هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست
..............................................
سعدی عجب تصویرزیبا و بدیعی ازانسان و قضاوت هایی که درخصوص جایگاه وحرمت افراد صورت می گیرد ارائه داده است اما حیف که زندگی آن قدرکوتاه و سرگرم کننده است که کمترکسی به این تصویرزیبا نگاه می کند واز آن عبرت می گیرد.
براستی چرا منی که توان خواندن وتحلیل کردن چنین نکات آموزنده ای را دارم ویا فرصت آن برایم فراهم است که بدون پرده پوشی و رودروایسی حرف دلم را با خودم بیان دارم وحداقل اگرکسی را حوصله گوش دادن به حرف نیست خودم را مخاطب وجدان خویش قرار دهم وبگویم که تا نامه ای ننوشته ام و آن را برای قضاوت درمعرض عمومی منتشر نساخته ام لازم است که دقت کنم وببینم وبکاوم که آیا دراین نامه به مردم پر طاوس نشان داده ام ویا آنها را یک راست به سوی دیو ومناظری ازجهنم هدایت نموده ام
ویا آنکه قدرتی را برای دادن خدمت به مردم وازهمان مردم به امانت تحویل گرفته است و به خودزحمت نمی دهدتا قدم ازقدمی برای مردم برداردوبا تفسیر های من درآوردی آنچه را که انجام می دهد عین صواب می داند آیا نمی خواهد به وجدان خودش مراجعه نمایدوازخودبپرسدکه اگرمن جای مردم بودم وبا امانتی که واگذارده ام چنین معامله ای صورت می گرفت با آنکه با من وامانت سپرده شده ازجانب من معامله ای واقع بینانه وحق مدارانه ای انجام نمی داد قضاوت به طاوس می کردم ویا اورا همچون دیوی تنوره کش و از اهالی جهنم می شناختم.
آری دوستان درنهاد هرانسانی نیکی وبدی مستقر است و کمک به نیکی و پیروز گرداندن آن برای برجای گذاردن کارنامه ای انسانی ازنیت واعمال خوب وظیفه هر انسانی نکو اندیش وبه زیبایی پرطاوس می باشد.
پس بایدهوشیار بودکه مبادا کارنامه ای که ازما باقی می ماند شامل محتوا ومطالبی باشدکه درقضاوت مردم ما را دیو نشان بدهد.
