تاريخ: یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۲:۷ ب.ظ
چنین که هر قدمی همرهی فروافتاد
واقعیت دردناک از دست دادن ویا تاراندن دوستان ازاوصاف بسیارمذموم ماست مثلا به هرجان کندنی که باشد ویا هر ترفندی که پا بدهد تلاش می نماییم که مجموعه ای ازدوستان را برای درکنارهم بودن ویاری رساندن با خودهمراه سازیم اما همینکه زمستانی گذشت وچلچلی تابستان فرا رسید یادمان می رودکه این کاروان را ما راه انداخته ایم ویا در راه افتادنش دیگرانی هم سهم داشته اند وازاین روی تمام تلاش خود را بکارمی گیریم که هرکسی را به بهانه ای ازخودمان برانیم بدون آنکه بدانیم اهداف موردنظر درزمان حرکت برای همان تعداددرنظرگرفته شده بود وحال که همه رفته اندتازه اگرهدفی هم قابل دسترس باشدبکارنخواهد آمد هرچند که ممکن نیست با تعدادی معدودبشودهدف موردنظرجمعی بررگ را محقق ساخت.
درماجراهای سیاسی هم این اخلاق عمومیت یافته است تاجایی که هر روزکه ازفعالیت ها می گذارد تعدادی ازهمراهان کاسته می شوند ومتاسفانه کسی هم جای آنان را پرنمی نماید ومشخص نیست که این جامعه وجریانات سیاسی نیم بند آن تا کی توان ازدست دادن نیرو را خواهد داشت ودرنهایت این کاروان به کجا وبا چه کسانی خواهدرسید ویا کی مصداق سخن سایه خواهدگردید که گفت.
چنین که هر قدمی همرهی فروافتاد
به منزلی رسد این کاروان خسته کجا
