تاريخ: سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۶:۴۷ ب.ظ
اگرچون زروانیان، «زروان بیکران» یا گیتیماده را عنصر نخستین بدانیم وبگوییم که تمام موجودات از آن پا به عرصهی وجود نهادهاند. ویا همسان دمکریت فیلسوف بزرگ یونان باستان که میگفت اصل جهان از یک عنصر تجزیه ناپذیر است که از ترکیب آن، اشیاء مختلف پدید میآید و آن را «اتم» (ا به معنای نفی، تم از واژه بریدن و قطع کردن) یا «بخش ناپذیر» (در اصطلاح فلسفی ما ـ جزءِ لایَتَجَزی) نامید بگوییم که ذره می تواند برای گرم شدن ودلگرم ماندن انسان تلاشش را بکند ولی این همه جای خورشیدرا نخواهدگرفت زیرا که دست ودلبازی خورشیددرعطای گرما به انسان چیزی فراترازهمه محبت هاییست که به انسان می شود.
ودرعشق هم اگرچه که رسیدن نامه ای ویا وصول پیغامی ازیاربتوانددل دلبسته را به گرمای حضوراو قوی دارداما هیچ چیزی نمی تواند به سان گفته عرفی شیرازی که گفت:
بلند همتی ذره داع می کندم
وگر نه ذره کجا، مهر آفتاب کجا
گرما بخش دل عاشق گردد مگرحضورومحبت مستقیم یارکه با این کارگویی که همه عالم را به ذره ای تبدیل نموده وازآن خورشیدی ساخته که گرمای جان بخشی را به عاشق می تاباند
