وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۹ ب.ظ
امروزبه مناسبت سومین روز درگذشت یکی ازاقوام مهمان یکی ازشهرروستاهای شهرستان خرمدره بودیم وازقضای روزگاربرخی ازدوستان فعال درمسائل اجتماعی وسیاسی هم میهمان بودند دراین روستا شهر که بدلیل اقوام دور ونزدیکی که درآنجا دارم ورفت وآمدی به آنجا می نمایم رسم بسیارزیبایی وجود دارد به نحوی که شما صبح ساعت یازده درمسجدجمع می شوید وساعتی ذکرمصیبت و قرائت قرآن صورت می گیرد و پس از اذان و نمازبرای صرف ناهار به سالن ویا حسینه مجاورمی روید و ناهار را صرف ودوباره به مسجدبازمی گردید و پس ازاستماع سخنرانی واعظ مسجد همگی به سرمزارمی روندوراس ساعت دوبعد ازظهر مراسم تمام می شود و دراین مدت کسی مسجد ومراسم را ترک نمی کند ویا به عبارتی مجال بسیارمناسبی دست می دهد که با انجام یک سخنرانی خوب وبه روزمردم را با خیلی ازوظایف اجتماعی آشنا نمودو به مشارکت درامورعمومی روستا فرخوانداما حیف که برای برخی ازتصمیم گیرندگان روستایی نیازی به دانستن خیلی ازچیزها ندارد وازاین رو معممی را بدانجا داده اندکه فکرمی کنم بیش از بیست سال ازعمرش نگذشته باشد و تاسف بارتراینکه ایشان فکرمی کنم اساسا نیازی به مطالعه درخود احساس نمی نمایندتا بدانندکه درمراسمی این چنینی می باید ازچه چیزهایی صحبت نمود زیرا که درسالیان گذشته روحانیون به نسبت نام ومناسبت مجلس حرف هایی می زدندکه حاضران درآن جلسه مشتاق به شنیدن و بهره بردن از سخنان می شدندوچون ازمجلس بیرون می آمدند بخش قابل توجهی ازوقت را صرف صحبت درخصوص شیوایی سخن روحانی و یا عمق مطالب مطرح شده می کردند اما حیف که سیاست ریشه وبن همه چیز را خشکانده ودیگرکسی نمی داند که درمراسم ختم می توان ازنگاه بدنیا ،عبرت گرفتن ازمرگ ،همیاری با مردمان ،تلاش برای کسب نام خیر،و ثمره چینی ازعمربرای آخرت سخنرانی نمود
بگذریم روحانی جوان ما پس ازجلوس درمنبر و ذکرصلواتی برای دهها نفر و روح نو گذشته به یک باره عنوان نمودند که استادما که در صحن حضرت معصومه (س) قم منبردارند تعریف می کردند که سوارتاکسی شده بودم و بصورت تصادفی با دسته سینه زنی روزتاسوعا مواجه ومجبورشدیم که لحظاتی ازوقت خودرا بدنبال حرکت دسته درپی آن صرف نماییم ودرآنجا راننده گفت که این دسته نامش ومناسبتش چیست ومن توضیح دادم که روزتاسوعا را شیعه ها به مناسبت نام ابوالفضل (س) دسته سینه زنی به نام ایشان راه می اندازندو راننده تاکسی گفت که من مسیحیم اما چون ابولفضل العباس فرزند مرا که پس ازسالها درمان شفا داده وشفا دادنش این بوده که درطبقه اول خانه ما سفره ام البنین انداخته بودند وخانم من هم رفته بوده وحکایت...... می گویم که ابوالفضل مال ماست زیرا که عیسی ومریم این کار را برای من نکرده بودند 
وسخنرانی را تمام کردندوپایین آمدند 
براستی آیا برای جمعیتی قزیب به سیصدویا چهارصدنفرکه ازراه های دور و با کنارگذاردن کاروزندگی دراین مجلس حاضرشده بودند این سخنرانی مناسب بودوکفاف نیاز آنها به دریافت مسائل دینی را می داد باوربفرمایید که بعدازختم جلسه تعدادقابل توجهی ازحاضران جلسه معترض به این بودند که چرا ایشان سخنرانی نمودند ویا چه نیازی به بیان این مواردبود 
بواقع هم نیازی نبودونیست زیرا که با چنین سخنرانی هایی نه تنها اسلام برتر وبالاتربه چشم نمی آیدبلکه مشکلات فراوانی هم درذهن وفکرمردم ایجادمی شودزیرا که بسیارند مسلمانی که درخانه فردبیماری دارندو بارها وبارها متوسل شده اندولی نتوانسته اندخواسته خودرا بگیرندزیرا که درواقع بیماری علت طبیعی خودرا داردوخداوندراه شناسایی ودرمان آن را هم درطبیعت قرارداده وخوشبختانه بسیاری ازداروها وروش های درمانی هم کشف گردیده است هرچند که منکرمعجزه هم نیستم ولی چه نیازی به این بودم که این سخنان درآن جلسه گفته شود 
حال اجازه بدهیددونکته هم دررابطه با ابوالفضل العباس برادر رشیدامام حسین (ع)عرضه بدارم تا دوستان بدانندکه اگرهم قرارباشدکه ازابوالفضل(س) تبلیغی صورت گیرد کدام مواردو آیتم های تاریخی می تواندمد نظرواقع گردد.
