منطقا جایی را که می خواهند غصب نمایند ویا به نوعی آن را ببلعند ازسه ابزار تحبیب(عاطفی که می شود ازلفظ بد استحمار نیزبه جای آن استفاده نمود) ،تهدید(تنبیه ومحروم ساختن) و ترغیب(فرهنگی وبه نوعی خاموش نمودن امیال و آرزوهای مردم) استفاده می نمایندو کمتراتفاق می افتدکه جایی را رها سازند ومحصورش دارند تا مستهیل گردد و دردرون یک مجموعه هضم شود زیرا که با ازبین رفتن منابع و رشد فقر این موجودیت حتی اگردر درون همان مجموعه هضم گردد باعث بروز مشکلاتی درسلامتی آن مجموعه می شود.
با این مقدمه می پردازم به اصل موضوع وآنهم منطقه ای به نام شناط که درواقع حدود سی و پنج شش سال پیش یک مجموعه جغرافیایی انسانی مستقلی را تشکیل می داد که به خاطر وجود افرادی چون فرخ کشارزی که می توانست ازحقوق حقه مردم حمایت ودفاع نماید تا حدودی قادربه رفع مایحتاج خود بود اما بعدازپیروزی انقلاب وخوابیدن علم افرادی چون فرخ این منطقه یا کسی را برای حمایت ازمنافعش دراختیارنداشت ویا اگر هم با رای مردم افرادی به عنوان نماینده مجلس و یا شورا برگزیده می شدند ومی شوند بی توجه به اینکه مردم دراین منطقه ساکنندو اگرهم قرارباشدکه شناط به عنوان یک واجداداری محسوب نگردد اما بایدبه نیازهای مردم توجه جدی شود کار را درظاهر برای یک کاسه نمودن منطقه ودرباطن برای مستحیل نمودن منطقه شناط سازمان دهی وبرنامه ریزی نمودند ودرنهایت کاررا بدانجا ادامه دادندکه تمام فرصت های پیدایش و ایجاد ادارات و یا مراکزخدماتی چون بیمارستان ازاین منطقه گرفته شد و حتی مراکزی چون دادگستری که درشناط بود ومی توانست تا حدودی باعث تردد مردم و چرخش منابع مالی شودازاین منطقه به سمتی پایین تر از جاده ترانزیت و یا بلوارخرمشهرکه دراصطلاح ابهرخوانده می شود منتقل گردید.
دوستان حتما با خواندن این مطلب عنوان خواهند نمودکه درزمانه ای که جهان به سمت اتحاد واتفاق می رود فریادزدن ازاین که شناط و ابهری وجود دارد موضوعیتی نداردو بایدبرنیت چنین آدمی شک نمود اما زمانی که مشخص می شود درجایی که ابهرو شناطی وجودنداردمخابرات درمنطقه شناط قادرنیست ویا نمی خواهد ساختمان اداری احداث شده دراین منطقه را تکمیل نماید و با چپاندن تمام امکانات دریک کانکس تلاش عبث می کندتا به سی هزار شهروند شناطی خدمات دهد وبراین اساس هرروزبه بهانه ای مشکلی درمسیر ارتباط مردم ایجادمی کند آن موقع است که دم خروس ول نمودن منطقه شناط و بی توجهی به آسایش مردم این منطقه هویدا می گردد وگرنه مگرممکن است که چنین ظلمی به منطقه شودو چون به مسئول ذیربط مراجعه می گردد بگوید شما به عنوان مشترکین خدمات خودتان را بگیرید و چه ربطی داردکه بپرسیدکه چرا ساختمان مخابرات شناط تکمیل نمی گردد.
دوستان باوربفرماییدکه درشهرستان ابهراگرزمانی خرمدره فریادجدایی سر می دهد و به شهرستان تبدیل می شودو یا سلطانیه همین راه را می رود ومسلما فردا و پس فردا صائین قلعه و هیدج هم همین تجربه را پیش روی خواهندگرفت ناشی ازآن است که زیاده خواهی و عصبیت شدیدموجوددر محله ابهر مانع ازشکل گیری مدیریتی توان مند وشهرستان محورمی شود که نتیجه آن بی پاسخ ماندن مطالبات شهروندان ومحرومیت درکل شهرستان می گردد زیرا که مطالبات سطحی موجود به جای تامین فرصت های جدید وموقعیت های مناسب تنها به جابجایی امکانات موجود منهی می شود که این امرفرصت ها را صرف پرداختن به اختلافات وراضی نمودن ناراضیان می کند مثلا درهمین موضوع مخابرات چرا یکی ازمسئولان ارشدشهرستان مثل فرماندار و یا نماینده ازمسئولان مخابرات نمی خواهد که توضیح دهندکه چرا با وجودساختمان درحال احداث مسئولان مخابرات شهرستان مجموعه مخابرات شناط را دریک کانکس چپانده اند و همین محدودیت درجا باعث گردیده تا هرروز یک اشکال فنی اعصاب مردم را بهم هم بریزد؟.
