تاريخ: پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۴۸ ق.ظ
درمقدمه مطلب وپس از تفسیر موجز شرایط وآنچه که مرا واداشته تا سلسله مطالبی را تقدیم دوستان داشته باشم وعده نمودم که درادامه این مباحث به شکل کاملتری به موضوع تیتر بپردازم تا دوستانی که اعتقاد به فعالیت در این بخش ازجریانات سیاسی و اجتماعی کشوردارند و یا درمتن این جریان حضوردارندبدانندکه اصلاح طلب بایدچه ویژگی هایی داشته باشد ویا ازچه موازین ومعیارهایی تبعیت نماید تا فرایند شکل گیری جریان دقیقا مطابق با قواعدی باشد که متاسفانه یا موردتوجه وعنایت قرارنگرفته ویا اینکه فراموش گردیده وقدرت درآنها تغییرات جدی را ایجادنموده است تا جایی که امروزتنها از واژه اصلاح طلبی نامی باقی مانده است وازاین روی همه امور رنگ وبوی رضایت و هماهنگی با شرایط یافته است.
اصلاح واصلاح طلبی درقرآن:
درقرآن کریم زمانی که موضوع اصلاح پیش می آید مفهومی جز اصلاح درهمه چیز ازجمله اصلاح درعقیده ،اصلاح اخلاق اصلاح عمل و اصلاح روابط و نظامات اجتماعى نمی باشد که از این طریق می توان به حیات طیبه(زندگی پاک) رسید و کاملنرین مصداق قرآنی این موضوع همانا صحبت شیعب پیامبربا یاران خوداست که قرآن کریم داستان را در آیه 88 سوره هود به این شکل تعریف می نماید
قَالَ يَقَوْمِ أَ رَءَيْتُمْ إِن كُنت عَلى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبى وَ رَزَقَنى مِنْهُ رِزْقاً حَسناًوَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلى مَا أَنْهَامْ عَنْهُإِنْ أُرِيدُ إِلا الاصلَحَ مَا استَطعْتوَ مَا تَوْفِيقِى إِلا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكلْت وَ إِلَيْهِ أُنِيب
اى قوم من ! هر گاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم و رزق خوبى بمن داده باشد ( آيا می توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم ؟ ) من هرگز
نمی خواهم چيزى كه شما را از آنباز می دارم خودم مرتكب شوم ، من جز اصلاح تا آنجا كه توانائى دارم نمی خواهم ، و توفيق من جز به خدا نيست ، بر او توكل كردم و به سوى او باز گشتم.
با مراجعه به این آیه از قرآن کریم می توان گفت که اصلاحات همانا عمل به فرمان خدا تا جایی که توان انجام آن را داریم می باشد ودرادامه بازگرداندن همه امور به سوی این دستور می باشد واصلاح طلب نیزبراین اساس کسی است که در همه احوال مراقب انجام اموردرمجرای خود ویا بازگرداندن تمام اموربه مجرای واقعی خود است آنهم به نسبت توان و ظرفیتی که ازآن برخورداراست وموضوع مهمی که دراین آیه بدان اشاره گردیده این است که اصلاح طلب کسی است که درعین دعوت دیگران به رعایت امور وحدودالهی خود بهترین گواه ونمونه عمل به قوانین وحدود الهی می باشد زیرا که امام علی(ع) می فرمایند:
در شگفتم از كسى كه دست به اصلاح مردمان مى زند و خود كانون مفاسد است ، براى اصلاح خود اقدام نمى كند و به اصلاح ديگران مى پردازد.
حال اگربخواهیم معنی تحت اللفظی ازاصلاح واصلاحات بدهیم می توان گفت که برای واژه اصلاح و اصلاحات معانى متعددى ذكر كرده اند از جمله:
بصلاح آوردن و نيكو كردن، درست كردن، التيام دادن، بسامان آوردن، سر و سامان دادن، به كردن، نيك كردن، سازش دادن، آرايش دادن صورت و موى سر و...
