وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۵۴ ب.ظ
نمی دانم چرا ازداریوش وکوروش نوشتن به مذاق عده ای خوش نمی آید و متاسفانه با ملاحظه مطلبی با تم بحث وبررسی دررابطه با گذشتگان فکرمی کنندکه نویسنده ادعا ویا نیتی غیردینی دارد درحالی که اولا داریوش وکوروش و یا بزرگانی چون پادشاهان گذشته وافرادی چون بزرگمهر اسلام را ندیده بوده اندپس نمی شودبرآنان خرده گرفت که چرا دین وآیین دیگری داشته اندو ازپیامبری دیگر پیروی می کرده اند و ثانیا حرف خوب واثرگذارکه بتواندتاثیررفتاری ونگرشی و تعلیمی وتربیتی بر انسان داشته باشد فرقی نمی کند که اززبان چه کسی مطرح شده باشد و ثالثا آنها هم پیرودینی وپیامبری بوده اند و یا دارای بینش الهی بوده اند وهمین وجه مشترک بین آنان ومسلمانان می تواندباشد.
پس پرداختن به آنچه که خوب ومثبت است کارخوبی می باشدکه بایدانجام شودمثلا شما زمانی که وصیت نامه داریوش کبیررا مطالعه می نمایید آیا این احساس به شما دست نمی دهد که با عنایت به فاصله چندین هزارساله ای که با زمان ما داردهنوزحرف وکلام نو وحتی ازآنچه که ما می اندیشیم وبدان عمل می کنیم قویتر و اثرگذار تر است ازاین روی اگردوستان اجازه بدهند سعی می کنم که درچندمطلب به محورهای وصیت نامه داریوش بپردازم تا ببینیم که ازاین اثرتاریخی وجاودانه چه استفاده ای می توانیم بکنیم 
اما قبل ازواردشدن درمحورهای موردنظر در وصیت نامه لازم است به دونکته اساسی که متاسفانه ما درنوشتن وصیت نامه بدانها توجه نمی نمایم توجه داده شود که اولین مورد قابل توجه در نوشتن این وصیت نامه توجه واهتمام به نوشتن وصیت نامه می باشد زیرا که دراصل وصیت نامه نقشه راهی می باشد که ازنسل گذشته به نسل آینده می رسدتا آنها با استفاده ازآیتم های مهمی که دروصیت نامه موردتاییدوتاکید قرار داشته است بدانندکه کدام راه و آنهم با چه کیفیتی بایدپیموده شود واین می تواند یک الگوی تمام عیاربرای ادامه و اتصال نسل آینده به نسل گذشته باشد.
موضوع دوم آن است که درتدوین وصیت نامه موردنظر عمده تاکید و توجه به انجام وظایف و رسالتی می باشدکه درنظر نویسنده می بایدبدقت رعایت گردد ویا به عبارتی نویسنده وصیت نامه درنظرداشته که با برجای گذاردن دستورالعملی کاملا روشن وقوی آیندگان را متوجه مسئولیت ورسالتی بنماید که خود اوتا زمان مرگ درپی آنها بوده است وتلاش داشته تا خود موفق به انجام آن باشداما ازآنجا که اعتقادداردکه مرگ موجودیتی درانتظار همه افراد بدون توجه به طبقه وجایگاه اجتماعی آنان است ادامه کاررا به بازماندگان وا می گذاردتا آنها با عنایت به وظایفی که دارنددرپی تحقق آنها باشند. 
به اجمال آنکه داریوش با تنظیم یک وصیت نامه بسیارقوی نشان داده که برای آینده ای که خودحضورنخواهد داشت نگرانی هایی داردو ازفرزندخودو بزرگان قوم انتظارداردکه با توجه وهمت درخصوص آنان راهی را که آغازشده است با قدرن ادامه دهند.
از سوی دیگر توجه به وصیت نامه نشان می دهدکه نگرش آن مردان بزرگ چیزی فرای زمان ومشکلات محاط برزندگی آن روزآنها بوده است ویا ایشان به چیزهایی فکرمی کرده اند که می تواندبرای هر دوره ونسلی مشکل شناخته شود که امیداست درادامه بحث ودرزمان پرداختن به محورهای موردنظرداریوش بزرگ دروصیت نامه با روشنی بیشتری بدانها بپردازیم تا خوانندگان گرامی بتوانندنیت نگارنده را دریابند