تاريخ: یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۲۷ ق.ظ
خردمندی را که در زمره اجلاف سخن ببندد شگفت مدار که آواز بربط با غلبه دهل بر نیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند
نمیداندکه آهنگ حجازی
فرو ماند ز بانگ طبل غازی
.............................. .......
درمثل است که آدمی می بایددر زمان بیان مطلب با چیدمان درست کلمات ودرنظر گرفتن احترام ارتباطی که با مخاطب خودمی خواهدبرقرارنماید سخنی چون دررا مطرح سازدتا شنونده ازآن ادب آموزد .
حال اگرادب را مهارتی موزن برای دراختیارگرفتن شرایط بنامیم که با آن فردرفتاری ازخودنشان می دهد که می تواند حاضران را تحت تاثیرخودقرار دهد مسلم است که حرف زدن را می توان استفاده ازکلام برای براه آوردن و ماهرنمودن مخاطب نام نهاد.
با این تفسیراجازه بدهید ازسویی دیگربه موضوع نگاه کنیم که متاسفانه گواه نوع عادت ما به بهره برداری ازمولفه ارتباط ازطریق حرف زدن می باشد .
همانگونه که می دانید یکی ازمهارت های بسیارپیچیده فرهنگی ما مغلغل گویی ویا پیچیده نمودن موضوع انتقال مقصوداست (که یکی ازهمین مغلغل گویی ونویسی را درمطالب من مشاهده می نمایید به نحوی که برای انتقال یک موضوع بسیارساده وسلیس من مجبورمی شوم که ادبیاتی بسیارسخت بکار برم ) که بدین سبب همیشه گوینده و شنونده درعذاب می افتند اما پیچیده تر ازآن ایما ها و اشاره هایی هست که ما درگفتارونوشتارخودبکارمی گیریم تا جایی که بعضا شنونده می ماند که این حرف جدی بود یا شوخی ،واقعیت داشت ویا محض بیان موضوعی غیرواقع بیان گردیده است.
حال اگربه این مختصات جلف گویی را اضافه نماییم حدیث متنوی هفتاد من کاغذ می شودکه محصولش بربادرفتن فرصت شنیدن وادب آموختن وبر باددادن امکاناتی می شودکه برای تعلیم قراربودمورداستفاده واقع گردد
ویا به عبارتی ما تنها با حرف زدن به فرمایش سعدی بزرگ وار به نحوی عمل می نماییم که هدف های بزرگ واثر گذار تحت تاثیرو شعاع حرف های پوچ وبی معنی واقع می گردند و ارزش خودرا ازدست می دهند.
مثلا شما اگر به یکی ازجدی ترین محیط های فعالیت ما که عرصه های سیاسی می باشدمراجعه نماییدملاحظه می کنید که فردی قراراست درخصوص اوضاع وشرایط جدی حاکم بر تمام موجودیت ملت حرف بزند و آنها را به روندمطلوب وزیر بلیط مدیریتی مسئولان امیدوارسازد درچنین شرایطی مسلم این است که اوکم گویدو گزیده گویدچون درتا با واردنمودن برداشت ها وتفاسیرمختلف نشود درتمرکز مردم دربرنامه وآینده خللی ایجاد نمود
اما اوبرعکس تمام قواعد چنان مطول ،مبهم وروده درازانه حرف می زندکه گزیدن وچسباندن تکه های ازحرف که به صورت مسقیم به موضوع اشارت داشته باشد ومی شودازطریق آن منظور گوینده را به مخاطب منتقل نمود کاربسیارپیچیده ای می شودکه با کمترین اشتباه درانجام آن منظورکاملا وارونه می گردد وازاین روست که مسئولی می گوید تورم کاهش می یابد وفردا شما می بینیدکه افزایش می یابدویا می گویدشیئی ارزان می شودوفردا گران می گردد.
اما تاثیری مهمترکه درچنین تعاملی صورت می گیرد آن است که متاسفانه مسائل ومبرمات مهمتر براثربدتفسیرنمودن موضوع ویا سهل گرفتن بحث انتقال تحت تاثیر مسائل سطحی تر واقع می شودواثرخودرا از دست می دهد همانگونه که سعدی بزرگ می فرماید:
که آوازبربط زیرا صدای دهل گم می گردد ویا بوی خوش عنبر زیربوی گند سیرنابودمی گردد