درمصادیق نیز واژه اصلاح واصلاحات دردو حوزه فردی واجتماعی واردگردیده است که به عنوان نمونه می توان به
اصلاحات خاص ميان دو فرد مانند:فَأَصْلِحُواْ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ; ميان برادرانتان سازش دهيد
اصلاحات عام و فراگير اجتماعى: إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الاِْصْلَـحَ; من قصدى جز اصلاح ندارم
همچنین این واژه برای نشان دادن وظیفه مسلمانان دردو جایگاه ویا نماداخلاقی ورفتاری آمده است که عبتارتنداز درمقابل مفسدودرمقابل جبار که درهر دومورد فرد مصلح ویا مدعی اصلاحات موظف است که به عمل اصلاحی موردنظرعمل واقدام نماید.
حال که با جایگاه ومنزلت اصلاح واصلاح طلبی درقرآن و کلام مولی علی(ع) آشنا شدیم (درادامه مطلب مواردبیشتری ارائه خواهدشد)بهتراست که به این نکته بپردازیم که در ارتباط های روز مره بسیار اتفاق می افتد که با کلماتی چون اصلاحات و اصلاح طلبان روبرو می گردیم و حتی از این کلمات برای انتقال مفاهیم و هیجانات خود استفاده می نماییم ویا در بسیاری از مواقع حتی مواضع مخالف و یا موافقی را بر له یا علیه افرادی که خودرا منتسب ویا مخالف آن نشان می دهنداتخاذ می کنیم بدون آنکه بدانیم ویا به این نکته توجه کنیم که اصلا مفهوم این کلمات از چه قرار بوده است و کسی که او را به خاطرانتساب بدانها محبوب یا به خاطرانتقاد ازآنها مغضوب خود محسوب داشته ایم اساسا کاری ویا وظیفه ای را به انجام رسانده ویا برساند ویا آنکه انتقادی نموده در پی چه بوده است و اساسا کار آن دو به چه منظوری ارائه شده است و ما چگونه می توانیم درپیروی ازاصلاحات واصلاح طلبان ویا استفاده ازکارمنتقدان به اصلاح طلبان چه کاری انجام دهیم ویا ازکار منتقدان چگونه استفاده نماییم ویا اگر حمل بر اسائه ادب نباشد بدون آنکه بدانیم موضوع ازچه قرار است و چه هدفی را می توان با آنها دنبال نمودویا چه بهره ای می توان از آنها برد بر له یا علیه افراد موصوف به اتخاذ موضع اقدام می نماییم و درود ویا مرگ نثارشان می کنیم این در حالیست که اگر می دانستیم که حضوردرمجموعه فعالان اصلاح طلبی ویا ارائه تحلیل ونقد محصول یک کار کاملا علمی می باشند که فرد ویا افراد دربر دارنده آن صفات با بکار بستن اصول و قواعد اختصاصی ودقیق واستفاده از نگرش ویژه ای عضویت درآن مجموعه ها را پذیرفته اندویا دست به نقدوتحلیل زده اند مسلم است که برای عضویت ویا هواداری ازاصلاحات واصلاح طلبان ویا در رویارویی با نقد و تحلیل وصدور حکم در خصوص آنها وحتی باز کردن راه وفراهم نمودن فضا برای منتقد و تحلیل گر با حساسیت و دقت نظر بیشتری اقدام می کردیم واینگونه نبودکه بتوانیم و یا بخواهیم که با هر سطح از دانش و مهارت در شناسایی مسائل وارزیابی علل پیدایش آنها خود را به عنوان قاضی وداور در امور دخالت دهیم و متاسفانه با استفاده از ادبیاتی بسیار نازل و سخیف به تخریب و تخطئه ویا حتی تحبیب ومحترم شمردن اصلاح طلبان و منتقدان دست به اقدام بزنیم.
