تاريخ: شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۷:۵ ب.ظ
روشنفکر کیست وچگونه می تواندازامکانات رسانه ای مجازی برای انجام نقش ورسالت اجتماعی خودبهره ببرد؟(4)
دوستان من اگریادشان باشددر مطالب گذشته صحبت های گسترده ای درخصوص تعریف و اثربخشی روشنفکری برروندتحولات اجتماعی ارائه دادیم ودرنهایت گفتیم که فعالیت واندیشه روشنفکری کپی ازکارو فعالیت روشنفکران درسرزمین های دیگرنیست ونمی تواندباشد بلکه نگاه کاوشگرو تحقیق طلب درمسائل یک مملکت ویا منطقه زندگی فرداست که ممکن است دراین کارازقواعدواصول پذیرقته شده ویا کارشده درممالک دیگراستفاده شود واین امر مطمئنا بدون دست یابی به آگاهی ودانش لازمه تحقیق و پرسش ممکن نمی گردد ویا به عبارتی آنجا که می گوییم روشنفکرانسان ریز بین ومنتقدی می باشد که برشرایط موجودمی شورد ،سکنا وبی تحرکی را برنمی تابد ودرهمه احوال دنبال ایجاد تغییرو یا تاکیدبرضرورت آن می باشد درعمل باورنموده ایم که روشنفکربا هیچ چیز وهیچ کسی عهد اخوت نمی بندد و به صورت مستمردنبال راه وروشی می گردد که بتواندبا برانداختن شرایط و مولفه های درونی آن که متعلق به گذشته می باشندچیزنویی را بشارت دهد که مال فردا و توان منددرپاسخ دادن به سئوال های فردا باشد.
براین اساس می توان ابزارهای موردنظر روشنفکر درایجادتحول را عبارت از خرد،تجدد،توسعه ،پیشرفت ،سازندگی ونو شدن ونوکردن دانست که به هرمیزان نفوذعلم وروش های علمی درپیدایش این ابزارها وسیع ومهم باشد می توان گفت که آن روشنفکرو یا آن نگاه ر,شنفکری قوی و همراه با دست آوردهای مهم و قابل اندازه گیری خواهدبود وازاین روست که می توان گفت که روشنفکرانسانی می باشد که نمی تواند فرایند رفتاری ونگرشی خود را برتوهمات،مفاهیم تعبدی محض وتقلید وپیروی قطعی بنیادنهد و بدون آنکه به خودفرصت درنگ وتامل دهد حرفی ویا نظری را بپذیرد و برای اجرایی نمودن طرح وبرنامه ای خودرا مقیدبه تبعیت محض بداند.
درچرایی بروزچنین خصوصیتی درروشنفکر می توان دلایل چندی را برشمرد که اولین آن تلاش مستمرروشنفکربرای گذر نمودن ازسطح دانایی عمومی ویا علم محض ورسیدن به سطج خردورزی می باشد زیرا که آگاهی واطلاعات عمومی ودانش محض تنها می توانندبه انسان توجه وتمرکز،طبقه بندی دادهها برای شناسایی وبررسی مواردرا بدهند ولی اینکه فردبتواند دررابطه با مسائل وموارد قضاوت وداوری داشته باشدچیزی است که با رسیدن به سطح خرد ورزی بدست می آید وروشنفکری که می بایددیدگاه انتقادی خودرا نسبت به مسائل مطرح نمایدوارائه دهد باید قاضی عالمی باشدکه با شناخت قوانین ورابطه موجوددرمیان علت ومعلول بگویدکه اگر اتفاقی و یا وضعیتی درجامعه بوجودآمده وتنگناهایی را برای اعضاء جامعه ایجاد نموده ناشی ازچه عاملی بوده است وچگونه می توان با اعمال تغییردرحضورواثر گذاری آن پدیده ها را تحت کنترل گرفت.