ابوالفضل فرزندعلی بن ابی طالب(ع) و ام البنین می باشد. این زن همیشه درخانه علی(ع) بوده وبه نوعی درکنارفاطمه زهرا(س) درجهت کمک به بزرگ نمودن فرزندان علی وفاطمه(س) کمک می نمود پس ازرحلت فاطمه(س) و گویابنا به روایتی به توصیه ایشان با علی(ع) ازدواج می نمایدو ضمن آوردن فرزندانی دیگربرای علی (ع)مراقبت وکاربزرگ کردن فرزندان فاطمه(س) را هم بدوش می گیرد پس عباس نوع تربیت وتعلیم بردادران وخواهران خودرا دارد به نوعی که اگرفضل را به شجاعت ایشان اضافه نماییم می توان گفت که شبیه ترین مردمان به علی (ع) بوده است ایشان دردو جنگ عمده زمان علی(ع) یعنی صفین ونهروان حضورموثری دارند مخصوصا درچنگ صفین شجاعت های فراوانی ازخودنشان می دهدایشان در همان جنگ ها علمدار علی(ع) بوده اند وعنوان علمداری درجنگ های گذشته بسیارمهم بوده زیرا که اگرعلم می افتاد شکست نیروها حتمی بودپس علمدار حتما آدم بسیارشجاعی می بایدبوده باشد.
حال اگربه القابی که برای ایشان داده اندتوجه شود ملاحظه می گردد که هریک ازاین القاب تفسیر کننده صفتی می باشدکه درایشان بوده است این القاب به دوازده موردمی رسد 
ایشان ازطرف مادری با شمر هم قبیله بوده اند و گفته می شودکه درشب تاسوعا برایشان امان نامه ای ازسوی عبیدالله آورده می شودکه باعث عصبانیت شدید ایشان می شود زیرا که دوست نداشته برادررا که همه عمردرکنارو با ایشان بوده اندوتاحدودی نوع نگرش و رفتار ایشان را برای خودالگو داشته اند تنها بگذارند 
واما درنوع شهادت ایشان سید بن طاووس از ابو مخنف نقل می‌کند که در عصر عاشورا، عباس در پی یافتن آب برای اهل‌البیت با دشمنان زیادی جنگید. پس از زخمی‌شدن وقطع دست راست و سپس دست چپش، شمشیر را بر دهان گرفت و به جنگ ادامه داد تا اینکه توسط زید بن ورقاء حنفی و حکیم بن طفیل سنانی به شهادت رسید. 
باین تفاسیربسیارمختصر آیا بهترنیست که دوستان معمم ما اگر بنا را بر معرفی ابوالفضل می گذارندکمی درحول وحوش شخصیت ایشان مطالعه بنمایند واز چیزهایی صحبت بنمایندکه برای درس آموختن کفایت بدهد و شیعه را با واقعیت های رهبران خودآشنا نماید
دوست روحانی من اگرتنها بیست دقیقه به مطالعه درخصوص شخصیت فردی مثل عباس بن علی (ع) اقدام می نمود حتما می توانست حرف های بسیار زیبایی را مطرح کند که شنوندگان ازشنیدن آنها لذت ببرند هرچند که بازمعتقدم مجالس ختم بهترین زمان برای پندواندرز درخصوص نگاه به دنیا وعبرت گرفتن از آن وتوصیه به محبت ودوست داشتن است.