تاريخ: چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۳۴ ق.ظ
ملک ایمن درخت بارورست
زو قناعت به میوه باید کرد
چون ز بیخش برآورد نادان
میوه یک بار بیش نتوان خورد
.............................. .................
پیامبر بزرگ اسلام(ص) می فرمایند دو نعمت برای انسان مجهولند یکی امنیت ودیگری سلامت وسعدی بزرگ دراهمیت امنیت عنوان می دارند که این صفت به سان درخت میوه دهی است که اگرنادانی بخواهدآن را ازجای بکند فقط درهمان یک بارکه میوه بررروی شاخسارداشته ودرهمان زمان ازریشه کنده شده است می تواندمیوه آن را بکندوتناول نمایدومطمئنا باردیگری نخواهدبود که اوانتظارمیوه ازآن درخت داشته باشدوبه جای میوه اوباید حسرت بخورد.
براستی چرا امنیت یک نعمت مجهول ونامعلوم است و چگونه می شودکه حوزه دخالت آن در سعادت اجتماعی برهم می خوردوبدنبال خودهرچه شیرینی وارزشمندی باشد ازبین می رود؟
پاسخ این سئوال را می توان اینگونه داد که انسان موجودی زنده به فعالیت واز طریق آن تامین نیازمندی ها وبرطرف نمودن تنگناها درزندگی خوداست واگرعاملی به اختلال رابطه او با محیط پیرامون اقدام کند تا جایی که اونتواند فعالیت های عادی خودرا داشته باشد واز این منظردچارتنگنا و عسردرمعیشت شودگوییم که او امنیت خودرا ازدست داده است وبراین سیاق جامعه ای هم که نتواندبا تقسیم مسئولیت ها و منابع نیروهای درونی خودرا بکارسازمان یافته وبا هدف هدایت نماید چون نمی تواندانتظارمحصول وتامین نیازمندی ها وبرطرف نمود ن کمبودها را داشته باشدمطمئنا گام درراه نا امنی می گذارد که اگرنابودش نسازدحداقل هزینه های سنگینی را براو واردمی نماید.
پس می توان گفت که هرگونه ای ازاختلال که مانع ازپیدایش ارتباط هدفمندی بین انسان وجامعه پیرامون اوگردد می تواند عامل نا امنی شناخته شود و خطری را متوجه جامعه بنماید که باید تمام عناصر اجتماعی با هرچه که درتوان دارندبرای مبارزه با آن بپا خیزند تا با رفع موانع تمام عناصر موجوددرجامعه را برای دست یابی به اهداف ازپیش تعیین شده ونیازمندی های تامین کننده تعالی جامعه تحت مدیریت بگیرند
با این تفسیریکی ازعوامل به خطراندازنده امنیت می تواند فقدان ویا سوء مدیریت باشد که بایدبرای برطرف نمودن آن با سپردن کاربکاردان وحمایت تمام قد ازتصمیم های آن اقدام به فعالیت نمود
موضوع ناامن سازدیگرمی توانداختلاف برسر عدم توجیه راهی که باید پیموده شودو روش هایی که برای فعالیت بکارگرفته شود میباشد
وسومین آن همانا دورداشتن تمامی مردم ازمشارکت درتعیین و ترسیم سرنوشت عمومی می باشد که دراین وضعیت شیوع بیمارگونه شایعه وتفسیر های مطابق با منافع ومصالح فردی وگروهی می تواندهمچون سمی واردسیستم شودوفعالیت سالم آن را متوقف وبه جای آنان بذراختلاف و گروه گرایی را واردمجموعه نماید که بایدبرای سرپا نگه داشتن مستمر درخت امنیت برای برخورداری مداوم ازمیوه آن خودرا آماده مواجهه ورویارویی با هرعامل اختلال آفرینی نمود زیرا که اگرچنین درختی براثرکج فهمی ونادانی آنانی که بایدبرای تداوم وحدت تلاش نمایندصدمه ببیند اثرتلخ آن همه زندگی مجموعه را با خطرانهدام روبرومی سازد
