تاريخ: یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۱۷ ق.ظ
درگفتارپیشین بحثی را آغازنمودیم با این سئوال که مگر در حاکمیت امویان چه اشکالی وجودداشت که امام حسین(ع) مجبوربودندبرای ادای دین ووظیفه به اسلام از طریق امربه معروف ونهی ازمنکر قیامی را آغازکنند که هزینه آن می بایست با خون عزیزانشان واسارت اعضای خانواده گرامی پیامبرپرداخت می شد ؟ درپاسخ به این سئوال با اشاره به تعریفی از سیاست اززبان مولا علی(ع) که می فرمایند :
پادشاهی سیاست است
به دونوع ازسیاست اززبان ایشان پرداختیم وعنوان داشتیم که درسیاست نیکو که به نوعی می توان آن را درحوزه امربه معروف شناسایی نمودامام بزرگوار خصایصی را برمی شمارندکه عبارتنداز
ایجاد رضایت مندی در مردم،مشورت با دانشمندان وبحث با حکیمان،پرورش نیروهایی که از ستایش زیاد حاکمان خود داری می کنند، عدالت،عفو،پرهیز از ولخرجی،نرمش،مدارا،عمل به فضیلت درسیاست
ودرسیاست مذموم که درعرصه نهی ازمنکرموردملاحظه قرارخواهندگرفت حضرت ایشان صفاتی را مطرح می سازندکه عبارتنداز
ظلم،سختگیری بعد از رسیدن به قدرت ویا کسب پیروزی،میدان دادن به خویشان ،باریافتن متلمقان وچاپلوسان،میدان داری بخیلان وآزمندان در مشورت دادن، اسراف،تندخویی،بهانه تراشی وعمل به سهو وخطا
با عنایت به وجوه مورداشاره می توان وظیفه هر شهروندی را درمقابل حاکمان زمان خود آمریت به مواردمورداشاره دانست ویا به عبارتی هرشهروندی این وظیفه وتعهد را می یابد که برای هدایت حکومت به راهی که درآن اهدافی چون رفاه وسعادت شهروندان محقق گردد اقداماتی را به انجام برساند مثلا حاکمیت را به عمل برایجادرضایت مندی درمردم دعوت نماید ویا ازحاکمیت بخواهدکه برای کم کردن ازهزینه های جاری با دانشمندان وفضلای قوم مشورت نماید وهمچنین می تواندبه حکومت بگویدکه برای محفوظ داشتن فرایند فعالیت ها از خطا وانحراف افرادی را پرورش دهد که با روشنی و صراحت تمام امکان خطا وانحراف را بیان می دارندو یا با انتقاد ازنحوه عمل و شکل گیری برنامه ها حکومت را به بازنگری درنوع نگاه ومدیریت فرا می خوانند حال اگربه مصادیق مورداشاره دعوت حکومت به عدالت وتقسیم بالسویه منابع وفرصتها،عفو وگذشت ازخطاها وگناهان کوچک ،پرهیزازولخرجی،نرمش و مدارا درمقابل مردمان ودرنهایت عمل به فضیلت که روش هماهنگ نمودن تصمیم ها با زمان وخواست واقعی مردم است اضافه نماییم مشخص می گردد که دربسیاری ازمواردشهروندان می بایدبا حاکمان درگیرشوند وکاربالا بکشدزیرا که قدرت متمرکزو بدون نظارت عملا حاکمان را به عناصری غیرپاسخگو وبی توجه به اهداف عالی خلقت وجامعه سوق می دهد تا جایی که آنها حتی تحمل امر به معروف را نمی کنند چه برسدبه اینکه به آنها گفته شودکه
1- می بایدازظلم که همانا قراردادن هرچیزی درغیرجای خودش و یا انجام دادن عملی خارج ازحدودمتعارف آن می باشدخودداری نمایند
2- ازسخت گیری وفشاربرمخالفان ویارقبای خود بعد از آنکه به پیروزی رسیدند اجتناب ورزند وبا آنها به عدالت رفتارکنند
3- ازمیدان دادن به اقفربای خودو یا تقسیم نمودن قدرت ومنابع با خویشان ونزدیکان که درمیان مردم شائبه سوء استفاده را ایجادمی کند خودداری نمایند.
4- ازبه دورخودجمع نمودن متملقان وبادمجان دورقاب چینان که مانع ازشنیدن حرف حق و نشان دادن واقعیت ها می گردندخودداری نمایند.
5- ازواردنمودن افراد بخیل وآزمنددرعرصه های مشورتی و کمک فکری خودداری کنند زیرا که چنین افرادی مانع ازنزدیکی مردم به حاکمان میگردند.
6- ازاسراف در بهره برداری ازاموال عمومی که نسل های آینده درآنها سهمی دارندخودداری نمایند.
7- ازتندخویی و بکارگرفتن خشونت خارج ازحدبا مردم خود داری نمایند زیرا که با این کارمردم ازکنارحکومت تارانده می شوندوجرات نمی کنندتا خواست خودرا با حاکمان درمیان بگذارند.
8- از دست یازیدن به بهانه تراشی برای برخوردبا مردم ورقبا اجتناب ورزندزیرا که درچنین حالتی مردم سعی می کنندکه ازبرقراری کمترین ارتباطی با حکومت خودداری نمایند وهمین موجب می گردد که فاصله میان مردم وحکومت را دشمنان پر نمایند.
9- درانجام وظایف محوله ازسهل وانگاری وغفلت اجتناب ورزندزیرا که غفلت ازوظایف وبر زمین ماندن آنها موجب می شودکه اهداف حکومت ومردم دنبال نشودورفاه وسلامت اجتماعی مغفول ماند.
10- ......
تا بدینجای کار مصادیقی روشن ازوظایفی را که حکومت می باید دربرابرمردمانش بکارگیرد ویا مردمان حق دارندانجام آنها را ازحکومت خواستارشوند برشمردیم تا جایی که می شودبا یک نگاه سطحی به آنها مشخص نمود که بسیاری ازخکومت ها تحمل شنیدن و یا تاب عمل نمودن به آنها را ندارند ویا اگرکسی بخواهدکه به این موارد تاکیدداشته باشدو انجام آنها را به اصرارازحکومت ها بخواهد این امور موجب خواهدشدکه غضب حکومت را نسبت به خودبرانگیزاند همانگونه که غضب وخشم حکومت به شدید ترین وجهی متوجه ومتمرکزدرقیام امام حسین(ع) شد و تراژدی را بوجودآوردکه بی گمان درتاریخ حیات انسان همانندی برای آن نمی توان یافت
ادامه دارد
