با پایان یافتن قضیه انرژی هسته ای وفراهم آمدن وقت برای تمرکزهیئت دولت درمسائل داخلی احتمال اینکه کسی بخواهدبه حرف هایی ازاین دست که مسئولان استانی چه چالش هایی را درراستای تحقق برنامه وشعارهای انتخاباتی ریاست جمهور مقابل خودمی بینند گوش بدهد درافق دیدقرارگرفته است هرچند که این نظر را نمی توان چندان هم قطعی وجدی دانست.
اما اگرحتی احتمال کمی هم به این داده شودکه ممکن است کسی گوشش به حرف بدهکارباشد ویا ممکن است که سخن جای خود را بازکند لازم می دانم که به این نکته اشاره بنمایم که دراستان هایی چون زنجان می توان چالش های موجودرا دردودسته ذیل دسته بندی نمود
1- عقیم بودن فرایند تولیدفکر
2- فقدان ارتباط هدفمند که منجربه شکل گیری مشارکت عمومی وکارسازمان یافته گردد
که دربحث عقیم بودن فرایند تولیدفکر دردوشماره گذشته مطلب به دومولفه مذموم دراین حوزه اشاراتی را نموده بودیم که عبارت بودند از
1- ساختارسنتی وبشدت بسته اجتماعی درسطح استان
2- نداشتن آمار واطلاعات دقیق از متخصصان وتوان مندان فکری درسطح استان
اما دراین شماره تصمیم دارم که با خروج ازموضوع چالش ها ویا به عبارتی برای درست دیدن آنها به علت ویا علت های پیدایش آنها بپردازم تا از طریق کند وکاو در رابطه بین علت ومعلول بدانیم که چگونه می توان برای مدیریت وهدایت این چالش ها به سمتی که بتواند منافع جامع وپایداری برای جامعه داشته باشند اقداماتی را برنامه ریزی وبه اجراء گذارد
علت های بروزچالش های مدیریتی دراستان های ایران را می توان درمواردذیل جستجو نمود
الف- انتخاب محفلی مدیران
ب- نهادینه نشدن موضوع پژوهش وتحقیق در متدولوژی راه انداختن فرایند تصمیم سازی وتصمیم گیری
ج-وابسته بودن عمرمدیریت به تقویم سیاسی
د- ماموربودن مدیران ازسازمان های با وظایف حتی غیر مرتبط
ه- فقدان افکار عمومی شکل گرفته وقوی
حال اگردرپی آن باشیم که بخواهیم این علت ها را موردمطالعه قراردهیم می توانیم این واقعیت را درافق دیدقرار دهیم که همه ای علت ها ریزه خوارو طفیلی مشکل عمده ای تحت عنوان عدم دست یابی به این واقعیت است که ما اساسا خودرا درگیربا مسئله ویا مشکلی که بایدحل شود ویا مانع راه ماست رویاروی نمی بینیم وازاین روست که
1- افکارعمومی موثر برشکل گیری ارتباط های اجتماعی وسمت ده به بسیج امکانات ومنابع برای حل آنها بوجودنمی آید
اگربخواهیم ازافکارعمومی یک تعریف مختصری ارائه بدهیم می توانیم بگوییم که افکارعمومی همانا تمرکز فکرونگاه عمومی تمام جامعه می باشددراین خصوص که تلاش شود تا آن موضوع با قرارگرفتن درزیرذره بین موردواکاویی قرارگیردتا از انرژی مثبت آن برای راه انداختن فرایند های با برنامه مثبت وازتوان عمومی برای کاستن از تاثیرات منفی ومخرب آن استفاده شود.
با این تعریف آیا نمی توان با اشاره به شرایط موجوددرسطح کلان ملی و یا استان ها این سئوال را داشت که ما درکدام عرصه وصحنه دنبال دوختن چشم ویافتن تمرکزدریک مشکل فراگیرو صرف انرژی برای حل آنها بوده ایم ؟
مطمئنا درپاسخ به این سئوال اگرکمی واقع بین باشیم می توانیم بگوییم که هیچ وقت واین قصه دردناکی می باشدکه همه عمرآن را تحمل نموده ایم بدون آنکه برای حلش اقدامی نموده باشیم درچرایی وجودچنین پاره فرهنگی درمیان ما آنهم درزمانی که درقرآن با واردآمدن آیه ای چون یدالله مع الجماعه همه ما تلاش می کنیم تا اگرقراراست اعتباری ویا فرصتی صرف حل مشکلات گردد این مشکل من وگروه من باشدکه درمتن ومحوریت فعالیت ها قرارمی گیرد حتی اگراین موضوع به قیمت نابودی یک شهرو یک استان باشد ازاین روست که درنرخ برخورداری مرکزکشورمرفه تر ازمناطق دیگر کشورومرکز استان ها برخوردارترازمراکزشهرستانی ودرنهایت مراکزشهرستانی برخوردارترازشهرها وروستاهای تابعه می باشد ومسلم است که با آگاهی یافتن مردم ازاین تفاوت ها روحیه واگرایی درکل مملکت ایجادمی شودکه در اثر آن نمی توان برای تحقق افکارعمومی متمرکزوهم سو امیدواری داشت
پس حال که دولت یازدهم با تکمیل هیئت دولت وگذر نمودن بیش ازصدروز ازعمرخود بدنبال خردکردن قدرت خوددراستان ها می باشدتا به سرعت بتواند برای حل مشکلات وگرفتاری های مردم چاره ای بیندیشد وارائه دهد بهترین ومناسبترین راه آن است که با فراخواندن تمام دارندگان فکرواندیشه درتمام مناطق کشورووادار نمودن استانداران به فراخواندن تمام اندیشه وران استانی به فکردایرنمودن جریان افکارعمومی وتقویت آن با حمایت نمودن از تولیدات آن باشندتا بلکه ازاین به بعدبتوانیم به جای مشاهده کانون های خاص محفلی درشکل دادن به تصمیم ها این افکارعمومی جسورو آمیخته به دانش روزباشدکه به یاری مدیریان دربررسی وشناسایی کمبودها و نیازمندی ها بیاید تا از طریق کاستن اززمان دست یابی به نتایج و افزایش سرعت پیمودن راه توسعه کشوررا به سمت دست یابی به نرخ رشد بالا وعدالت عمومی درتوزیع منابع وفرصت ها موفق بیابیم
ادامه دارد
