تاريخ: سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۴۹ ق.ظ
تا سگان را وجود پیدا نیست
مشفق و مهربان یکدگرند
لقمهای در میانشان انداز
که تهیگاه یکدگر بدرند
.............................. ...
بدون تردید ریشه بسیاری ازاختلافات که حتی به خون وخونریزی منتهی می گردد درمنافع مادی و زیاده خواهی های انسانی نهفته می باشد والحق که این پدیده استخراج شده ازخوی حیوانی و صفات نابالغ انسانی می باشد همچنان که سعدی گرامی می فرمایندو مصداق می آورند که تا دربین سگان چیزی برای بدندان کشیدن ومال خود نمودن وجودنداشته باشد گله بسیارآرام ومهربانی نسبت به هم را تشکیل می دهند که حتی راضی می شوندزخم همنوعان خودرا لیس بزنندتا بلکه بدرمانش کمک کننداما همینکه لقمه ای دربینشان بیفتدو یا به غرض انداخته شود چنان ازخودبی خودمی گردندکه برای بدست آوردن بخش ناچیزی ازآن اقدام به تکه پاره نمودن همدیگرمی کنند
براستی چرا چنین خصیصه و ذاتی درانسان وحیوان مشترک است ویا اساسا چرا درمنطق خلقت چنین ویژگی مذمومی حداقل دربین انسان ها بودیعه نهاده شده است ؟
درپاسخ به این سئوال دو موضوع می تواند درمنظر دیدقراربگیرداول آنکه انسان ذاتا گونه ای ازجانوران است که دربین همه آنها برخی ازویژگی های ذاتی می باشد با این تفاوت که برخی ازگونه ها به خاطرخاصیت وتوان یادگیری وفهم منفعت ومصلحت می توانند با سرپوش گذاردن بر وجودوقدرت تاثیرگذاری این ویژگی ها آنها را برای همیشه ویا حداقل بصورت مقطعی سرکوب نمایند که یکی ازاین گونه ها انسان است که می شودبا یاددادن و نهادینه نمودن این درک که می تواند با منطق وقدرت خرد بسیاری ازخواست های خودرا بدون نشان دادن چنگ ودندان بدست آورد بسیاری ازنمودهای حیوانی خود را متظاهرنسازدو یا ازآنها برای دست یابی به منافع خودبهره نبرد .
درضمن بایدبه خاطر داشت که انسان وسایرموجودات برای به انجام رساندن بسیاری ازوظایف و تحقق تمامی اهداف خودمجبورمی شوند که با دیگران به رقابت بپردازد و این رقابت خصیصه ای می باشدکه وجودش ازنظرقرآن نیز با عنوان السابقون و السابقون موردتاییدوتاکیدقرارگرفته است هرچند که این موضوع دراعمال خیر و نشان دادن چهره ای انسانی از آدمی می باشد اما بایدبه خاطرسپردکه دربسیاری ازاوقات با غالب شدن نفس اماره که انسان را برای بدست آوردن با هرقیمت خواست ها تحریص می نمایدکاررقابت به خشونت ونزاع می کشدو انسان به موجود اضلی تبدیل می شودکه خون می زیزد و بنی نوع خودرا می کشد
پس آنجا که آدم هایی با حلوا حلوا نمودن همدیگر جمع متحدی را نشان می دهند که تصور ورود درمیانشان غیرمحتمل به نظرمی رسد بایدامتحان درستی ادعای خودرا درموقعی پس بدهند که درتقسیم فرصت ها ومنابع می بایدتحمل آنچه که سهمی برایشان درنظرگرفته می شودرا بنمایند وبدان راضی گردندوگرنه اگرقرارباشدبا مشاهده لقمه نانی و ملاحظه موقعیت واعتباری پا بر سردیگران گذارندوبا له نمودن اعتبارو شخصیت همگنان فقط به خود بیندیشند مصداق سگانی می شوند که برای مال خودنمودن تکه گوشتی ویا لقمه نانی همدیگر را می درند
