زنان تلاش نمود که امیداست درادامه مطالب و با بازنمودن ابوابی ازموقعیت ها و توسعه ظرفیت های اجتماعی به این نکات اشاره نمایم
ادامه دارد
