تاريخ: یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۱۵ ق.ظ
محرم درراه است وبی گمان نوشتن ازحادثه ای مولمه و تراژیک آنهم درشرایطی که خودمان به دلیل مرارت های حاصل ازکج سلیقگی ها ،سوء مدیریت ها ودرنهایت دشمنی های داخلی وخارجی دچار غم و دردبسیاریم ازجوانمردی بدورمی باشد.
اما من تصمیم دارم که درمجموعه مقالاتی که امیداست تا پایان ماه محرم ادامه داشته باشدبا پیوندزدن شرایط امروزمان به دلایل بروز حادثه کربلا کلاس درسی را دایرنمایم تا درآن با بازخوانی این حماسه غرورآفرین درکلاس قهرمانان آن بلکه با شناسایی تعارضاتی که درشخصیتمان ایجادشده است(تا جایی که درعین گریه کردن به حسین(ع)خودیزیدی می باشیم) با دست یافتن به اندک آشنایی با وظایف وجایگاهمان نیمچه لبخندی را برلبان همه دوستاران اسلام بنشانم.
همانگونه که دوستاران اهل بیت مخصوصا سرورو سالارآزادمردان جهان می دانند اسلام درسرزمینی بنای تبلیغ وترویج اندیشه وآیین خودرا پی ریخت که تمدنی شکسته وبسته داشت به شکلی که دربرخی ازنقاط آن شهربه مفهوم خاص خوداستقراریافته بود وبه نوعی مسئولیت تامین نیازهای مادی ومعنوی جامعه عربستان را به انجام می رساند ودرنواحی ازآن امور تحت تاثیرمناسبات قبیله ای و برپشت زین اسب تمشیت می گردید.
ازاین روی باوراین نکته که عربستان آن زمان جامعه ای پراکنده و یا بدون نظام اجتماعی بودچندان منطقی نمی نمایدزیرا که کاروان های اقتصادی درحال آمدوشد بین مراکز تمدنی جهان آن روزچون روم،ایران،چین و....،وجودآداب و قوانین محکمی چون تقسیم مسئولیت های اجتماعی بین قبایل مختلف،ترتیب وجود ماه های حرام،قوانین حمایتی ازمالباختگان وستم دیدگان و اتحاد سریع قبایل حول محورتعالیم اسلامی نشانگرآن است که بین قبایل و مراکزشهرنشین عربستان ارتباط ها وپیوندهای عمیقی وجودداشته که می توانست برسرعت وعمق پذیرش اتحادوتوافق جمعی تاثیر های شگرفی داشته باشد.
اما آمدن اسلام و تلاش نبی گرامی(ص) وپیروان صدیق ایشان برای ایجاد حاکمیتی فراگیر و برمبنای تعالیم آن تا زیر ساختی باشدبرای ترویج وتبلیغ جهانی این اندشه موجب شدکه اتحادو توافق جمعی آنها قویتر و هدف مندترشود اما نتوانست توافقات حاصل ازنحوه عمل به اصول وقواعددینی را چنان تعمیق نمایدکه بعدازرحلت پیامبرعظیم الشان (ص) نیز این اصول وقواعدبرمناسبات بین فردی،داخل اجتماعی و در متن مللی که با حرکت جهانگشایانه خلفای اول، دوم وسوم محوریت اسلام یافته بودند تاثیر داشته باشد.
ازاین روی کم کم اصول حکومت داری ملل مفتوحه، تعصبات قومی و قبیله ای،قرائت های خاص بزرگانی که امیال خودرا درمتن اصول ودستورات دینی داخل نموده بودند ومهمترازهمه قدرت وثروت متمرکزی که ایجادشده بود و بقای خودرا مهمترازدوام واستقرارنظامی عدل پرورمی دانست شرایط را به گونه ای رقم زدکه دردید مسئولان وقدرت مداران این تصور نهادینه شود که اگر پوسته ای ازاسلام هم باقی بماند کافیست.
ومردمی هم که هنوز درنیافته بودند عدالت را چگونه می شودمستقرساخت ویا اساسا عدالت چیست وبه چه دردی می خورد تن به قدرت هایی دادندکه اگرنگوییم مستبدترازقدرت های سرکوب شده بدست اسلام بودند به جرات می توان عنوان نمودکه عقب مانده ترازقدرت های پیشین درنگاه به طبیعت وچگونگی تسلط برآن بودند.
ویا به عبارتی مردم اسیرحکومت های شدندکه ناتوانی آنها دردادن پاسخ به مطالبات منطبق برمقتضیات زمان تنها در عدم اشتیاقشان به عدم گستراندن عدالت که راهش مبارزه با زر اندوزان وقدرت مداران است تجمع نمی یافت بلکه این قدرت ها بدلیل فقدان علاقه به مطالعه وپژوهش درشناسایی کمبودها ونیازمندی های جامعه درتدبیرامور حتی زیستی مردم سیر قهقراء می پیمودندودر این راه مردم را نیزبهمراه خود درجهل فروبرده ومانع ازدست یابیشان به دانش و آگاهی می گردیدند.
یکی ازبارزترین این حکومت ها امپراطوری بنی امیه بود که ساختارش برتعارضات گسترده ای بنیادگرفته بود که بخشی ازآنها عبارت بودنداز
1- عدم اعتقادوالتزام بنیادی به اسلام درنزدحاکمان بنی امیه
2- داشتن خواست محض اقتصادی وتفسیر اصول و قواعد دینی با تکیه برمناسبات مبتنی برخاستگاه اقتصادی
3- وابستگی به عثمان و خون خواهی ازآن که عنادجدی را با مردم مناطق مرکزی عربستان بدنبال داشت.
4-نفوذبیش ارحد تئوری های حکومتی روم درنحوه اداره جامعه
5- تجمع وتمرکز تمام اندیشه وران بلاداسلامی که داعیه سهم درقدرت داشتند
6- اعتقاد به این که اساس حکومت است وبایدبا هر منطق وهزینه ای وحتی با حفظ پوسته ای ازاسلام حفظ گردد.
7..............
به اجمال آنکه قیام امام حسین(ع) حرکتی بودکه مبنای ایدئولوژیک آن بر بازگرداندن قدرت برجایگاه عمل به عدالت که همانا قراردادن هرچیزی دقیقا درجای خودبودشکل گرفت .
درادامه بحث به نقش وجایگاه عدالت درتشکیل جامعه اسلامی وچرایی فرارحکومت ها مخصوصا بنی امیه ازآن خواهیم پرداخت.
ادامه دارد
