وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۵۴ ق.ظ
هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد
ای بسا روز که در زیر زمین خواهد بود
کشتی آرام نگیرد که بود بر سر آب
تا جهان بر سر آبست چنین خواهد بود.
...........................................................
فرصت وا نهاده شده برانسان که نام عمرمی گیرد غنیمتی برای بهره مندی ازعیش و عشرت است زیرا که درغفای آن طوفانی به نام مرگ روان است که مشخص نیست کی به آن خواهد رسیدو آن گذر خواهدنمودو آنگاه با قرارگرفتن درمقابل آن شتاب حرکت را وا خواهدستاندو مالک عمر و فرصت یافته به عیش را به سرای باقی گسیل خواهد داشت .
پس چرا من ومای واقف به این واقعیت که مرگ سایه واردر کمین ماست و می باید از آنچه که دست داده است لذتی ببریم نه خود با دستی بازو دلی آزادبدنبال لذت بردن ازعمریم ونه به دیگران اجازه می دهیم که بتواندازاندک فرصت حضوردرجهان با حرکت به سوی اهداف و تحقق آنها لذت ببرند 
حتما خواهیدفرمود که چگونه می شود احدی ازانسان ها نتواند خود ویا نخواهد که دیگران ازعمرلذت ببرند؟
درپاسخ به این سئوال هرچندساده اگربه اطراف خود مراجعه ودقت فرماییدملاحظه خواهیدنمودکه افرادی چون قارون همه منابع را مال خودمی کنند تا مبادا دیگری با داشتن آنها دست نیازبه سوی او دراز نکندو یا با داشتن آنها فراموش کندکه قارون چه مقدارجاه وجلال دارد ویا آنکه مثل نمرود فرصت مشارکت ازعموم برای ترسیم سرنوشت ومداخله درچیزی که بایدشکل بگیرد (شایدکه رفاه و آسایش مجال لذت بردن اززندگی را برای آنها فراهم کند) می گیرد وخودبه تنهایی (وآنهم درجایی که دستورخداوندبرمشورت است) تصمیم بگیرد تا مبادا کسان دیگری هم مدعی داشتن توان وقدرت فکری برای مدیریت واداره باشند .
اینها وهزاران چون آنها مناسباتی را برساختارجامعه تحمیل می نمایند که درلوای آنها پیچیدگی برامور و سردرگمی برمردم حاکم می گردد واجازه نمی دهد تا سهولت درانجام وظایف و عدالت دربرخورداری ازمنابع لذت مستقر درفلسفه خلقت را متوجه مردم وبندگان خداوندبکند واین همان داستان بروی آب وساکن نبودن دنیاست که موجب می گردد تا بدانیم وفراموش نکنیم که مرگ درپیمان است اما حیف که مناظر و لطافت سیالی فراموشمان می دارد و غفلت مانع ازعمل به تعهدات و توجهات انسانیمان می گردد