تاريخ: یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۴۶ ق.ظ
دیشب جایی میهمان بودیم وازهردری سخنی می رفت وازقضا درباب فوتبال هم حرف هایی به میان آمد وازمن که عمری معادل سی سال را درفوتبال گذرانده ام پرسیده شد که به نظرت چرا مجموعه های ورزشی ما و صحن مسابقات باشگاهی ما به میدان درگیری بین مناطق مختلف کشور تبدیل گردیده است مثلا دربازی پرسپولیس و تراکتورسازی،ملوان وداماش و.....تماشاگران چیزی نمی ماندکه بهمدیگرویا به بازیکنان داخل زمین نگفته باشند ویا درهمین موضوع قرعه کشی جام جهانی و اتفاقات بعدازهم گروهی ما با آرژانتین که موجی بزرگ علیه لیونل مسی و مجری قرعه کشی راه انداخته اند
من ابتدا خواستم که ازاظهارنظردراین موضوع خودداری نمایم وبا این عنوان که ذاتی ورزش ومیدان های ورزشی می باشد ازورود درموضوع خودداری نمایم اما زمانی که بادم آمد درآلمان،ژاپن و....دیگرمناطق دنیا هم فوتبال وجودداردولی کسی به خودحق نمی دهد که بدیگران توهین نمایدزیرا که او آمده ازفوتبال لذت ببرد وبازیکن داخل زمین هم بازی می کند که ضمن لذت بردن خود زیبایی و طراوت را تولیدمی کندو با انتقال آن به میان تماشاگران موجب لذت بردن آنها می شود عنوان نمودم که ما
1- دیرزمانیست که لذت بردن ویا حتی دنبال لذت گشتن را فراموش نموده ایم وازاین روست که نه درخانه،نه درخیابان ونه ازکاری که می کنیم ومایه حیات ما می باشدلذت نمی بریم وازاین روست که خستگی و تلخ کامی عارض جان مان شده است وچون لذت نمی بریم تحمل شرایط ماندن و نگاه کردن ویا ساکت بودن برایمان سخت می گردد
2- ما هدف خاصی را ازبودن و مشارکت داشتن درامور دنبال نمی کنیم وازاین روست که هرچیزی که دردم دست ماست و خیلی راحت بدست می آید به هدفی برای فعالیت ما تبدیل می شود و چون سطحی وزودگذر است سرخوردگی و انفعال ایجادمی کندو با برهم زدن ثبات شخصیت باعث پرخاشگری می شود
3- جایی برای فریادزدن وخالی نمودن سرحوردگی ها وشکست هایمان وجودندارد و بافت فکری ما هم به آن حدی قوی و تاثیرگذار نیست که مایه انطباق ما با شرایط را فراهم آوردازاین روی زمانی که درجمعی گم می شویم وامکان شناسایی وجودنداردچیزی را ازخود بروزمی دهیم که هستیم وچون شناخته نمی شویم مایه شرمندگی نمی گردد.
4- با دوست داشتن ودوست داشته شدن بیگانه شده ایم زیرا که در اطراف خودمان کسی را یاور و حامی خودمان نمی یابیم واین تنهایی و مانوس شدن با آن زمانی که با مجموعه ای همرنگ و همشعار گره می خورد واحساس حمایت ایجادمی شود انقلابی را دردرون ما ایجادمی کندکه افراددرمقابل ما را به دشمن مبدل می سازدکه می توانیم با این حمایت جوشش یافته دماراز روزگارش درآوریم
5- پرخاشگری و بد دهنی عمومی شده است وتفاوتی نمی کندکه این خصوصیت درمجامع رسمی ما به چشم بیایدو یا درمحافل ومجامع خصوصی باشد ما زمانی که ازتریبون های رسمی ومخصوصا اخلاقی به خوداجازه می دهیم که دررابطه با دشمن ازهرادبیاتی استفاده کنیم مسلم است که با قرارگرفتن هرکسی درجایگاه دشمن شایستگی این را می یابدکه منظورهمان ادبیات واقع شود چه درمیدان سیاست باشدوچه درمیدان ورزش.
6- ما اصل مسلم رقابت ورفاقت را دیرزمانیست که از فرهنگ مان زدوده ایم وباعث وبانی آن کم تحملی و تمامیت خواهی فعالان درعرصه ساست بوده است ازاین روی با کنارگذاردن خصیصه های پهلوانی که برمعیار مروت و مردانگی استوارمی گردید امور عمومی و حتی خصوصیمان رابر محور گلادیاتوریسم که بر بنیاد تنازع شکل می گیرد تدبیرمی نماییم وازاین روست که با فراموش نمودن فردایی که رودررو وباهم خواهیم بود به هروسیله ای دست می بریم تا امروزمان را برتری بخشیم
واین چنین است که دو راننده بعدازتصادف که ازاسمش پیداست ودرآن کسی تعمدی نداشته درخیابان درگیرمی گردند و چندساعت راه را بندمی آورند استاد با دانشجویش در صحن دانشگاه درگیری فیزیکی می یابد مسئول ووزیردر جلسه علنی هیئت دولت درگیرمی گردند واین فرهنگ تهاجم تا آنجا پیش می رودکه یک جوان هیجانی طرفدارفوتبال به اسطوره ای درهمان بازی فوتبال به خاطرآنکه چند ماه بعدممکن است به تیم کشورش گل بزندو یا درمقابل تیمش بازی مقهورکننده ای به نمایش بگذارداز همین امروزمی تازد واین همه علامتی ازفرهنگ ومنش ایرانی می شودکه روزی روزگاری معروف به معرفت و بزرگ منشی بودو همین اواخر خودرا مبلغ ورسول جهانی نمودن اخلافق اسلامی می خواند
