تاريخ: سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۱۴ ب.ظ
انسان درذات ازجوهری واحد و طبیعتی پاک برخوردار است وبراین اساس است که سعدی این بزرگمرد عالم ادب و حکمت عنوان می داردکه بنی آدم اعضای یک پیکرند اما آلودگی هایی که از روش های زیستی موجوددرجهان براین طبیعت پاک واردمی گردد او را به موجودی تبدیل می کندکه در اندیشه هابز موجودی درنده خو و قدرت طلب، و شرور تبدیل می گردد که چنین خصوصیت هایی را در حوزه سیاست و اجتماع بیش ازهرجای دیگری به نماش درمی آورد تا جایی که به میدان سیاست رنگ و بوی درندگی و قدرت طلبی ناشی از حسادت و صیانت ذات می بخشد که درتعمیم این وضعیت می توان گفت که عرصه روابط بین الملل در این نگرش بر عرصه گرگان درنده ای مبدل می گردد که همگان حفظ خود را در نابودی دیگران جست و جو می کنند وحتی دوستانی که برای به عرش رساندن یکدیگرسال های فراوانی را دررکاب یکدیگربودند به دشمنان خونی هم مبدل می سازد
اما آنجا که اخلاق مداری محور فعالیت های سیاسی گردد و یا مهر وعاطفه تامین کننده انرژی وانگیزه فعالیت های سیاسی باشدمسلم است که دوستان تلاش نمی کنندتا به عرشه رفته بدست خودرا به فرش بکشانند ویا آن را که خودبا همتشان به سپهرگسیل داشته اندازآن بالا به پاین کشندو بر زمینش زنند زیرا که جایگاه واقعی انسان همان سپهراست چون ازبالا آمده است وبایدبه بالا رود
