تاريخ: شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۵۹ ق.ظ
بشوی ای خردمند از آن دوست دست
که با دشمنانت بود هم نشست
.............................. ..........
بی گمان سئوالی که همیشه ذهن انسان را به خودمشغول داشته و می دارد این است که چرا انسان علاقه مندی ویژه ای را برای یافتن دوست ومراقبت ازپیوند ایجادشده ازخودنشان می دهد؟
درپاسخ به این سئوال می توان بنکاتی اشارت داشت که عبارتنداز
1- انسان دارای حافظه است ودوست دارد که داشته های طبقه بندی شده ذهن خودرا مرورنمایدو با لذت بردن از بخش های شادی بخش آن به آینده امیدوارو ازغم واندوه دورگردد ومسلما یکی ازبخش های مهم دراین مقوله ارتباط وپیوندمودتی می باشدکه با دیگران می بندد تا درسختی ها و فشارهای ناشی ازبرخوردبا ناملایمات امیدوار به استفاده ازهمراهی ویاری دوست باشد.
2- انسان داستان دورودرازی دارد واین داستان ریشه درگذشته و شاخ وبرگ درآینده دارد وپیونداین دو با دوست ممکن می گردد تا جایی که می توان عنوان نمودکه آنکه دردوران های مختلف زندگی خوددوستی پایدار وقابل اعتنایی با دیگری نداشته باشد وازهمراهی آنها درگذشته و امیدواری به یاری آنها درآینده نداشته باشدمطمئنا نخواهد توانست که درپیوندگذشته به آینده که دراصل امکان ادامه زندگی را فراهم می نمایدموفق عمل نماید.
3- انسان درتنهایی دچاریاس ونا امیدی می گردد وکارهایش آنگونه که باید و شاید پیش نمی رود ازاین روست که تنهایی را طرد نموده وعضویت درجامعه را انتخاب می کند و حتی درجایی که عضویت درمجموعه ای را پذیرا شده درمیان همان جمع هم پیوندمستحکمی را با برخی ازافرادآن برقرارمی سازدتا درتلاطم های احتمالی نقطه اتکای قابل محاسبه ای داشته باشد.
4- انسان دارای قدرت کلام و خواهان همیشگی سهیم شدن درخاطرات وداشته های تجربی وعلمی دیگران وسهیم نمودن آنان در خاطرات وتجربیات خود است وازاین روی نیاز مندآن است که با یافتن دوستانی داشته های خودرا درمعرض داوری وقضاوت آنها قراردهد و یا ازتجربیات آنها بهره بگیرد.
5- انسان دارای آرزوها وآرمانهای بلندو دست نیافتنی می باشد که حتی صحبت نمودن دررابطه با آنها می تواند بارروانی بزرگی را ازروی دوش انسان بردارد ازاین روی انسان به دوستانی نیاز مند است که دربرخی ازاوقات با آنها از آرزوها وآرمان های خودحرف بزند.
6-.......
به اجمال آنکه دوست برای انسان حکم ابزاروامکانی را داردکه می توانددرهرلحظه وزمانی بدردش بخوردو به یاری روانی ومادیش بشتابد وفردهم می تواندبا اعتمادواطمینان به دوست خودرا موفق وتوانمند دربرابرمشکلات وگرفتاری ها بیابد وازاین روست که نمی توانددوست را بر سرسفره دشمن ویا درمیان لشکریان اوببیند ویا انتظارندارد دوستی که قراربودیار غاروهمدم شادی و غمش باشد به وقت گرفتاری و نیاز به یاری او را دور ازخودو یا درمیان مخالفان ودشمنان خودبیابد وازاین روست که سعدی این معلم حکمت وادرز بیان می داردکه :
بشوی ای خردمند از آن دوست دست
که با دشمنانت بود هم نشست
