تاريخ: یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۲:۵ ب.ظ
درشمارگان گذشته زمانی که ازتوسعه وپیشرفت صحبت به میان آمد گفته شدکه این دومولفه ساختاری درجوامع امروزین تنها درسایه اتحاد وهمدلی حاصل می شود زیرا که توافق عمومی برمسیری که باید طی شودو روش هایی که بکارگرفته می شودتا جامعه به پیشرفت نایل آید موجب می شوندتاتولیدفرصت وامکانات برمبنای اصل برایندجمعی صورت گیرد.
ومسلم است که چنین فرایندی نه به شکست می انجامدو نه اگرشکستی واقع شودبه یاس ونا امیدی منجرمی گردد زیرا که همگان با همدلی تلاش می کنندتا پیروز گردند واگرشکستی صورت گیرد باهمفکری صدمات حاصل ازشکست را به حداقل می رسانند.
حال اگرابهرهم خواهان توسعه وتعالی باشد چاره ای نداردمگرآنه بکوشدتا تمام نیروهای خودرا برمحورمنافع ومصالح شهر گرد آورد تا ضمن دست یابی به سهولت توجیه نیروها برای شناسایی ودنبال نمودن هدف ازبرایندفعالیت جمعی درآمدها را واقعی و هزینه ها را به منطق هزینه وفایده نزدیک سازد.
مسلم است که چنین کاروفعالیت شاقی با شعار واغوا گری به نتیجه منجرنمی شودبلکه تنها راه رسیدن بدان همانا دربالا بردن سطح مشارکت وعالمانه نمودن توافقات بعمل آمده در میان افرادوگروهای مختلف است و این دوحاصل نمی گردد مگر آنکه
الف- بدون آنکه به گوینده توجه شود حرف وکلام تمام مردم ویا حداقل آنانی که حرفی برای گفتن دارند گوش داده شود.(امام علی(ع) نگویید که گفت بگویید چی گفت نقل به مضمون)
دوستان اگربه شرایط امروزین جامعه ما دقت نمایند پاره فرهنگ هایی که بیشترساخته دستگاه قدرت است راه برقراری گفتمان را برعموم می بندد وبا راندن آنها به سوی سانسوررسمی ویا خودسانسوری فضای سکوتی را برجامعه تحمیل می نمایدکه محصول آن عدم نظارت ورخوت در پیدا نمودن راه وروش نو است.
مثلا کسی با تکیه برموقعیتی اعتقادی و سیاسی عنوان می داردکه رسانه ها نباید اجازه دهندهرکسی هرحرفی را بزند ویا هرچیزی را بنویسد وبا این حرف عملا این ابهام را ایجادمی کندکه مگر چه حرفی زده شده است که بایدگفته نمی شد و یا چه کسی حرفی راگفته است که نبایدمی گفت.
ومسلم است که این ابهام برای کسانی که دنبال گزکی می گردندتا خودرا اززیربار نقدونظارت بیرون بکشند فرصتی را فراهم می نمایدتا بگویند دیدید که فلان دارنده موقعیت اخلاقی و سیاسی حط بطلان بر حقانیت ودرستی هرآنچه که نام ونقدوانتقادمی یابد کشید .
وازسوی دیگرکسی که حرف هایی برای گفتن داردو با چارچوب های گفتن و مطرح ساختن فکرونظرآشنایی ندارد این ترس رادر خود ایجادمی کندکه نکند منظورفلان دارنده موقعیت من وحرف های من است.
ببینیدکه با یک جمله مبهم وکلی چه وضعیتی ایجادمی شود وچه اتهام وایرادی برافرادمنتقدواردمی گردد.
براستی چرا نباید هرحرفی گفته شودو یا هرکسی نبایدکه بتواندحرف خودرا بزند مگردردمکراسی که شیوه معمول درجوامع امروزین است اصل را بر ابراز نظربدون واهمه افرادی که با قبول قرار دادهای اجتماعی عضویت درجامعه را پذیرفته اند وحرفی برای گفتن دارند قرارنداده اند
ویا دراسلام مگر عمل بر انتخاب پس ازشنیدن اقوال وگزینش بهترین آن مستقر نگردیده است ؟
پس اگرما به دمکراسی معتقدیم ویا یقین بردرستی اصول دین اسلام داریم چرا نبایداجازه بدهیم که هرکسی حرف خودرا بزندو نظرخود را بیان دارد ؟
درست است که تمام حرفها ارزش شنیدن نداردو یا برخی ازکتاب ها ازارزش یکبارخواندن برخوردارنیستند.اما این نمی تواند به مستمسکی تبدیل گردد که افرادی بتوانندبا توسل بدان دهان دیگران را ببندندو یا قلم را ازدست دیگران درآورند بلکه بایداجازه داد تا حرف ها زده شود ومردم بهترین آنها را برای تحقق آرزوهای خودبکاربندند.
هرچندکه بایدباورداشت که دراین حرف زدن ونوشتن حتما کسانی خواهندبودکه خلاف منافع ومصالح جامعه عمل خواهندنمود زیرا هستندافرادی که یا علمش را ندارندوحرف هایی را برزبان می آورندکه ممکن است صدمه رسان وضایعه سازباشد ویا اینکه آنها نوعی تربیت شده باشندکه منافع ومصالح خودرا برمنافع ومصالح جامعه ترجیح دهند .ولی این همه هم نمی تواند به عاملی برای به سکوت وا داشتن آنها تبدیل گردد
زیرا که این دوهم حقی دارندوبایدحرف خود را بزنند اماپس ازمطرح شدن اقوال تمام حق با جامعه است که ازمیان حرف های منطبق با منافع خود ویا مضرو صدمه رسان چیزی را انتخاب نمایدکه دوستش دارد ونمی شودفردی خودرا نماینده تام الاختیارجامعه تلقی نماید و بادادن اختیارممیزی به خود زدن ویا نزدن حرف را وتونماید وحقی رامصلوب نماید که هر شهروندی می بایداز آن برخوردارباشد.