با توجه به این مشکلات نگارنده در صدد برآمده است که با استفاده از تجارب قریب به سی ساله خود در حوزه کار مطبوعاتی و قریب به چهل ساله درفعالیت های اجتماعی، سیاسی مطالبی را به صورت دسته بندی شده برای ارائه تصویری روشن ازاصلاحات واصلاح طلبی ارائه نماید با این امید که بهره برداران از آنها مطالب را در حد یک برداشت شخصی مطالعه نمایند و نقطه نظرات خود را برای برطرف نمودن معایب و کاستی های آنها ارائه دهند زیرا خود نگارنده مطمئن است که در عرصه نگاه واقع بینانه به موضوع اصلاح واصلاحات می توان کار های بسیار گسترده ای انجام داد که امید است آنچه که تقدیم می گرددمقدمه ای برای پرداختن به این مهم باشد.
اصلاح واصلاح طلبی درقرآن:
درقرآن کریم زمانی که موضوع اصلاح پیش می آید مفهومی جز اصلاح درهمه چیز ازجمله اصلاح درعقیده ،اصلاح اخلاق اصلاح عمل و اصلاح روابط و نظامات اجتماعى نمی باشد که از این طریق می توان به حیات طیبه(زندگی پاک) رسید و کاملنرین مصداق قرآنی این موضوع همانا صحبت شیعب پیامبربا یاران خوداست که قرآن کریم داستان را در آیه 88 سوره هود به این شکل تعریف می نماید
قَالَ يَقَوْمِ أَ رَءَيْتُمْ إِن كُنت عَلى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبى وَ رَزَقَنى مِنْهُ رِزْقاً حَسناًوَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلى مَا أَنْهَامْ عَنْهُإِنْ أُرِيدُ إِلا الاصلَحَ مَا استَطعْتوَ مَا تَوْفِيقِى إِلا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكلْت وَ إِلَيْهِ أُنِيب
اى قوم من ! هر گاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم و رزق خوبى بمن داده باشد ( آيا می توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم ؟ ) من هرگز
نمی خواهم چيزى كه شما را از آنباز می دارم خودم مرتكب شوم ، من جز اصلاح تا آنجا كه توانائى دارم نمی خواهم ، و توفيق من جز به خدا نيست ، بر او توكل كردم و به سوى او باز گشتم.
با مراجعه به این آیه از قرآن کریم می توان گفت که اصلاحات همانا عمل به فرمان خدا تا جایی که توان انجام آن را داریم می باشد ودرادامه بازگرداندن همه امور به سوی این دستور می باشد واصلاح طلب نیزبراین اساس کسی است که در همه احوال مراقب انجام اموردرمجرای خود ویا بازگرداندن تمام اموربه مجرای واقعی خود است آنهم به نسبت توان و ظرفیتی که ازآن برخورداراست وموضوع مهمی که دراین آیه بدان اشاره گردیده این است که اصلاح طلب کسی است که درعین دعوت دیگران به رعایت امور وحدودالهی خود بهترین گواه ونمونه عمل به قوانین وحدود الهی می باشد زیرا که امام علی(ع) می فرمایند:
در شگفتم از كسى كه دست به اصلاح مردمان مى زند و خود كانون مفاسد است ، براى اصلاح خود اقدام نمى كند و به اصلاح ديگران مى پردازد.
حال اگربخواهیم معنی تحت اللفظی ازاصلاح واصلاحات بدهیم می توان گفت که برای واژه اصلاح و اصلاحات معانى متعددى ذكر كرده اند از جمله:
بصلاح آوردن و نيكو كردن، درست كردن، التيام دادن، بسامان آوردن، سر و سامان دادن، به كردن، نيك كردن، سازش دادن، آرايش دادن صورت و موى سر و...
درمصادیق نیز واژه اصلاح واصلاحات دردو حوزه فردی واجتماعی واردگردیده است که به عنوان نمونه می توان به
اصلاحات خاص ميان دو فرد مانند:فَأَصْلِحُواْ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ; ميان برادرانتان سازش دهيد
اصلاحات عام و فراگير اجتماعى: إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الاِْصْلَـحَ; من قصدى جز اصلاح ندارم
همچنین این واژه برای نشان دادن وظیفه مسلمانان دردو جایگاه ویا نماداخلاقی ورفتاری آمده است که عبتارتنداز درمقابل مفسدودرمقابل جبار که درهر دومورد فرد مصلح ویا مدعی اصلاحات موظف است که به عمل اصلاحی موردنظرعمل واقدام نماید.
