تاريخ: پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۴۳ ق.ظ
ضرورتست به توبیخ با کسی گفتن
که پند مصلحت آموز کاربندش نیست
اگر به لطف به سر میرود به قهر مگوی
که هر چه سر نکشد حاجت کمندش نیست
.............................. .............................. .
متاسفانه در سبک های تعلیمی وتربیتی که درکشورما بکارگرفته می شود و مستقیما بر ارتباط افراد با همدیگرو با ارتباط افرادبا محیط پیرامون تاثیرمستقیمی دارد تنبیه وتشویق نه به عنوان یک ابزارراهبردی که بتواندروندشکل گیری وسمت دهی به ارتباط ها را معین دارد بلکه به عنوان ابزاری باز دارنده و یا تشویق کننده درخدمت افرادوجریان های دارای قدرت اجرایی ومدیریتی واقع می شودو درعمل ابزاری می شودکه از طریق آن فرددارای قدرت استفاده از تشویق وتنبیه تلاش می کند که دیگران را تنها برای همراه ومطیع داشتن از طریق آنها درکنارخودبگیرد.
درحالی که اگربنا به فرموده سعدی حکیم توبیخ برای فردویا مجموعه درجایی بکار گرفته می شد که آن فردویا گروه درهرشرایطی خروج از حدود را دردستورکارداشته باشندو پندواندرز نتواند براهشان دارد مطمئنا جواب مناسبی ازآن گرفته می شود اما چون درمنطق مورداستفاده ما این هدف وتعالی ارتباط سازمانی واجتماعی نیست که می بایدازطریق براه داشتن افرادویا گروه ها موردحمایت واقع شود (زیرا که درچنین موقعیتی ابزارهای تشویقی وتنبیهی می توانست دارای تعریف وتداوم دربکارگیری شده و تقدم وتاخری برای آنها بنا برمصلحت درنظرگرفته شود) بلکه این فرد مدیر ویا حاکم است که ازطریق تنبیه و تشویق قراراست که موردحمایت واقع شود درچنین وضعیتی مسلم است که این خاطر اوست که معین کننده نوع وزمان استفاده از اسباب کنترلی می باشد ویا به عبارتی این خوشایند اوست که می گوید درهمان لحظه ازکدام ابزار برای وادار نمودن فرد به تبعیت استفاده شود ویا این فرددارای قدرت است که می گوید چگونه با اوبرخوردشود.
اما پس ازاین صغری وکبرای معمول اگربخواهیم مقیاس ومعیاردرستی درکارتنبیه وتشویق برای براه داشتن مردمان تنظیم وتدوین کنیم مسلما نیازبه این هست که با بکارگرفتن علوم مختلف روش هایی را ابداع نماییم که بتوان از طریق آنها محل بکارگرفتن ابزارهای کنترلی را معینداشت
مثلا آنجا که می شودفردی را با لطف ومحبت به کاروفعالیت درست ومنطبق با مصالح ومنافع جامعه هدایت نمود نیازی به این نیست که او را تحت فشارتنبیه ومحدودیت قراردهیم ویا حتما می بایدازهمان روش استفاده کنیم ودیگرنیازی به قهر وعتاب نیست زیرا که آدمی که درنیت وطبعش خوی سرکشی وجودنداردنیازی به بندوبست ندارد چون اگرچنین شوداوتمام ظرفیت های خودرا ازدست می دهد ونمی توانداندیشه نویی را برای ایجاد تغییر وتحول بکاربرد.
اما آنجا که منفعت ومصلحت جامعه دراین است که دربرخوردبا افراد ویا گروه هایی که حدود را رعایت نمی کنندو ازاین محل منافع جامعه وحقوق شهروندان آن در خطر واقع می شود اینجا دیگرلازم به رمل واسطرلاب نیست وباید بدون هیچ مماشات ومصلحت اندیشی ابتدا تذکرات لازم برای بازگشت ورعایت اصول بدان ها داده شودتا به کارومسئولیت خودبازگردندوبا انجام دقیق وظایف اخلالی را درنظم عمومی ایجادنکنند و چون چنین نکردند آنگاه بدون آنکه به تبار واعتبارشان ومیزان وابستگی که به قدرت دارندتوجهی نماییم با بکارگرفتن ابزارهای تنبیهی که ازآنها تعاریف ویژه ای شده است وهرکدام از آنها درجا وبرای موردی خاص شناسایی گرده اندواثربخشی خاصی درآن مورددارند استفاده نماییم تا به اصول باز گردند که اگرچنین نکنیم مصداق همان فرمایش خواهیم شد که گفته اند
ترحم بر پلنگ تیز دندان
ستم کاری بودبرگوسفندان
