تاريخ: دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۳۵ ق.ظ
هیچ فرصت ورای آن مطلب
که کسی مرگ دشمنان بیند
تا نمیرد یکی به ناکامی
دیگری دوستکام ننشیند
تو هم ایمن مباش و غره مشو
که فلک هیچ دوست نگزیند
شادکامی مکن که دشمن مرد
مرغ، دانه یکان یکان چیند
.............................. ............
برای انسان آنهم کسی که درصدد است تا با سرعت قابل قبولی و دقت شایسته ای وظایف ورسالت خودرا به انجام رساندمسلم است که ازمسیرراه برداشته شدن دشمن می تواند بسیارایده آل و برانگیزانده باشد زیرا که تا دشمنی سفره مزاحمت خودرا برنچیند و ازمسیرهمراهی دوستی ودوستان کنارنرود مسلم است که فراغ بال لازمه برقراری دوستی های عمیق وپایداربوجودنخواهدآمدزیرا که وقت وانرژی صرف زیرنظرگرفتن دشمن و کنترل اقدامات احتمالی ومدیریت چالش هایی خواهدشدکه او می تواندایجاد کندپس تا دشمن هست نبایدآرام بودو با فراموش نمودن اودنبال سرنمودن وقت درمجامع دوستانه شد زیرا که غفلت ازدشمن موجب ازبین رفتن آدمی و شادشدن اوخواهدگردید.
اما همه این چیزی که گفته آمدنبایداین احساس را درفردایجاد کند که پس از دورساختن گزنددشمن آدمی می تواند احساس بی نیازی به دقت و حساسیت نسبت به مسائل پیرامون بنمایدزیرا که بزرگترین دشمن آدمی همانا فلک وگذرعمرمی باشدزیرا که فلک هیچگاه دشمنی با کسی را کنار نمی گذارد و همیشه بازی های فراوانی داردکه به نسبت هوشیاری فرد به اجراء می گذاردواز این روست که بایدبا مطالعه دریافت که چه کسانی می توانند ویا توانسته اند درمیدان بازی های فلک حاضرشوندو با گذر دادن بارمسئولیت خود مانع از تحقق حداقل خواست مقطعی فلک که برانداختن نام نیک افراد است گردد
درضمن باید به خاطرداشت که مرگ و شکست در تقدیرو سرنوشت هرکسی وجودداردوآدمی را گریزی ازآنها نیست ازاین روی نبایددرمرگ و سقوط دشمن چندان شادمانی نمودکه مرگ و شکست خود به فراموشی سپرده شود زیرا که امکان شکست با غفلت افزایش می یابد و غفلت می تواندنام نیک آدمی را به یغمی دهد ویا به عبارتی حتی مرگ دشمن و خاطره ای که ازشادمانی مردم ویا شادی دل آدمی ازآن باقی می ماندمی تواند دربردارنده این مفهوم باشدکه داس مرگ به نوبت سراغ همه خواهدآمد پس ای خوش آن آدمی که درزمان مرگ بلوغ و توان خیر اندیشی وعمل نیکویش موجبات باقی ماندن نامی نیک ازاو را فراهم نموده باشد