حال اگراز موضوع خردوخردورزی که لازمه اصلی یک روشنفکرمی باشد بگذریم مسلم است که روشنفکرمی باید در رابطه با مفاهیمی مهم چون تجدد،توسعه ،پیشرفت ،سازندگی ونو شدن ونوکردن اطلاعات قابل ارائه به جامعه برخوردار
از دانش و آگاهی باشد تا با مطرح ساختن مسائلی که منتج به مفاهیمی چون تجدد ویا توسعه می گردد به عناصرمختلف اجتماعی این ایده را منتقل نماید که بدون دست یابی به تجددوتوسعه نمی توان به نوگرایی دست یافت ویا بدون اعتقادبه تحولاتی چون تجدد و توسعه نمی توان نوگرایی را به عنوان یک فرایند به جامعه قبولاند زیرا که تجدد خود واسطه و یا مرحله ای می باشدکه آرزو وتلاش برای دست یابی به آن می تواند هرنوع کهنه گرایی و عقب ماندگی را افشا و برطرف دارد ویا شاخص هایی را به جامعه ارائه دهد که مبین مناسب ومطلوب بودن تلاش برای تغییر باشد اما بایدبه خاطر داشت که تجدد نبایداین ذهنیت درجامعه را ایجادکند که ما به هیچ چیزی ازجامعه فعلی نیازنداریم وبرای نوسازی ساختار و یا چیزهایی جدیدبایدازهمه چیزدست شست زیرا که بسیاری ازمولفه های فرهنگی که دراثربی توجهی و اهمال درانتقال مفاهیم نو بروزمی یابدازبین می رونددرحالی که همانها مبانی ساختاری برای حفظ یک پارچگی جامعه و رسیدن به برایند کارجمعی شناسایی گردیده اند وبایدحفظ گردندویا به زبانی روشن بایدگفت که روشنفکرنبایدهمت خودرا درموضوع الترناتیوسازی براین بنیادنهدکه بودونبودجامعه را به هراج نهدو با بیرون ریختن همه آنها چیزهای نو بیاوردبلکه اوبایدبپذیرد که هراتفاقی که قراراست بیفتد برای جامعه به فرض ایران است و همه آنها به قصدرساندن مردم به رفاه به انجام می رسدتا مردمی که دراین کشورزندگی می کنند بدانندکه توسعه ،تجدد و یا ...برای این است که اواحساس آرامش ورفاه بنماید زیرا که اگرغیرازاین باشد و مردم احساس کنندکه اهداف وعملکردهای روشنفکربا کلیت جامعه وحفظ هویت آن مشکل دارد و نتیجه اقدامات او منجربه نابسامانی درتوسعه می شودمسلما خودبه عامل وابزاری تبدیل خواهندشدکه راه وامکان توسعه وتجدد را ازبین ببرندو یادربرابرهرتحولی مقاومت نمایند.
مثلا امروزکه جامعه ما بیش ازهرزمانی به تجدد،خردورزی،نوگرایی،تحول ،تغییر ودرنهایت توسعه جامع وپایدارنیازمند است وروشنفکران جامعه ما می بایدبدون کمترین تردیدی همت خودرا جزم نمایندتا با تلاش درمسیر همراه نمودن تمام مردم با ایجادساختار های نو نوسازی ساختارو همراه نمودن آن با کاروان تمدن جهانی صورت بگیرد اقداماتی که این ذهنیت را ایجادکند که روشنفکران ما دنبال تجزیه طلبی ویا راه انداختن اختلافات وتضادهای فرقه ای وقومی وقبیله ای می باشد عاملی خواهدشدکه با متحدنمودن تمام جریانات مخالف توسعه وتغییر سدی محکم ومقاوم را دربرابرجریانات واقعی روشنفکری ایجادخواهد نمود ازاین روست که به دوستان روشنفکر توصیه می گردد که همه آنها همت خود را برای واضح نمایی ظرفیت های نوگرایانه جامعه بکاربرند واز پیدایش مسیرهای انحرافی جلوگیری نمایندتا وحدت تمام نیروهای فکری بتواندبه جامعه نشان دهد که با ادامه شرایط موجود اتلاف درمنابع و فرصت ها مانع ازدست یابی به توسعه وعدالت اجتماعی خواهدگردیدو منجربه توسعه وتعمیق فقرخواهد شدکه این بدترین مانع وعامل پیشرفت است
ادامه دارد