حال که با جایگاه ومنزلت اصلاح واصلاح طلبی درقرآن و کلام مولی علی(ع) آشنا شدیم (درادامه مطلب مواردبیشتری ارائه خواهدشد)بهتراست که به این نکته بپردازیم که در ارتباط های روز مره بسیار اتفاق می افتد که با کلماتی چون اصلاحات و اصلاح طلبان روبرو می گردیم و حتی از این کلمات برای انتقال مفاهیم و هیجانات خود استفاده می نماییم ویا در بسیاری از مواقع حتی مواضع مخالف و یا موافقی را بر له یا علیه افرادی که خودرا منتسب ویا مخالف آن نشان می دهنداتخاذ می کنیم بدون آنکه بدانیم ویا به این نکته توجه کنیم که اصلا مفهوم این کلمات از چه قرار بوده است و کسی که او را به خاطرانتساب بدانها محبوب یا به خاطرانتقاد ازآنها مغضوب خود محسوب داشته ایم اساسا کاری ویا وظیفه ای را به انجام رسانده ویا برساند ویا آنکه انتقادی نموده در پی چه بوده است و اساسا کار آن دو به چه منظوری ارائه شده است و ما چگونه می توانیم درپیروی ازاصلاحات واصلاح طلبان ویا استفاده ازکارمنتقدان به اصلاح طلبان چه کاری انجام دهیم ویا ازکار منتقدان چگونه استفاده نماییم ویا اگر حمل بر اسائه ادب نباشد بدون آنکه بدانیم موضوع ازچه قرار است و چه هدفی را می توان با آنها دنبال نمودویا چه بهره ای می توان از آنها برد بر له یا علیه افراد موصوف به اتخاذ موضع اقدام می نماییم و درود ویا مرگ نثارشان می کنیم این در حالیست که اگر می دانستیم که حضوردرمجموعه فعالان اصلاح طلبی ویا ارائه تحلیل ونقد محصول یک کار کاملا علمی می باشند که فرد ویا افراد دربر دارنده آن صفات با بکار بستن اصول و قواعد اختصاصی ودقیق واستفاده از نگرش ویژه ای عضویت درآن مجموعه ها را پذیرفته اندویا دست به نقدوتحلیل زده اند مسلم است که برای عضویت ویا هواداری ازاصلاحات واصلاح طلبان ویا در رویارویی با نقد و تحلیل وصدور حکم در خصوص آنها وحتی باز کردن راه وفراهم نمودن فضا برای منتقد و تحلیل گر با حساسیت و دقت نظر بیشتری اقدام می کردیم واینگونه نبودکه بتوانیم و یا بخواهیم که با هر سطح از دانش و مهارت در شناسایی مسائل وارزیابی علل پیدایش آنها خود را به عنوان قاضی وداور در امور دخالت دهیم و متاسفانه با استفاده از ادبیاتی بسیار نازل و سخیف به تخریب و تخطئه ویا حتی تحبیب ومحترم شمردن اصلاح طلبان و منتقدان دست به اقدام بزنیم.
با توجه به این مشکلات نگارنده در صدد برآمده است که با استفاده از تجارب قریب به سی ساله خود در حوزه کار مطبوعاتی و قریب به چهل ساله درفعالیت های اجتماعی، سیاسی مطالبی را به صورت دسته بندی شده برای ارائه تصویری روشن ازاصلاحات واصلاح طلبی ارائه نماید با این امید که بهره برداران از آنها مطالب را در حد یک برداشت شخصی مطالعه نمایند و نقطه نظرات خود را برای برطرف نمودن معایب و کاستی های آنها ارائه دهند زیرا خود نگارنده مطمئن است که در عرصه نگاه واقع بینانه به موضوع اصلاح واصلاحات می توان کار های بسیار گسترده ای انجام داد که امید است آنچه که تقدیم می گرددمقدمه ای برای پرداختن به این مهم باشد.
